ویرگول
ورودثبت نام
مهدیار
مهدیاربگویید کاتبان قلم بشکنند.
مهدیار
مهدیار
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

مهمانی شام

اینترنت در پیداکردن ایدەهای درآمدزا هیچ کمکی نمیکند. پیشنهاد میكند برای اوبر کارکنی، اما ماشین نداری. پیشنهاد میکند از طریق تبلیغ محصولات کمیسیون بگیری، اما در شبکەهای اجتماعی دنبالكنندەای ندارى.

تازە روی لینکی کلیک كردەای كە متعلق بە سایتی امیدوارکننده به نام اونلی فنز است که دڕ اتاقت ناگهان باز میشود. بلیر است، علاقه چندانی هم بە درزدن ندارد. اما خوشبختانە یا بدبختانە اینجا هیچ کاری نمیكنی كە حریم خصوصی چندانی نیاز داشته باشد. درحالی که تیشرت بەشدت بزرگ دوستش را به تن دارد و موهای طلاییاش بههمریخته و صورتش سرخ است، بین در اتاق ایستاده است.

بلیر انگشتان مانیکورشدەاش را به سمت چراغ کوچک روی میزکنار تختت میکیرد وفریاد میکشد: «آها! می دونستم! به خاطر همینه که قبض برقمون این قدر بالا می آد!»

چراغ كوچک تنها منبع نور در اتاقت است. میخواهد چەكاركنى؟ در تاريكى محض بنشينى؟

میگویی: (همین یە چراغە، بلیر.)

بلیر دستانش را به کمر میزند. «اما نور گوشیت رو داری. چرا بە نور دیگەای نیاز داری؟»

نمیدانی چه جوابی به این حرف بدهی، بنابراین دهانت را بسته نگه میداری و دعا میکنی که بحث اجاره خانه عقبافتاده‌ات را پیش نکشد.

حریم خصوصی
۰
۰
مهدیار
مهدیار
بگویید کاتبان قلم بشکنند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید