ویرگول
ورودثبت نام
Mandana
Mandanaمرگ از من عبور کرد اما در چشمانم باقی ماند
Mandana
Mandana
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ روز پیش

مانیفست زندگی من

خدا به من دونه ای درد و رنج داد و من اون توی عمق وجودم کاشتم سالها گذشت دونه درد و رنج، ریشه های زیادی زد و برای من درد و رنج های زیادی آورد ولی بالاخره دونه پوسته ای سختش شکافت و من سقوط کردم شروع کردم شخم زدن خاک تمام گذشته بالا آمد خاک ترک خورده بود و بی آب و بی نفس بود پس تمام خاک زیر و رو کردم و بارون شروع کرد به باریدن و خاک نفس کشید و شسته شد و خورشید بالا آمد و نور تمام وجودم گرفت و دیگه هیچ چیز به جز خودم وجود نداشت و دونه ای درد و رنج از درون سبز شد و جوانه سبز از بین خاک سیاه مسیر نور دنبال کرد تا خودشو به سطح خاک برسونه تا زخم باد و بارون و طوفان های زندگی بچشه تا بتونه قامت بلند کنه و درختی بشه که میوه شفا میده

۵۹
۲۱
Mandana
Mandana
مرگ از من عبور کرد اما در چشمانم باقی ماند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید