سلام دیزاینرا! 👋
پرسیدن سوالهای درست قبل از شروع یه پروژهی جدید، برای من مثل یه معجزه بوده!
میدونم، خیلی وسوسهانگیزه که سریع بپری تو فیگما و طراحی رو شروع کنی، ولی باور کن، بعد از 7 سال تجربه توی UI/UX، فهمیدم که سوالهای درست، همون پایههای اصلی هر پروژهی موفق هستن.
اونا مثل یه GPS عمل میکنن که نمیذاره پرت بشی توی درهی بیپایان اصلاحات و تغییرات بیپایان!
قراره برات قصه بگم و نکات حرفهای که خودم توی پروژههام استفاده کردم رو بهت یاد بدم. بزن بریم!
تصور کن: یه طراح UI/UX که با کلی ایده و انرژی نشسته پشت لپتاپش، ولی دور و برش پر از چارتهای نزولی، علامت سوال و استرسه! پروژه داره شکست میخوره، چرا؟ چون از همون اول، کسی زحمت نکشیده که همه رو روی یه خط نگه داره!
نتیجه؟ وقت هدر میره، هزینهها بالا میره، تاخیر پشت تاخیر، و در نهایت یه فاجعهی کامل. ولی اگه همون اول سوالهای درستی پرسیده بودم، میتونستم از همچین فاجعهای جلوگیری کنم.
بیاید یه اینفوگرافیک رو تصور کنیم:
📌 یه طرف، یه پروژه با برنامهی منظم، تیمی که لبخند میزنه، و هزینه و زمان ذخیره شده.
📌 طرف دیگه، یه پروژهی پر از تاخیر، استرس، و سرمایه ای که داره دود میشه!
خب، معلومه که تو کدوم حالت میخوای باشی!
من این سوالها رو به ۶ بخش اصلی تقسیم کردم (و چندتا سوال اضافه هم هست!) و برای هرکدومشون توضیح میدم که چرا مهمن و چطور از تجربهی خودم یاد گرفتم که بپرسم.
هدف اصلی این پروژه چیه؟ (افزایش تبدیل؟ کاهش نرخ ریزش؟)
چه معیاری نشون میده این پروژه موفق شده؟
چه کسایی تصمیمگیرندهی اصلی هستن و چه انتظاری دارن؟
🔹 چرا مهمه؟
یه بار یه پروژه داشتم که فکر میکردم کارفرما فقط به زیبایی طراحی اهمیت میده، ولی وقتی دربارهی اهدافش صحبت کردیم، فهمیدم براش ارزش مالی خیلی مهمتره! همین یه گفتوگو نجاتم داد از یه بازطراحی کامل.
💡 نکتهی حرفهای: اول از همه، اهداف کارفرما رو بپرس! اگه اهدافش مشخص نباشه، دیر یا زود پروژه به مشکل میخوره.
کاربرهای اصلی چه کسایی هستن؟ (سن، موقعیت، رفتار، مشکلاتشون)
تا حالا تحقیقی دربارهی کاربرها انجام شده؟
بازخوردهای رایج مشتریهای این صنعت چیا هستن؟
رقبای اصلی کیا هستن و چه چیزهایی توی UX اونا خوب کار میکنه؟
این محصول چه چیزی داره که بقیه ندارن؟
سه چیزی که کاربرا از رقبا متنفرن چیه؟
🚨 هشدار: دیدم پروژههایی که فقط به خاطر نپرسیدن این سوالها شکست خوردن!
دقیقاً چه صفحهها و فیچرهایی باید طراحی بشه؟
روی چه پلتفرمهایی اجرا میشه؟ (موبایل، وب، تبلت، SaaS؟)
محدودیتهای تکنولوژی چی هستن؟
راهنمای برند داریم؟ (رنگها، تایپوگرافی، تصاویر)
چه نوع محتوایی توی طراحی استفاده میشه؟ (متن، تصویر، ویدیو)
کی مسئول نوشتن محتوا و انتخاب تصاویره؟
💡 یه بار به خاطر نبودن متن، یه پروژهای که قرار بود سریع انجام بشه، کلی عقب افتاد! پس همیشه تایملاین محتوا رو چک کن.
تیم توسعه از چه تکنولوژیهایی استفاده میکنه؟
آیا محدودیتهایی از سمت CMS، بکاند یا API وجود داره؟
استانداردهای عملکرد و سرعت چقدر مهم هستن؟
💡 حتماً یه دولوپر رو از اول پروژه بیار تو جلسات. یه بار یه فیچری طراحی کردم که به خاطر محدودیت CMS اصلاً قابل اجرا نبود!
چطور موفقیت پروژه بعد از لانچ اندازهگیری میشه؟ (A/B تست، هیتمپ؟)
چطور بازخوردهای کاربران جمعآوری میشه؟
پشتیبانی طراحی بعد از لانچ چطور خواهد بود؟
💡 این سوال همیشه مشتری رو تحت تأثیر قرار میده، چون نشون میده تو دیدگاه بلندمدت داری!
همکاریمحور باش: به جای "هدف پروژه چیه؟" بپرس: "چطور میتونیم موفقیت این پروژه رو با هم تعریف کنیم؟"
زمانبندی درست: اهداف رو اول بپرس، محدودیتها رو بذار برای جلسات برنامهریزی.
عمیقتر شو: اگه کسی گفت "یه طراحی کاربرپسند میخوام"، بپرس: "تعریف شما از کاربرپسند چیه؟ یه مثال میزنید؟" هدف اینه که اعتماد بسازی، نه اینکه فقط سوال بپرسی!
💡 ترفند شخصی من: همیشه از کارفرما بخواه نمونههایی از طراحیهایی که دوست داره (یا نداره) نشون بده. این مثل یه کد تقلبه برای تنظیم انتظارات.
اشتباهاتی که نباید مرتکب بشی!
❌ فرض نکن که همهی ذینفعها روی اهداف توافق دارن! ازشون بخواه که اولویتها رو مشخص کنن.
❌ جلسات فنی با دولوپرها رو حذف نکن! یه بار این اشتباه باعث شد کل طراحی رو از نو انجام بدم.
پرسیدن سوالهای درست، نهتنها از فاجعه جلوگیری میکنه، بلکه تو رو به یه طراح فوقالعاده تبدیل میکنه.
۵ تا از این سوالها رو توی پروژهی بعدیت استفاده کن و نتیجش رو خودت ببین. برای یادگیری نکات حرفه ای طرای محصول، از مجله مارجین دیدن کن.
حالا تو کامنتا بگو: مهمترین سوالی که قبل از شروع پروژه میپرسی چیه؟ 👇