ویرگول
ورودثبت نام
مجدنگار
مجدنگارنِوِشتَــم کَمی بَرای خود ... گُفتَم دیگَری هَم بِبینَد
مجدنگار
مجدنگار
خواندن ۶ دقیقه·۱ ماه پیش

هنر یا اثر؟! مسئله این است

هنر _ اثر
هنر _ اثر

به نام خدای خلاق زیبا آفرین


برای من از کجا شروع شد؟

اثر گذاری و خلق یک چیز اضافه برای شخص من در ابتدا احتمالا با یک مداد ساده، احتمالا در سنینی که حتی زبانم در ادای کلمات و جملات دچار مشکل بود، روی یک صفحه سفید ایجاد شد.

از کشیدن چند دایره کج و معوج و کوچک و بزرگ شروع شد؛ رفته رفته چند خط منحنی و بعد، تلاش در درست کشیدن دایره ها و صاف کشیدن خطوط.

البته تا جایی که در یاد دارم از اول اینطور با هنر آشنا شدم، درسته هنر که فقط کشیدن نیست اما من هنر را با نقاشی درک کردم، البته به نظرم بین اثر و هنر تفاوت هست و هر اثری هنری نیست!

اینجا دیدگاه خودم رو نسبت به هنر ارائه میدم!

به نظر من هنر فارق از تمام تعریف های غربی و شرقی که در نهایت اون ها هم تعبیر خودشون رو از اون بازگو کردن و در اصل باید بگم، هیچ تعریف کامل و تامی نسبت به هنر وجود نداره و کمی سلیقه محور هنر رو معرفی کردن!

پس چه ایرادی داره تعریف من رو هم از هنر بشنوید؟!

به نظرم هنر یعنی: ایجاد و ایفای یک نقش یا اثر که به دلیل ارتباط و به کار گیری عناصر و اتصال به مبدأ عناصر میتونه زیبا، قابل درک و فهم، عمیق، و ماندگار باشه؛ و اگر اتصالی در مخاطبِ بیننده یا حس کننده اون اثر بین عنصر و خالق عنصر ایجاد نکند، صرفا یک اثر است و نمیتوان به آن هنر گفت!


تعریف دقیق تر

به بیانی دیگر هنر یعنی به کار گیری عناصر(هرچیزی که هست، حس میشه، درک میشه) با مهارت های مرتبط سازی برای اتصال عناصر به مبدأ و خالق عناصر یعنی (خداوند)!

پس، صرف ارتباط با عناصر اون اثر رو هنر نمیکنه، هنر، مهارت و فن بکارگیری عناصر در جهت رسیدن به مبدأ اون عناصر هست، در غیر این صورت اثر، زیبا و اثربخش و ماندگار به معنای واقعی کلمه نیست و این دلیلش چیه؟ اتصال نداشتن اون عناصر به مبدأ عناصر(خدا)!

چرا اثری که صرفا به عناصر متکی هست زیبا و ماندگار نیست و نمیتونیم بهش بگیم هنر؟

الآن بهت میگم


برای مثال

پورنوگرافی و دیگر مشتقاتش، صرف ایجاد اثر در ارتباط با امیال و عنصر تن است اما در عدم ارتباط با مبدأ عنصر و دهن کجی به دستور مبدأ است(حیا و عفت)، شاید برخی این رو هنر بنامند و در جشنواره ها با دادن جایزه و جام های طلایی، با کشیدن پرده ای زینت شده روی دوده ای سیاه و عفونی بخواهند اصل کهانت( دهن کجی) را بپوشانند اما قاعدتا این هنر نیست! یک اثر زشت است که عنصر بی نظیر تن و امیال هدفمند را که اگر در جای خودش به درستی به کار گرفته شود میشود هنر را به ورطه ذلت و خاری و فاصله از مبدأ میکشاند.


برای مثال

خداوند قوه اختیار را به انسان داد، انسان با اختیار و در پی عملی مختارانه اثری خلق کرد، او یک بت ساخت و او را پرستش کرد، برایش نوزاد و کودک هم قربانی کرد! و با خون، بت را قرمز رنگ کرد!

این انسان با استفاده از ارتباط عناصر یک بت ساخت، بتی که هیمنه اش قابل درک است از چند چیز تشکیل شده، بز، گاو، درخت، چوب، کوه، همگی در آن حس میشود، به خاطر بزرگ بودنش شاید حس عظمت کوه را منتقل کند اما ارتباطی بین آن بت و مبدأ هست؟ خیر اتفاقا در راه فاصله گرفتن از مبدأ ساخته شد! چرا؟ انتخاب انسان!


برای مثال

کشوری که برای بتش(دهن کجی به خالق)، کودکان و زنان و مردان و پسران و دختران بی گناه زیادی را با ساخت و فروش و استفاده از اسلحه هایی اعم از فسفری، شیمیایی، بیولوژیکی، پورنوگرافی و ... که با هدف مستکبرانه ی کدخدای عالم شدن(دهن کجی به خالق) و درآمدزایی قربانی میکند هم در حال خلق اثر است، اما چه اثری؟! علمش را آگاهیش را توانمندیش را که همه عنصر هستند خرج در مسیر ضد خدا و ضد انسانیت میکند!

اما در مقابل

سلاحی را کشوری در راه دفاع از خود و کودکان خود در برابر زورگویی آن کشور یا ایدئولوژی خونخوار آن، تولید و با رعایت اصول انسانی و اصول خالق عناصر(خداوند) استفاده میکند و حماسه می آفریند، روح استقامت و مقاومت را در دل و جان تمام مظلومین عالم زنده میکند، این میشود استفاده از عناصر (سلاح، دفاع) در راه مبدأ و خالق عناصر(خداوند) و دستور های آن(حق طلبی، ایستادگی در برابر ظلم و ...) و این میشود هنر واقعی!


همگی در حال اثر گذاری هستیم

حتی از ابتدا در نوزادی یا کودکی با گریه کردن خواستیم اثر بذاریم!

که بفهمونیم گرسنه ایم! مریضیم! یا چیزی میخوایم!

یا با شیرین کاری یا گفتن لطیفه ای اثری زیبا مثل لبخند زدن دوستانمان یا عزیزانمان رو خلق کنیم!

هرکسی میخواد از خودش تو این دنیا و هر دنیای بعد از این، اثری ماندگار خلق کنه، ذاتا هنرمنده! اما شاید نمیدونه شرط هنری بودن اثرش صرف اتصال به خداست!


شاید چه بخوایم چه نخوایم، هنرمند یگانه مارو در ذیل صفت مصور و خلاق خودش، تصویر گر و خلق کننده آفریده! و این ماییم که باید با قوه اختیار انتخاب کنیم این اثر ما و مخاطب این اثر رو به خدا نزدیکتر کنه یا دورتر!


بیاید وسیع تر نگاه کنیم

به نظرم ما خیلی دوست داریم اثر گذار باشیم، خیلی دوست داریم از ما چیزی بمونه و از بین نره، برای همین توی این مسیر خیلی تقلا میکنیم.


ریشه سعی و تلاش!

شاید ریشه تمام کوشش ها و سعی های ما در همین حس اثر گذاشتن و جاودان بودن باشه، کار میکنیم، خانواده تشکیل میدیم، درس میخونیم، هر کاری که میکنیم آیا برای این نیست که از خودمون اثری به جا بذاریم؟!


حالا وسیع تر

پس تمام افعال، اعمال و نیت ها و انرژی هایی که از خودمون پخش میکنیم اثر هست، چیزی که خلق کردیم!

حالا این اثرات میتواند زیبا باشد یا زشت! در راه خدا باشد یا نه!


هنر برای سرگرمی؟

هنر برای سرگرمی و به زیر برف کردن سر مثل کبک برای ندیدن حقیقت یا وارونه جلوه دادنش نیست، هنر رسالت دارد، هنر مقدس است، هنر بیان حق و حقیقت است، در غیر این صورت اثری بیهوده یا مضر است که هنر حقیقی را خفه میکند!


هنرمند واقعی کیست؟

و هنرمند واقعی کسی هست که این آثار رو برای خدا، در راه خدا، به سمت خدا خلق یا استفاده کنه، با استفاده از عناصر(نعمت ها) در راه اتصال به خالق عناصر(خداوند متعال) اثر هنری و ماندگار به جا بذاره.

جسمش، فکرش، راه رفتنش، نگاهش، صحبتش، کردارش، رفتارش، اعمالش و همه چیزش و شاید در نهایت حتی جانش!


شهید=هنرمند

به نظرم، هیچ هنری ماندگار تر، زیبا تر، جاودان تر از استفاده کردن جان همچون مدادی در راه خدا که در نهایت با خلق آثار متعددِ زیبا و ماندگار در این مسیر تمام شود و تا آخرین ذره کربنش را در این راه بدهد، نیست!

هم خودش ماندگار میشود، هم تفکراتش، هم عقیده اش، هم مسیرش، تمام این اثرات را ابدی میکند!


سخن آخر

باشد که کمتر اثر فانی و زشت ایجاد کنیم

باشد که هنرمندانه اثر خلق کنیم، و با هنرمندانه رفتنمان، به زیبایی جاویدان شویم.

یا حق

هنرنقاشیداستانمذهبیهنرمند
۱
۰
مجدنگار
مجدنگار
نِوِشتَــم کَمی بَرای خود ... گُفتَم دیگَری هَم بِبینَد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید