ویرگول
ورودثبت نام
میم
میمروزنامه‌نگار
میم
میم
خواندن ۱ دقیقه·۷ ماه پیش

یادداشت‌های جنگ

روز هفتم است. شهر خلوت و سوت و کور است. شب‌ها صدای بمباران خواب را از چشمم می‌گیرد. روزها قطع شدن اینترنت روانم را می‌خراشد. از همه دنیا بی‌خبریم. حس بی‌پناهی می‌کنم. من و تهران بی‌پناه مانده‌ایم. رنج غریبی می‌کشیم. از اول جنگ تا امروز فقط یکبار گریه کردم. شبی که صدای موشک قطع نمیشد برای ایران گریه کردم. نوشتم «آخ ایران، چقدر برای آزادی‌‌ات جنگیدیم، جنگیدیم اما زورمان نرسید. کاش می‌مردم و این روزهایت را نمی‌دیدم. وطن بی‌پناه من.» بیگانه‌ای با بیگانه‌ای دیگر، در وطنم می‌جنگد. دلم خون این وطن است. به آینده سیاهی که در انتظارمان است فکر نمی‌کنم. رویا بافتن را هم برای خودم ممنوع کرده‌ام. فقط کار می‌کنم. باید کار کنم. بی‌وقفه کار می‌کردم تا این‌که اینترنت قطع شد و آخرین دریچه هم بسته شد.

۲
۰
میم
میم
روزنامه‌نگار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید