
این مقاله، مانند سایر نوشتههای مجموعه MOCA، با کمک هوش مصنوعی تدوین شده است.
اما مسئلهمندی، زاویه نگاه، مثالها و مسیر تحلیلی آن حاصل مطالعه، تجربه و خط فکری شخصی من درباره MOCA (Modern Collaboration Architecture) است.
هوش مصنوعی در این مسیر نقش یک ابزار کمکی را داشته؛
برای ویرایش، فشردهسازی و تبدیل یک تحلیل مفهومی به متنی شفافتر و قابل لمستر.
این انتخاب آگاهانه بوده، چون برای موضوعی مثل همکاری سازمانی،
روایت تحلیلی و سناریومحور را مؤثرتر از یک متن صرفاً آکادمیک میدانم.
این نوشتهها قرار نیست نسخه بدهند؛
قرار است کمک کنند مسئله را دقیقتر ببینیم.
اگر تازه به این مجموعه رسیدهاید، پیشنهاد میکنم این دو مقاله را پیش از ادامه بخوانید:
مقاله اول: وقتی MOCA را فهمیدم، تازه دیدم چرا سازمانها پرکار اما کماثر شدهاند
مقاله دوم: این مشکل فقط مال ما نیست؛ یک مسئله جهانی است
مقاله سوم نیز نشان داد یک جلسه معمولی چطور از تولد به فراموشی میرسد.
برگردیم به همان جلسهای که در مقاله قبل دیدیم.
بحث شد.
جمعبندی شد.
همه سر تکان دادند.
حتی جملهای شبیه این گفته شد:
«اوکی، پس این تصمیم نهایی است.»
اما یک سؤال ساده هرگز پرسیده نشد:
این تصمیم دقیقاً مالِ کی است؟
در بسیاری از سازمانها،
تصمیمها همینجا شروع به مردن میکنند.
نه با مخالفت.
نه با دعوا.
بلکه با بیصاحبی.
تصمیم گرفته شده،
اما:
چه کسی باید آن را جلو ببرد؟
چه کسی پیگیری میکند؟
اگر انجام نشد، به چه کسی برمیگردد؟
پاسخها مبهماند.
و ابهام، قاتل خاموش همکاری است.
تصمیم بدون مالک، فقط یک نظر مودبانه است.
این جمله ساده،
خیلی از آنچه در سازمانها اتفاق میافتد را توضیح میدهد.
ما فکر میکنیم تصمیم گرفتهایم،
در حالی که فقط درباره چیزی به توافق رسیدهایم
که هیچکس مسئول زنده نگهداشتنش نیست.
چون:
پیگیری ندارند
تکرار میشوند
فرسایش میآورند
اعتماد را آرامآرام میخورند
و بعد از مدتی:
جلسه بعدی دوباره همان بحثها تکرار میشود
آدمها انگیزهشان را از دست میدهند
سازمان «پرکار اما کماثر» میشود
نه بهخاطر کمکاری،
بلکه بهخاطر تصمیمهایی که هیچوقت وارد عمل نشدند.
در بسیاری از سازمانها، این سه مفهوم با هم قاطی میشوند:
تصمیم
اقدام
مسئولیت
تصمیم گرفتن بهمعنای اقدام نیست.
اقدام کردن بدون مسئول مشخص، پایدار نیست.
و مسئولیت بدون تصمیم شفاف، فقط فشار است.
وقتی اینها از هم جدا نشوند،
همکاری فرو میریزد، حتی اگر نیتها خوب باشد.
در MOCA،
تصمیم یک جمله در چت یا یک اسلاید در فایل نیست.
تصمیم:
یک artifact است
یک owner دارد
وارد جریان کار میشود
قابل پیگیری و بازگشت است
نه بهعنوان کنترل،
بلکه برای اینکه همکاری واقعاً جلو برود.
اینجا هنوز درباره ابزار حرف نمیزنیم.
فقط داریم از مالکیت تصمیم صحبت میکنیم.
حالا همان جلسه را دوباره تصور کن،
اما اینبار:
تصمیم مشخص است
صاحبش معلوم است
انتظار از او شفاف است
بقیه تیم میدانند چه چیزی را باید دنبال کنند
هیچ چیز عجیب نشده.
فقط تصمیم، رها نشده.
و همین تفاوت کوچک،
اثر بزرگی روی همکاری میگذارد.
سازمانها از تصمیمگیری کم نمیمیرند.
از تصمیمهای بیصاحب فرسوده میشوند.
تا وقتی تصمیم:
مالک نداشته باشد
در جریان کار قرار نگیرد
و حافظه نداشته باشد
همکاری شکننده باقی میماند.
در مقاله بعدی،
یک قدم جلوتر میرویم و میپرسیم:
وقتی تصمیم صاحب دارد، چه چیزی واقعاً تغییر میکند؟
آنجا تازه
اثر معماری همکاری را میشود دید.