همه ما در زندگی بارها و بارها بیحوصلگی را تجربه کردیم. گاهی بی حوصلگی تا مرز کلافگی پیش رفته و گاهی توانستیم بر آن غلبه کنیم. آیا تا کنون از خود پرسیدید که دلایل بی حوصلگی چیست و چه راههایی برای درمان آن وجود دارند. اگر میخواهید هم خودتان را از برزخ بیحوصلگی نجات دهید و هم در آینده فرزندانتان را راهنمایی کنید، در این مقاله همراه ما باشید.
در پاسخ به این سوال که بی حوصلگی در روانشناسی چیست باید بگوییم نوعی حالت روانی است که در آن، فرد احساس بیعلاقگی و کسالت میکند و نمیتواند بر کارها و فعالیت خود تمرکز داشته باشد. بیحوصلگی حالتی است که بهدلایل عدم تحریک ذهنی و عاطفی، کمبود انگیزه و یکنواختی به وجود میآید و میتواند در اوقات فراغت، محیطهای کاری و اجتماعی ظاهر شود. در این وضعیت، فرد از انجام دادن فعالیتهای روزمره لذت نمیبرد یا زمان برای او بهکُندی میگذرد.

احساس بیحوصلگی در زمان بیماری یا اختلالاتی مانند افسردگی و اضطراب کاملا طبیعی است؛ اما بسیاری از افراد در شرایط عادی هم دچار آن میشوند و این موضوع را به عوامل خارجی نسبت میدهند. برای مثال بعضی افراد معتقدند به این دلیل که کاری برای انجام دادن ندارند یا کسی تفریح و سرگرمی برایشان به وجود نیاورده، حوصلهشان سر رفته است.
تحقیقات نشان میدهند علت بی حوصلگی و عصبی بودن لزوما انجام کارهای یکنواخت و نداشتن تفریح نیست؛ زیرا بعضی افراد حتی با انجام متنوعترین کارها هم از یکنواختی زندگی شکایت دارند. بهطور کلی بی حوصلگی نتیجه یکی از موارد زیر است:
نداشتن انگیزه
سرکوب و بیتوجهی به تمایلات و علایق و در نهایت بیهدفی
خستگی از انجام کارهای یکنواخت و تکراری
تقلید از دیگران و قرار دادن خود در ناهنجاریهای آنها
ناتوانی در سرگرم کردن خود بهخصوص در اوقات فراغت
با توجه به مورد آخر، افراد به دو دسته تقسیم میشوند. عدهای با کلی سختی از محل کار خود مرخصی میگیرند؛ اما تعطیلات خود را کسالتبار توصیف میکنند. دستهای دیگر از افراد ترجیح میدهند هیچ تعطیلی نداشته باشند؛ زیرا اصلا هیچ اتفاق خاصی نمیافتد و هر هفته تکراریتر از قبل میگذرد.
در نهایت بیحوصلگی آنقدر زیاد میشود که تمام زندگی فرد را دربرمیگیرد. فرد در بی حوصلگی شدید به نوعی احساس پوچی میرسد که علت آن، نداشتن هدف یا بیمعنا شدن زندگی است.
بله، افراد با توجه به درونگرا یا برونگرا بودن میتوانند مقدار متفاوتی از بیحوصله بودن را تجربه کنند؛ زیرا:
افراد برونگرا: این افراد بیشتر از افراد درونگرا نیازمند محرکهای بیرونی، تنوع، هیجان و چیزهای تازه هستند. در نتیجه بیشتر دچار بیحوصلگی میشوند. افراد برونگرا برای حفظ انگیزه ناچار هستند بیوقفه بهدنبال محرکهای بیرونی باشند و طبیعی است که چنین محرکهایی همیشه در اختیار آنها قرار نمیگیرند.
افراد درونگرا: این افراد میتوانند خودشان را در هر شرایطی سرگرم کنند و از اوقاتشان لذت ببرند. درونگراها میتوانند صامت و ساکت یکجا بنشینند و حوصلهشان سر نرود.

منشأ شور و حرارت و زندگی، درون انسان است و اگر فاقد آن باشیم، هیچ محرک بیرونی نمیتواند خوشحالی و هیجان را در ما ایجاد کند. اگر متوجه اهمیت این منبع درونی نشویم، ممکن است در دام اشتیاق بیش از حد برای ایجاد تغییر و هیجان در زندگی و پرهیز از یکنواختی بیفتیم.
به همین خاطر است که بعضی افراد به سمت فعالیتهای افراطی (حضور در جمع، زیاد مهمانی رفتن و...) و حتی فعالیتهای مخرب (کشیدن سیگار، مصرف مواد مخدر و...) کشیده میشوند. در حالی که کافی است فقط کمی بیشتر به درون خود توجه کنند!
علائم بی حوصلگی بهصورت جسمانی و روانی بروز پیدا میکنند و میتوانند بر رفتار و احساسات فرد تاثیر بگذارند که عبارتند از:
خستگی روانی و جسمی و کاهش انرژی و توان برای انجام کارها
بیعلاقگی به انجام کارها (حتی کارهایی که قبلا لذتبخش بودند.)
کاهش انگیزه و نداشتن تمایل برای انجام وظایف یا پیگیری اهداف
تمایل داشتن به اهمال کاری و فرار از فعالیتها
اضطراب و عصبانیت
نداشتن تمرکز (انحراف ذهن) و دشوار شدن انجام کارها
احساس کسالت و یکنواختی و تکراری شدن زندگی و فعالیتهای روزمره و تکراری
دلایل بی حوصلگی و خستگی میتوانند درونی یا بیرونی باشند؛ مثلا سبک زندگی فرد، شرایط روانی فرد، محیط و.... برخی از دلایل بی حوصله بودن شامل موارد زیر هستند که در ادامه آنها را در دو دسته درونی و بیرونی بررسی میکنیم:
انجام کارهای تکراری و یکنواخت
نداشتن هدف روشن در زندگی
فشارهای روانی، استرس و اضطراب
کار بیش از حد یا استراحت ناکافی
محیطهای فاقد تحریک فکری یا عاطفی مانند روابط اجتماعی ناسازگار یا فضاهای کاری خستهکننده
عدم تحرک کافی (فعالیتهای بدنی و ذهنی)
ابتلا به اختلالات روانی مانند اختلال کمتوجهی-بیشفعالی (ADHD)، افسردگی و...
کمبود ویتامینها مانند ویتامین B9 (فولیک اسید)، ویتامین D، منیزیم، زینک، آهن و...
اگر بیحوصلگی ما مربوط به یک عامل درونی مانند استرس، افسردگی، خستگی، عارضه فیزیکی ناشی از مشکلات سلامتی و... باشد، نمیتوانیم آن را با تغییرات بیرونی برطرف کنیم. در این حالت، راهکار بیرونی حکم یک مسکن را دارد که شخص را مدتی از درد کشیدن نجات میدهد و سرکوب و سعی در پنهان نگه داشتن اصل موضوع، در مراحل دیگر به شکل تشدیدیافته بروز پیدا میکند. در نتیجه برای کشف ریشهای دلایل بی حوصلگی باید ابتدا به درون خود رجوع کنیم.

گاهی تشخیص بر این است که بیحوصلگی، دلایل بیرونی دارد؛ مثلا یکنواختی موجود در محل کار، بیعلاقگی به شغلمان، داشتن ارتباطات آسیبزا و مشکلساز، رشته تحصیلی و... در این صورت تغییر شکل یا تغییر محیط کار یا رشته تحصیلی و غنی کردن محتوا آن یا تغییر میزان چالش و پیچیدگیهایش میتوانند راهکارهای خوبی باشند. برای مثال یک فروشنده میتواند از طریق گفتگو با مشتریان به کار خود تنوع دهد یا بهدنبال راههایی خلاق برای عرضه کالا باشد.
راه دیگر برای درمان بی حوصلگی و عصبانیت با منشأ بیرونی، تغییر نگاه به محیط اطراف است. برای مثال برخی با دیدن یک درخت، چیزی بیشتر از ظاهر آن نمیبینند؛ اما با مشاهده درخت میتوان زیبایی تک تک برگها، شکل و رنگهای مختلف آنها را هم دید.
مشاهده آرام از راههایی است که با کمک آن میتوان به درک غنیتری از زندگی و از بین بردن بیحوصلگی و یکنواختی آن رسید. گاهی اوقات کارهایمان را با سرعتی انجام میدهیم که جایی برای لذت بردن از آنها باقی نمیماند.
در واقع میل غیرطبیعی به انجام دادن سریع کارها و رکورد زدن و زودتر تمام کردن آنها باعث میشود نتوانیم با آنچه که در حال انجامش هستیم ارتباط برقرار کنیم؛ بهگونهای که آن کار، تبدیل به وظیفه یا موجود بیگانهای میشود که باید هر چه زودتر از شرش خلاص شد!
برای درک بهتر دلایل بی حوصلگی باید مشاهده آرام را تمرین کرد؛ یعنی تمرین اینکه سرعت را پایین آورد، روی تنفس و جسم تمرکز کرد و افکار را بدون هیچگونه قضاوتی، از نظر گذراند. این تمرین کمک میکند از آنچه در جریان است، آگاه باشیم و به آن توجه کنیم.
تشخیص بی حوصلگی فرایندی است که در آن، علائم روانی و رفتاری فرد بررسی میشوند. در بخشهای قبلی راجب علائم بی حوصلگی صحبت کردیم؛ مثلا خستگی روانی و جسمانی، بیعلاقگی به انجام کارها و... با این حال باید عوامل دیگری مانند وضعیت سلامت جسمانی و روانی، فشارهای روانی، محیط زندگی و... هم مورد بررسی قرار بگیرند. روانشناسها و افراد متخصص از طریق گفتگو، پرسشنامه، مشاهده رفتار فرد و... تشخیص میدهند که این بیحوصلگی از نوع گذراست یا مشکل عمیقتری مانند افسردگی و اضطراب.

افرادی که شرایط زیر را دارند، بهتر است برای درمان بی حوصلگی و خستگی اقدام کنند:
کسانی که دائما بیحوصلگی را تجربه میکنند؛ بهگونهای که بر کیفیت روابط اجتماعی، زندگی، عملکرد شغلی یا تحصیلی آنها تاثیر منفی میگذارد.
در صورتی که بیحوصلگی باعث کاهش انگیزه در بلندمدت، احساس ناامیدی یا رفتارهای ناسالم مانند اهمالکاری، انزوا و... شود.
افرادی که علائم دیگری مانند افسردگی، اضطراب یا خستگی روانی شدید دارند.
راهکارهای متنوعی برای درمان بی حوصلگی و کسلی فرد وجود دارند که بسته به دلایل بیرونی یا درونی انتخاب میشوند. در تصویر زیر میتوانید ببینید که راههای مختلف درمان بی حوصلگی چیست.

برای اینکه بتوانید از بیحوصلگی جلوگیری کنید، راهکارهای زیر را پیشنهاد میدهیم:
منطقه خاصی را در نظر بگیرید که در آن شما همراه با اعضای خانواده، فعالیتهای اختصاصی برای مبارزه با خستگی را انجام دهید.
کارهای بزرگ را به کارهای کوچک تقسیم کنید و برای نقاط عطف مهم، شکستها و پاداشها را برنامهریزی کنید.
با افزودن یک عنصر منحصربهفرد، کارهای معمول را جالبتر انجام دهید.
لیستی از فعالیتها، شرایط و موقعیتهایی که در شما احساس بیحوصلگی و خستگی ایجاد میکنند، بنویسید.
چندین کار تکراری را با هم ترکیب کنید تا آنها را با یکدیگر انجام دهید.
معمولا همه ما به فکر راهی برای نجات از بیحوصلگی هستیم، غافل از اینکه میتواند فوایدی هم داشته باشد. این فواید شامل موارد زیر میشوند:

بهبود سلامت روان: یکی از نتایج بیحوصلگی، خستگی ذهن است. از آنجایی که ما برای رفع خستگی ذهن به استراحت نیاز داریم، این استراحت میتواند به سلامت روان ما هم کمک کند.
ایجاد انگیزه بیشتر برای جستجو چیزهای تازه: بیحوصلگی، ذوق شما را برای پیدا کردن چیزهای تازه بیشتر میکند.
تمرین مهارتهای خودکنترلی: بیحوصلگی بهدلیل از بین بردن علاقه به انجام کارها بر توانایی تمرکز و توجه هم تاثیرگذار است. به همین دلیل با تحمل بیحوصلگی بهخصوص در سنین پایین، برای توسعه مهارتهای خودکنترلی (تنظیم افکار، احساسات و اعمال خود) آماده میشوید.
انگیزه بیشتر برای تعقیب اهداف جدیدتر: بیحوصلگی به این معناست که ما در موقعیتی چالشبرانگیز و غیرجالب هستیم و انتظارات و خواستههای ما برآورده نمیشوند. در نتیجه بیحوصلگی ما را به سمت اهدافی سوق میدهد که رضایتبخشتر از اهدافی هستند که دنبال میکنیم.
افزایش خلاقیت: بیحوصلگی، خلاقیت و مهارت حل مسئله را امکانپذیرتر میکند؛ بهگونهای که فرد بهجای توجه به محرکهای بیرونی، راههای جدیدی را برای حل مسائل یا ایدهپردازی برای برنامههای جدیدتر کشف میکند. همچنین کارهای خستهکننده، فرد را به ایدهپردازی تشویق میکنند و منجر به تفکر خلاق میشوند.
در نهایت هر انسان سالم و موفقی باید بتواند با شناخت خود، اهدافش، استعدادهایش و هدایت آنها، خود را از برزخ بیحوصلگی نجات دهد. در این مقاله درباره دلایل بی حوصلگی و همه آنچه که باید درباره آن میدانستید، صحبت کردیم. در واقع توجه به این نکته ضروری است که اگر بیحوصلگیهایمان مزمن و طولانی شده، باید هر چه زودتر راهی برای پایان دادن آن پیدا کرد.
یک برنده نوبل میگوید: «وقتی بیحوصلگی سر میرسد، خود را در آن غرق کنید؛ زیرا هر چه زودتر به کف برسید، زودتر بالا میآیید!»
شما چه راهکارهایی برای درمان بی حوصلگی میشناسید؟ تجربیات خود را در بخش دیدگاه همین صفحه بنویسید.