
پارادایم از ریشه کلمه لاتین به معنی الگو و مدل گرفته شده است.یک پارادایم یا چهارچوب ذهنی مجموعه اصول و قواعدی است که " دو" کار انجام می دهد،
اول اینکه ،بعضی ازاین اصول حد و مرزهایی برای یک محدوده ایجاد می کنند.
و دوم اینکه ،باقی اصول مشخص می کنند چطوربرای کسب موفقیت دردایره آن محدودیتها عمل کنید
چارچوب ذهنی، در واقع مدل سازی ذهنی است.تربیت افراد در کودکی و آموزش یکسان مردم و سرکوب فردیت هر شخص، باعث شده است که افراد به سمت چارچوب فکری یکسان سوق پیدا کردهاند. درحالیکه هر شخص یک سری چارچوب فکری و اصول فکری خاص خود را دارد و با تبدیل کردن هر فرد به عنوان «آجری برای دیوار» موجب دور شدن از فردیت هر شخص شده است.چارچوب فکری، در واقع برداشت معنا دار افراد، از اتفاقات عادی و روتین عادی زندگی است.بسیاری از اختلاف نظرها و تضادهای بین افراد، به دلیل وجود اختلاف در زاویه دید و نحوه نگرش آنها است و از آنجا که هر کس فقط زاویه دید خود را درک می کند، گمان می کند این تنها نتیجه گیری درست است. معمولا ذهن افراد در چارچوب ذهنی خودشان قفل می شود و به همین دلیل نگرش متفاوت دیگران را درک نمی کنند. چارچوب های ذهنی افراد نحوه نگاه آنها به خودشان، دیگران، رویدادها، اشیا، مناظر و خلاصه دنیای اطراف را تعیین می کنند. به همین دلیل افراد مختلف هنگام تشریح یک حادثه یا یک موضوع یا منظره، تعریف های کاملا متفاوتی ارائه می دهند.اما تغییر و گسترش چهارچوبهای ذهنی یک پیش شرط اولیه دارد . قبل از تغییر یک چهارچوب ذهنی باید کاری را انجام دهیم . ذهن مانند یک دفترچه است پر از صفحات پر و خالی ما هر روزکلیه خاطرات و ادراکات و احساسات و تصمیمات خود را در دفترچه ذهن می نویسیم و ما هر روز تصمیمات جدید خود را بر اساس آنچه که در این دفترچه نوشته شده می گیریم .اما اگر زمانی فرا رسید که احساس کردیم خلع و کمبود یک چهارچوب ذهنی برای ما وجود دارد ، یعنی با نحوه تفکر و اطلاعات فعلی نمی توانیم جواب و راه حل مناسبی برای وضعیت کنونی خود پیدا کنیم یا اگر برای دستیابی به یک موفقیت جدید تصمیم گرفتیم که یک چهارچوب ذهنی جدید بسازیم ابتدا به یک صفحه خالی از یک دفترچه ذهن نیاز داریم تا اطلاعات جدید چهارچوب ذهنی جدید و دستورالعملهای عملی چهار چوب ذهنی جدید را آنجا یادداشت کنیم و سپس می توانیم بر اساس این چهار چوب جدید تصمیمات جدی بگیریم و متفاوت از گذشته عمل کنیم...