Mandana·۲ ماه پیشدانه ای درد و رنجدانهای از درد و رنج به من داده شد.من آن را کاشتم.ریشهها در اعماق روییدند،در تاریکی جان گرفتند،
Mandana·۲ ماه پیشمردهای زندگی من!پسرهای زندگی من تا الان همه یه مدلن ...خانواده ها از هم پاچیده و پدری که نیست .و پسری که مراقب مادرشه .پسری که نمیتونه احساساتش بروز بده .و…
Mandana·۲ ماه پیشکاجمن خودم را شبیه یک درخت کاج میبینم.درختی که سالها آدمها از کنارش رد شدند و به «بیمصرف» بودنش اشاره کردند.نه چوبش به درد کسی میخورد،نه…
Mandana·۲ ماه پیشسرزمینی که فتح شدشوالیهی زرهپوشدر بعدازظهری آفتابیسرزمینِ آشفته و گمگشتهی خود را فتح کرد.میان گلها ایستادو تازه فهمیدآشوبدر خاک نبود،
Mandana·۲ ماه پیشخانهشوالیهای زرهپوشکه برای بودن در این دنیا ساخته شده،برای جنگیدنو محافظت از وطن.همیشه بسته است،نفوذناپذیر.او هیچوقت
Mandana·۲ ماه پیشکرم ابریشمکرم ابریشم موجودیهکه تمام هستیاش روصرفِ تولیدِ چیزی میکنهکه خودش قرار نیستحتی لمسش کنه.ابریشم برای دیگریست؛برای انسان،
Mandana·۲ ماه پیشکنکوروقتی یه بچه بودم، با بقیه فرق داشتم. دچار یه بیماری پوستی شدم و بدنم پر از لکههای سفید میشد و به مرور زمان، لکهها بیشتر و بیشتر منو درگی…
Mandana·۲ ماه پیشتغییربا صدای باران از خواب بیدار شدم.مثل برق بلند شدم، رفتم سمت بالکن و در را باز کردم.بدون اینکه لباس گرمی بپوشم، دستم را بردم زیر باران و لبخن
Mandana·۲ ماه پیشتقویمچند وقت پیش خوابی دیدم؛داشتم غرق میشدم.دستوپا میزدم، اما روی سطح آب نمیموندم.هی منتظر بودم یکی بیاد کمکم،ولی هیچکس نیومد.آب میرفت توی…
Mandana·۲ ماه پیششرماز وقتی کلاس ابتدایی بودم تا سی سالگی ،درگیر این مریضی مزمن بودم و خب هیچوقت درمانی هم نداشت و بهم میگفتن باید حواست باشه استرس نگیری و الا…