
یکی از دوستانم یک بار حرف جالبی زد؛ آن وقت ها که برای کنکور ارشد میخواند و حسابی بریده بود. میگفت: انگیزه مثل آن پیرمرد بداخلاق همسایه است؛ تا تو پیش قدم نشوی و بلند سلام نکنی، محال است جوابت را بدهد.
یک روز که واقعاً دیگر نمیتوانست حتی یک کلمه درس بخواند و از صبح زل زده بود به سقف، به خودش کلک زد... با خودش قرار گذاشت که فقط ۵ دقیقه کتاب را باز کند و فقط یک پاراگراف بخواند، بعد کتاب را ببندد و برود سراغ وقت گذرانی...
همان یک پاراگراف، شد یک صفحه... آن یک صفحه شد یک فصل... تا به خودش آمد دید سه ساعت است که غرق درس شده...!واقعیت این است که انگیزه برخلاف تصور ما، "علت" حرکت نیست؛ "معلول" حرکت است. یعنی تا نروی توی دل کار، سر و کله اش پیدا نمیشود... درست مثل بخاری ماشین های قدیمی که تا چند کیلومتر با آنها راه نمیرفتی، باد گرم نمی دادند... باید ماشین را راه می انداختی تا خودش کم کم گرم شود...
منتظر نمان که اول "حالش" بیاید تا شروع کنی؛ اول شروع کن، حالش خودش وسط راه بهت ملحق میشود...
اگر از این متون حس خوبی گرفتی میتونی این صفحه رو دنبال کنی...
#مجید_حسنی چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
#دانشجو #تحصیل #موفقیت #خانواده #انگیزه