ویرگول
ورودثبت نام
محمود باقری
محمود باقریسازمان‌ها پر از جلسه و ابزارند، اما تصمیم ندارند. من درباره همکاریِ ناکارآمد، مدیریتِ نمایشی و راه‌هایی می‌نویسم که تیم‌ها را از شلوغی به اثرگذاری واقعی می‌رساند.
محمود باقری
محمود باقری
خواندن ۴ دقیقه·۱۰ روز پیش

هر سازمانی یک «پاکستان» دارد

درباره‌ی تیم‌هایی که قربانی سیاست خارجی ضعیف می‌شوند

بعد از سال‌ها کار در شرکت‌ها و تیم‌های مختلف، به یک الگوی تکرارشونده رسیده‌ام:
تقریباً در هر سازمانی، تیمی وجود دارد که می‌توان آن را «پاکستان سازمان» نامید.

در ابتدا لازم می‌دانم تأکید کنم که این تشبیه به‌هیچ‌وجه توهین به هیچ کشور یا مردمی نیست. از این مثال صرفاً برای توضیح یک الگوی رفتاری و ساختاری استفاده می‌کنم؛ الگویی که سال‌ها در سازمان‌های مختلف دیده‌ام و اخیراً به شکل جدی‌تری با آن درگیر بوده‌ام. همین تجربه‌ها انگیزه‌ی نوشتن این مقاله شد.

هدف این نوشته، توصیف یک مشکل رایج در سازمان‌ها و ارائه‌ی راهی برای کاهش اصطکاک‌های درون‌تیمی است؛ مشکلی که ریشه‌ی آن نه فنی است و نه انسانی، بلکه ساختاری و ارتباطی است.


چرا پاکستان؟

جهان و نظم بین‌المللی شباهت زیادی به ساختار یک سازمان دارد:
کشورها مثل تیم‌ها هستند، منافع متفاوت دارند، منابع نامتقارن، و روابطی که اگر درست مدیریت نشود، به بحران ختم می‌شود.

سیل‌های اخیر پاکستان جرقه‌ی این تشبیه را در ذهن من روشن کرد. پاکستان ویژگی‌هایی دارد که آن را به نمونه‌ی مناسبی برای توضیح این الگوی سازمانی تبدیل می‌کند.


بیشترین آسیب، کمترین نقش

از مجموع دی‌اکسیدکربن تولیدشده در جهان از سال ۱۹۵۹، سهم پاکستان حدود ۰٫۴ درصد است. در مقابل، کشورهای صنعتی مانند آمریکا و چین به ترتیب با حدود ۲۱٫۵ درصد و ۱۶٫۴ درصد، نقش اصلی را در گرمایش زمین داشته‌اند.

با این حال، پاکستان یکی از آسیب‌پذیرترین کشورهای جهان در برابر تغییرات اقلیمی است. افزایش بی‌سابقه‌ی بارندگی، ذوب یخچال‌های طبیعی و شرایط جغرافیایی باعث شد در سیل‌های اخیر، حدود یک‌سوم کشور به زیر آب برود؛ بحرانی که بیش از همه دامان کشوری را گرفت که کمترین سهم را در ایجاد آن داشت.


«پاکستان»‌های سازمانی چه کسانی هستند؟

در سازمان‌ها نیز تیم‌هایی وجود دارند که:

  • کمترین نقش را در تصمیم‌های کلان دارند

  • اما بیشترین فشار و آسیب را تحمل می‌کنند

نمونه‌ی بارز این تیم‌ها، تیم‌های زیرساخت، پلتفرم یا میان‌افزار هستند؛ تیم‌هایی که سرویس تولید می‌کنند تا سایر تیم‌ها از آن استفاده کنند.

وقتی استفاده‌ی نادرست از یک سرویس اتفاق می‌افتد:

  • تبعات آن قبل از همه به تیم سازنده برمی‌گردد

  • سیل انتقادها معمولاً به سمت تولیدکننده است، نه مصرف‌کننده

  • اصلاح خطاها اغلب بر عهده‌ی همان تیمی است که «کمترین تقصیر» را داشته

این وضعیت به‌تدریج چند اثر مخرب ایجاد می‌کند:

  • فرسودگی و خستگی مزمن اعضای تیم

  • تخریب روحیه و انگیزه

  • از بین رفتن اعتماد بین‌تیمی

  • شکل‌گیری نگاه تدافعی نسبت به کل سازمان


مسئله‌ی اصلی: نه فنی است، نه انسانی؛ دیپلماتیک است

در این نقطه معمولاً تحلیل‌ها اشتباه می‌روند.
مشکل این تیم‌ها کمبود تخصص یا بدخواهی نیست.
مشکل اصلی، نبود یک سیستم روابط خارجی سالم است.

در بسیاری از این تیم‌ها:

  • ارتباط با سایر تیم‌ها واکنشی است، نه فعال

  • پاسخ‌ها کوتاه، قاطع و بدون توضیح‌اند

  • «نه» گفته می‌شود، بدون اینکه روایت یا زمینه‌ای ارائه شود

و همین «نه»‌ها، آغاز بحران‌اند.


«نه» بدون دیپلماسی، اعلان جنگ است

در سازمان، «نه گفتن» ذاتاً بد نیست.
اما:

  • نه بدون توضیح منجر به قطع همکاری بین تیمی می شود

  • نه بدون همدلی به بی اعتمادی خواهد رسید

  • نه بدون مسیر جایگزین به موازی کاری یا ساختن سیستم های سایه منجر می شود

بسیاری از اختلافات عمیق سازمانی از همین‌جا شروع می‌شود؛ جایی که یک تیم می‌گوید:

«این کار شدنی نیست»

اما:

  • چرا شدنی نیست؟

  • چه زمانی ممکن می‌شود؟

  • چه جایگزینی وجود دارد؟

پاسخی داده نمی‌شود.

نتیجه؟
تیم مقابل تصمیم می‌گیرد سرویس را خودش بسازد، از مسیر رسمی عبور نکند، یا وارد جنگ فرسایشی شود.


قدرت اتمی، سیاست خارجی سنتی

پاکستان با وجود اینکه کشوری در حال توسعه است، قدرت اتمی محسوب می‌شود.
قدرت دارد، اما سیاست خارجی آن اغلب تدافعی، سنتی و واکنشی است. همین تضاد، آن را وارد تعارض‌های مداوم کرده است.

در سازمان‌ها نیز تیم‌هایی وجود دارند که:

  • دانش انحصاری دارند

  • زیرساخت حیاتی را کنترل می‌کنند

  • قدرت واقعی در اختیارشان است

اما روابط بین‌تیمی را همچنان به شیوه‌ای سنتی و بسته مدیریت می‌کنند.
این تضاد، زمینه‌ساز بحران‌هایی شبیه «کشمیر سازمانی» می‌شود:
دو تیم وابسته به هم، هر دو قدرتمند، اما فاقد گفت‌وگوی سازنده.


راه‌حل: هر تیم قدرتمند، به «وزارت امور خارجه» نیاز دارد

راه‌حل این مسئله، تغییر ماهیت تیم فنی نیست.
راه‌حل، اضافه کردن یک نقش مشخص برای دیپلماسی سازمانی است.

نقشی که:

  • زبان فنی را به زبان کسب‌وکار ترجمه کند

  • قبل از بحران، انتظارات را تنظیم کند

  • «نه»‌ها را قابل فهم، قابل پذیرش و قابل مذاکره کند

این نقش می‌تواند:

  • Platform PM

  • Technical Liaison

  • یا هر عنوان دیگری داشته باشد

اما یک شرط حیاتی دارد:
باید اختیار، دسترسی و حمایت مدیریت ارشد را داشته باشد.

بدون این سه، این نقش تبدیل می‌شود به روابط عمومی بی‌اثر یا سپر انسانی تیم فنی.


جمع‌بندی

بسیاری از بحران‌های تیمی، نه از ضعف فنی می‌آیند و نه از نیت بد.
آن‌ها محصول نبود دیپلماسی سازمانی هستند.

تیم‌هایی که امروز «پاکستان سازمان» شده‌اند:

  • اغلب قربانی ساختارند، نه مقصر آن

  • و بدون اصلاح روابط خارجی، هرچقدر هم قوی باشند، فرسوده می‌شوند

اگر سازمان‌ها یاد بگیرند:

  • چگونه نه بگویند

  • چگونه توضیح بدهند

  • و چگونه مذاکره کنند

بخش بزرگی از جنگ‌های درون‌سازمانی، اصلاً شکل نخواهد گرفت.

تیم فنیپاکستان
۹
۳
محمود باقری
محمود باقری
سازمان‌ها پر از جلسه و ابزارند، اما تصمیم ندارند. من درباره همکاریِ ناکارآمد، مدیریتِ نمایشی و راه‌هایی می‌نویسم که تیم‌ها را از شلوغی به اثرگذاری واقعی می‌رساند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید