قضاوت

بخشی از روزها به این فکر می کنم که چقدر در زندگی ام قضاوت شده ام و قضاوت کرده ام .مدام و مدام

چه قدر دیگرانی که اتفاقاً بعضی هایشان عزیزان و دوستانم را تشکیل می دهند، آنجایی که نیازشان داشتم بی رحمانه تنهایم گذاشتند و نشستند و نگاهم کردند

اما به وقت صحبت و نصیحت و قضاوت کردن بودند و هستند،بودنتان اینجا چه بدرد من می خورد؟؟با خودتان بپرسید آیا حضورتان اندکی از آسیبی که دیده ام کم می کند؟؟

اگه پاسخ سوالم منفی است پس بگذارید در تنهایی خودم باشم.

زمانی که کمکی از شماها می خواستم نبودید اما بعد از اینکه نتیجه باب دلتان نشد عقلِ کُل می شوید و نصیحت می کنید؛می گویید آدم حساسی نباش،آدم کمال گرایی نباش،زندگی را سخت نگیر

کدامیک از شماها حساس نیست ؟؟

کدامیک از شماها کمال گرا نیست؟؟

زندگی به کدام یک از شما ها آسان گرفته است؟؟

بخوبی میدانم آنقدر ایده آل گرا هستید که شغل نصیحت گری را در زندگی انتخاب کرده اید

مبارکتان

ذره ای خودتان را جای من گذاشته اید،اما من بواسطه همین حساس بودنم بارها و بارها خودم را جای تک تک شماها فرض کرده ام و گاهی حسرت جایگاهتان را خورده ام (حال چه به درست و چه به غلط) و گاه خدا را شکر کرده ام که مرا با روزگاری که شما می گذرانید امتحان نکرده است.

چه کسی است که بتواند جای کس دیگری دردش را بکشد و به خودش بقبولاند که برای تحمل این درد به اندازه کافی قوی هست،باور کنید درد هرکس برای خودش بزرگ است ربطی به حساس بودن یا نبودن ندارد،ربطی به کمال گرا بودن یا نبودن ندارد

روزی که همه اینجا را ترک کنیم،درد هایی با ما به زیر خاک می رود که حتی شنیدن آنها برای بعضی هایتان وحشتناک است.

روزگار اگر به کسی بیشتر سخت گرفته اما نشانه های ظاهری کمتری نسبت به ما دارد،دلیلی نمیشود که در دلش همیشه ی خدا عروسی باشد.

روزگار به هیچ کدام از ما آسان نگرفته و نخواهد گرفت،اما خودمان میتوانیم به یکدیگر سهل بگیریم.

دستِ دوستی که از روی درد و دل به سمتتان می آید،فرزندی که به پدر و مادرش پناه می برد،خویشاوندی که محرمتان می شمارد؛همه نشانه است که کمی مهربان تر باشیم،فکر کنیم آنچه که برای او جهنم است و شاید برای ما یا کس دیگری بهشت باشد،درحال حاضر برایش غیر قابل تحمل شده که به سمت ما آمده است پس گوش شنوا باشیم بگذاریم بگوید. شاید این بار دنیا هم مهربانیش را به ما نشان داد.

#م.م