نوشتن، بهترین داروست
دیروز داشتم فکر میکردم، کشیدن نقاشی چقدر بهتر از نوشتن است. با خلاقیت میشود حس و حال خوبی را رقم زد. از نظر درآمد هم شاید یک تابلوی نقاشی را بتوانی میلیون تومانی بفروشی؛ اما برای چهار هزار کلمه مقالهات خریداری پیدا نکنی.
داشتم تصمیم میگرفتم این نوشتنهای بیحاصل را کنار بگذارم و خودم را خلاص کنم که امروز شد. امروزی که حال خوشی ندارم. دم دستترین درمانگرم را فراخواندم. نه بساطی میخواهد برای پهنکردن و نه رنگ و هزینه و مقوایی که معطل داشتنش بشوی.
نه! برای من همین نوشتن بهترین داروست. وقتی مینویسم مغزم فرصت پیدا میکند تا افکارم را سر و سامانی بدهد و به خودآگاهی برسد. درمانگر واقعی جایی درون خودم است باید لحظهای فرصت دهم تا خودش را از پشت هیاهوی زندگی روزمره بیرون بیاورد و حالم را خوب کند.
شما برای ایجاد یک حس و حال خوب سراغ چه درمانگری میروید؟
