ویرگول
ورودثبت نام
روان تنظیم
روان تنظیمنویسنده‌ی علمی، مدافع سلامت عمومی و مروج بهینه‌سازی و ریکاوری --- محمود دلیر عبدی نیا - روانشناس تربیتی - مدیر مجله اینترنتی روان تنظیم و مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی
روان تنظیم
روان تنظیم
خواندن ۳ دقیقه·۲ ماه پیش

من کیستم؟

من کیستم؟
من کیستم؟

من کیستم؟

جان مارشال ریو، روانشناس انگیزش، توی کتابش می‌گوید ما آدم‌ها توی زندگی‌مان مدام با چهار سؤال اساسی کلنجار می‌رویم. نه اینکه لزوماً با خودمان بگوییم «الان برویم سؤال اول را جواب بدهیم»، اما هر انتخابی که می‌کنیم، هر مسیری که می‌رویم، هر حسی که به خودمان داریم، دارد دورِ همین چهار تا دور می‌زند.

سؤال اول: من کیستم؟ یعنی چه ویژگی‌هایی دارم؟ مهربانم یا خودخواه؟ باهوشم یا معمولی؟ دیگران مرا چطور می‌بینند؟ آن نوجوانی که نمی‌داند چه کاره شود، آن بزرگسالی که بعد از بیست سال شغلش را عوض می‌کند، هر دو پای این سؤال ایستاده‌اند. ریو اسم این را «خودپنداره» می‌گذارد. کارکردش این است که به زندگی‌ات جهت بدهد. اگر ندانی کیستی، گیج می‌زنی و بی‌انگیزه می‌شوی.

سؤال دوم: چطور به دیگران وصل شوم؟ کسی که به شهر جدید رفته و غریبگی می‌کند، یا کسی که بین علاقه شخصی و نظر خانواده گیر کرده، مدام این سؤال را با خودش تکرار می‌کند. اینجا بحث «هویت» است و پیوند با جامعه. آدم بدون دیگران پژمرده می‌شود. اگر خوب جوابش را بدهیم، به تعلق خاطر می‌رسیم؛ اگر نه، از خود بیگانگی و تنهایی می‌ماند.

سؤال سوم: چه کسی می‌توانم بشوم؟ این سؤالِ استعدادهای نهفته است. کارمندی که شب‌ها نقاشی می‌کند و آرزو دارد یک روز نمایشگاه بزند، مادری که کنار بچه‌داری زبان تازه یاد می‌گیرد، پیرمردی که هفتادسالگی کتاب زندگی‌اش را می‌نویسد. ریو اسم این را «عاملیت» گذاشته؛ یعنی بدانی مرزهایت قرار نیست همیشه همین‌جا بماند. آدمی که حس کند دارد رشد می‌کند، انرژی دارد؛ آن که درجا زده، افسرده می‌شود.

سؤال چهارم: چطور خودم را به هدفی که دارم برسانم؟ این سؤال، سخت‌ترین سؤال است. چون خیلی‌ها می‌دانند چه می‌خواهند، اما نمی‌توانند خودشان را به آن برسانند. دانشجویی که باید درس بخواند اما وسوسه فیلم دیدن دارد، ورزشکاری که تمرین سخت است اما به مدال فکر می‌کند. اینجا پای «خودتنظیمی» وسط می‌آید؛ یعنی فرمان زندگی‌ات دست خودت باشد، نه دست عادت و هوس.

حالا ریو می‌گوید این چهار سؤال، یک چرخه است. یعنی جواب سؤال چهارم برمی‌گردد به سؤال اول. وقتی توانستی خودت را به هدفت برسانی، دیگر آن آدم قبلی نیستی. خودپنداره‌ات غنی‌تر شده. دوباره می‌پرسی «من کیستم؟» اما این بار در سطحی بالاتر. مثل فیلمسازی که فیلمش را ساخته و حالا می‌خواهد فیلم بعدی را بهتر بسازد.

اگر این چرخه خوب کار کند، شش نشانه توی زندگی‌ات روشن می‌شود. یکی این که خودت را دوست داری؛ نه یعنی مغروری، یعنی نقاط قوت و ضعفت را می‌شناسی و می‌پذیری. دو این که رابطه‌های خوبی داری، آدم‌هایی هستند که برایت مهم‌اند و تو هم برایشان مهمی. سه این که روی پای خودت می‌ایستی و تحت فشار دیگران کاری را که نمی‌خواهی انجام نمی‌دهی. چهار این که می‌توانی زندگی‌ات را جمع‌وجور کنی، کارها از دستت در نمی‌رود. پنج این که زندگی‌ات هدف دارد و می‌دانی صبح برای چه بیدار می‌شوی. و شش این که داری رشد می‌کنی؛ انگار نه درجا می‌زنی، هر سال چیز تازه‌ای یاد می‌گیری.

چیزی که ریو را از خیلی از روانشناس‌های دیگر جدا می‌کند اینجاست: او می‌گوید «خود» یک کالای آماده نیست که تحویل بگیری و تمام. خودت یک پروژه‌ای، دائم در حال ساخته شدن. خیلی‌ها فکر می‌کنند «من آدم کمرویی هستم» و تا آخر عمر باید همینطور بمانند. ریو می‌گوید نه، تو هر روز با جوابی که به این چهار سؤال می‌دهی، داری خودت را می‌سازی.

جمله طلایی خودش را بگذارم کنار این حرف‌ها؛ می‌گوید: «این مسئولیت، تلاش مادام‌العمر ما برای تعریف و خلق خود را به یک مبارزه انگیزشی تبدیل می‌کند.»

یعنی تو نه فقط یک بار که هر روز به دنیا می‌آیی. هر بار که به یکی از این سؤال‌ها جواب تازه‌ای بدهی، آدم تازه‌ای شده‌ای. و این چرخه‌ای که از «من کیستم؟» شروع می‌شود و به «من انجامش دادم» می‌رسد و دوباره برمی‌گردد به «من عمیق‌تر شده‌ام»، انگار فقط یک نظریه روانشناسی نیست. خود زندگی است.

خودیابیمن کیستم
۶
۰
روان تنظیم
روان تنظیم
نویسنده‌ی علمی، مدافع سلامت عمومی و مروج بهینه‌سازی و ریکاوری --- محمود دلیر عبدی نیا - روانشناس تربیتی - مدیر مجله اینترنتی روان تنظیم و مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید