
#معرفی_فیلم
#سن_ادلاین
این فیلم یک فیلم سورئال بود. سورئال یک کلمه ی فرانسوی به معنای فرای واقعیت هست. فیلم در مورد دختری به نام ادلاین است که صاعقه ای به او برخورد میکند و در بدنش اتفاقاتی میفتد و گویی جادو شده باشد سنش دیگر تغییر نمیکند.
میماند در همان سنی که بوده. مثل این ومپایرها که عمر ابدی پیدا میکنن. فیلم خوش ساخت است، ادلاین صدای قشنگ و ملیح و جادویی ای دارد و آدم دلش میرود.
این ادلاین خانوم هم برای اینکه گیر ازمایشگران و محققین نیفتد تا موش ازمایشگاهی شان نشود تا ببینند راز جوانیش چیست مدام تغییر هویت میدهد و فرار میکند. هی عاشق میشود ولی پای آن عشق نمیتواند بماند. دوسش داشتم. متفاوت بود و پیشنهادش میکنم ... نمره ی من به این فیلم ۸ هست.
پی نوشت ۱: خب دیگه تبلیغ کانال بله م رو نمیکنم. یادمه میگفتم تلگرام کانال دارم خیل عظیمی دنبال ادرسش بودن. ولی چون فعال نبود نمیدادم ادرسش رو ، اما اینجا که فعاله ادرسش رو میذارم خیلی استقبال نمیشه. البته چند نفری اومدن. البته آخه روزمرگی های من به چه درد شما میخوره؟ والا ... :)
پی نوشت ۲: خب بلیط هام رو هم گرفتم.
مشهد - رشت
رشت - مشهد
پیش به سوی مستقل شدن تو سفر رفتن و تنهایی سفر کردن. این دومین سفری هست که دارم تنها میرم و امیدوارم خیلی خوش بگذره و یک سفرنامه ی توپ از توش بنویسم و عکسای خوب بگیرم و براتون بذارم ! دعا کنید برام ... ❤️
پی نوشت ۳: بعضیا فکر میکنن من اسنپ زیاد سوار میشم. ولی خب حقیقتش اینه که من در طول یک شبانه روز از تمام لوازم حمل و نقل عمومی جز دوچرخه استفاده میکنم. اتوبوس سوار میشم. مترو سوار میشم. میانگین روزی شش هزار قدم پیاده روی میکنم. اسنپ یا تپسی هم جایی که لازم باشه سوار میشم ... یه تایمی خیلی موقعیت پیش میآمد اسنپ نوشت بنویسم. ولی چند وقته چشم خوردم ، داستان جالبی پیش نمیاد
پی نوشت ۴: سلام صبحتون بخیر گلای تو خونه 💐
چیزی به ذهنم نمیاد. هتلم رو دیروز گرفتم. نمیدونم چرا هر بار میخوام برم سفر ، قبلش ذهنم شروع میکنه خیال بافی. هی نفوس بد میزنه. اصلا آدم راحت گیری نیستم.
راستش فکر که میکنم حس میکنم یک کوه استرس بودم ، دست و پا درآوردم. ولی خب ظاهرو میبینن ملت میگن: سلام خدای آرامش. 😂 که از درون وی خبر دارد؟ تنها خدای ارحم الراحمین.
توی دعواها من صبرم و سکوت. مشت هایم را در افکارم زده ام، فحش هایم را .. نه اهل فحش نیستم خداروشکر. منتظر بودینا! ولی خب تهش که چه؟ الله وکیلی هیچ. ولی خب دست خودم نیست.
خیلی ها که فهمیدن تنهای تنها میخوام سفر کنم میگن بهم دیوونه ای؟ شمال میخوای بری تنهایی؟بدون ماشین؟ خب شما بگین ،من تنها چه کنم؟ به امید روزی که کسی شاید برسد از راه، بنشینم خانه و بزنم بوق؟ که چه ؟
گاهی فوقش را تصور میکنم و میگم هر چه بادا باد. اگر آنچه میخواستم نشد ، خب به درک. ولی همیشه توکل میکنم به خدا. و مینشینم توی کشتی الهی. ناخدای کشتی راه را بلد است!
@mahdarname
پی نوشت ۵: خب من میخوام برم رشت، میخوام برم دریا ، چطوری تنها برم؟ وسایلم رو کجا بزارم ؟ هی خدا ... خودت راهو آدمش رو بذار جلو پام که یاریم کنه !
پی نوشت ۶: خب امروز رفتم دندونپزشکی و یکم غر زدم به دکتر. دکتر گفت باید زود زود نوبت بذاره برات و اگر پستت رسید نوبت یکی دیگه رو کنسل میکنم میدم به تو و خر کرد منو. یکم دندونام رو تراش کاری کرد یک دندون کنارش هم کمی پوسیده بود درست کرد و قالب گیری کرد.
یک چیز خمیرطور رو کرد تو دندونم و فشار داد و بعد خودش رفت و این مسئولیت خطیر رو به خانوم پرستار حوری سیما سپرد و من هی از پایین به بالا نگاه میکردم و پلک میزدم. پری چه زیبایی تو. اونم با pov پایین به بالا. اونم مثل الهه ی زیبایی از بالا به پایین نگام میکرد و پلک میزد 🥺خلاصه چند دقیقه ای بدین منوال گذشت و من استغفرالله گویان هی فتبارک الله احسن الخالقین گفتم.
امروز خیلی قلدر بودم ولی یادم رفت به دکتر بگم وقتی دهن من تا بناگوش ، دو متر بازه هی با این و اون حرف نزن داداش. خسته میشه آدم خب. ولی یکی از خوبی های دکتر اینه که حرف میزنه باهام ، توضیح میده و گفت باید یک جراحی ریز هم بکنم تا روکش خوب سوار شه. بعدم گفت از الان برو برای دو جلسه بعد وقت بگیر.
منم رفتم جای حاجی وقت بده. گفت برای یک خرداد خوبه وقت بدم؟ گفتم چرا دوست دارین دیگه پامو اینجا نذارم؟ دکتر اینطور گفته و بهمان... خلاصه قلدر بازی درآوردم یکم و دو تا نوبت گرفتم ازش. یکی برای هفته دیگه ، یکی برای دو خرداد. واقعا گاهی اوقات باید آدم قلدر باشه .. حالا نه اینکه بی ادب باشه . ولی برای گرفتن حقت باید واستی و محکم باشی!
@mahdarname
پی نوشت ۷: خب اینا روزمره های منه که میذارم تو کانالم، گفتم تو پی نوشتای پستم بذارمشون.
یا علی
سید مهدار بنی هاشمی
۱۵اردیبهشت۱۴۰۵