روز های زیادی از زندگی ام گذشته است و هنوز نمیدانم واقعا چه کسی هستم،نمیدانم ایا واقعا جهان برای من خلق شده یا من تکه پازلی بی ارزش در این دنیای بی نهایت هستم.
هرچه که هستم تنها میدانم که حتی وقتی درحال نوشتن این متن هستم نیز از عمرم کاسته میشود،راستش چندان از مرگ ترسی ندارم جز انکه گریه عزیزانم را ببینم برای همین دوست دارم روی سنگ قبرم بنویسم:
اگر بر گور من ایی زیارت
تو را خرپشتهام رقصان نماید
میا بیدف به گور من برادر
که در بزم خدا غمگین نشاید
اما فکر نمیکنم چندان ارزش داشته باشم که کسی برایم ناراحت شود،به هرحال سرتان را درد نیاورم به ماه رمضان نزدیک میشویم و دوست دارم اگر باعث ازارتان شدم حلالم کنید،شاید در این ماه قسمت شد که خالق را زیارت کنم.
در اخر اگرچه انسان شادی نیستم اما عید را نیز تبریک میگویم،امیدوارم همیشه با لبخند هایتان دنیا را زیباتر کنید شاید انسان ها قابل تحمل تر شوند.
پایان