ویرگول
ورودثبت نام
محمود اسکندری
محمود اسکندری
محمود اسکندری
محمود اسکندری
خواندن ۴ دقیقه·۴ روز پیش

پنج هدیه‌ای که طرز فکر شما را ارتقا می‌دهند

چگونه هدیه‌های معرفتی می‌توانند زندگی شما را معنادارتر، موفق‌تر و استوارتر کنند

نکات کلیدی

  • هدیه‌های معرفتی، چیزهایی هستند که دانش ما را گسترش می‌دهند، دیدگاه ما را عمیق‌تر می‌کنند و توانایی تفکر ما را بهبود می‌بخشند.

  • پنج هدیه معرفتی را بپذیرید: بازخورد انتقادی، خودآگاهی، خرد، پرسش‌ها و «کشش معرفتی».

  • کشش معرفتی یعنی اینکه با جدیت و ذهنی باز، با دیدگاه‌هایی که با عقاید خودمان متفاوت‌اند روبه‌رو شویم.

  • اگر این هدیه‌ها را در زندگی خود می‌بینید، به افرادی یا تجربه‌هایی فکر کنید که باعث شدند این هدیه‌ها در وجود شما شکل بگیرند.

آیا می‌توان برای چیزهایی که باعث ناراحتی یا حتی اضطراب ما می‌شوند نیز سپاسگزار بود؟

بیشتر ما به طور غریزی، قدردانی را با تجربه‌های خوشایند و لحظات شادی یا خوش‌شانسی پیوند می‌دهیم. اما اگر برخی از ارزشمندترین هدیه‌های زندگی، همان چیزهایی باشند که ما را به چالش می‌کشند، آرامشمان را برهم می‌زنند یا وادارمان می‌کنند متفاوت فکر کنیم، چه؟

اگر خوبی را فقط به معنای خوشحال بودن ندانیم، بلکه آن را چیزی بدانیم که زندگی ما را معنادارتر، موفق‌تر و از نظر اخلاقی استوارتر می‌کند، آن‌گاه بعضی از تجربه‌های غیرمنتظره، شبیه هدیه به نظر خواهند رسید.

هدیه‌های معرفتی چیستند؟

در این مقاله، به دسته‌ای از هدیه‌ها می‌پردازم که نمونه‌ای از این نوع خوبی هستند.

من آن‌ها را هدیه‌های معرفتی می‌نامم. واژه «معرفتی» به دانش و فهم مربوط می‌شود؛ بنابراین، هدیه‌های معرفتی تجربه‌هایی هستند که دانش ما را افزایش می‌دهند، دیدگاه ما را عمیق‌تر می‌کنند و توانایی ما برای اندیشیدن روشن و دقیق را تقویت می‌کنند.

برخی از این هدیه‌ها آشکارند؛ مانند آموزشی که دریافت می‌کنیم یا مهارت‌هایی که می‌آموزیم و عملکرد شغلی ما را بهتر می‌کنند.

اما در اینجا بر پنج هدیه کمتر آشکار تمرکز می‌کنم:

بازخورد انتقادی

خودآگاهی

خرد

پرسش‌ها

و چیزی که آن را «کشش معرفتی» می‌نامم.

پذیرفتن بازخورد انتقادی به عنوان یک هدیه، به‌ویژه زمانی که آن بازخورد به شیوه‌ای نامناسب بیان شده باشد، آسان نیست. با این حال، بخش بزرگی از رشد ما مدیون کسانی است که آنچه را لازم است بشنویم به ما می‌گویند، نه صرفاً آنچه دوست داریم بشنویم.

سه ستون خودآگاهی

ما اغلب وقت و انرژی زیادی صرف شناخت دیگران می‌کنیم. اما چقدر خودمان را می‌شناسیم؟

پرورش خودآگاهی شاید یکی از ارزشمندترین هدیه‌های معرفتی باشد که می‌توان دریافت کرد. سه حوزه مهم را در نظر بگیرید:

۱. انگیزه‌های شما

آیا می‌دانید چه چیزی شما را به حرکت وامی‌دارد؟

اغلب ما کاملاً نمی‌دانیم چرا کاری را انجام می‌دهیم. چرا ساعت‌ها روی انتخاب عکسی برای انتشار در شبکه‌های اجتماعی وسواس به خرج می‌دهیم؟ چرا ترک کردن یک رابطه ناسالم این‌قدر دشوار است؟

چنین پرسش‌هایی انگیزه‌ها، ترس‌ها و خواسته‌های عمیق‌تر ما را آشکار می‌کنند.

۲. محرک‌های شما

آیا تا به حال متوجه شده‌اید که بیش از حد واکنش نشان داده‌اید و از خود پرسیده‌اید چرا؟

اگر معمولاً فردی آرام هستید، چه چیزی باعث آن فوران ناگهانی خشم یا ناراحتی شده است؟

شناسایی محرک‌های عاطفی می‌تواند آسیب‌پذیری‌های پنهان شما را آشکار کند.

۳. راهبردهای مقابله‌ای شما

وقتی تحت فشار یا استرس قرار می‌گیرید، واکنش پیش‌فرض شما چیست؟

آیا این راهبردها سالم هستند؟ آیا در بلندمدت به نفع شما عمل می‌کنند؟

خودآگاهی یک هدیه است، زیرا ما را از حالت «خلبان خودکار» که اغلب رفتارمان را هدایت می‌کند، خارج می‌کند. وقتی از خود فاصله می‌گیریم و انگیزه‌ها، محرک‌ها و عادت‌های مقابله‌ای‌مان را بررسی می‌کنیم، آزادی بیشتری برای انتخاب‌های آگاهانه و هدفمند به دست می‌آوریم.

خرد احتمالاً یکی از ارزشمندترین هدیه‌های معرفتی است که می‌توان دریافت کرد.

یکی از دیدگاه‌های مورد علاقه من درباره خرد، که توسط ایگور گراسمن مطرح شده، بر توانایی قضاوت درست در موقعیت‌های پیچیده‌ای تأکید می‌کند که پاسخ‌های روشن و قطعی ندارند.

افراد خردمند از شعارهای ساده‌انگارانه یا قوانین مطلقی مانند «همیشه خوش‌بین باش» یا «هرگز به خودت شک نکن» دوری می‌کنند.

چگونه پرسش‌های راهگشا بپرسیم؟

پرسیدن پرسش‌های درست، ارتباط نزدیکی با خرد دارد.

بخش زیادی از انرژی ذهنی ما صرف یافتن پاسخ‌ها می‌شود: چه تصمیمی بگیریم، کدام مسیر را انتخاب کنیم یا آینده‌مان چگونه خواهد بود.

اما شاید یافتن پرسش‌های درست، به همان اندازه یا حتی بیشتر از یافتن پاسخ‌های درست ارزشمند باشد.

پاسخ‌ها معمولاً به موقعیت‌های خاص محدود هستند، اما پرسش‌های خوب می‌توانند در موقعیت‌های مختلف راهنمای ما باشند.

چند پرسش که برای من بسیار سودمند بوده‌اند:

۱. برای جلوگیری از تصمیم‌های عجولانه، اغلب از خود می‌پرسم:

«آیا خودِ من در هفت روز آینده، فکر خواهد کرد که کاری که الان می‌خواهم انجام دهم یا حرفی که می‌خواهم بزنم، تصمیم خوبی بوده است؟»

اگر پاسخ منفی باشد یا مطمئن نباشم، معمولاً این نشانه‌ای است که باید مکث کنم.

۲. هنگام تصمیم‌گیری درباره نحوه گذراندن زمانم، بیشتر از مدیریت زمان، به هماهنگی با ارزش‌ها توجه می‌کنم و از خود می‌پرسم:

«آیا کاری که اکنون انجام می‌دهم با ارزش‌های من سازگار است؟»

اگر پاسخ منفی باشد، از خود می‌پرسم:

«چه کاری می‌تواند رفتار و اعمالم را بیشتر با ارزش‌هایم هماهنگ کند؟»

نویسنده: دکتر جوئل وونگ

روانشناسیموفقیتخودآگاهی
۰
۰
محمود اسکندری
محمود اسکندری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید