ویرگول
ورودثبت نام
Mary Mary
Mary Maryحالا تا آخر هفته ببینیم چی پیش میاد بعدش شاید نبودی اصلا. "Hungry for life."
Mary Mary
Mary Mary
خواندن ۳ دقیقه·۳ ماه پیش

خوب شد خودم رو نکشتم.

(زندگی با این همه رنجش یه بار ارزش زیستن رو داره دوست من.

تو هم خودت رو نکش لطفا اگر میشه. برای خودت و فقط خودت.)

خیلی‌ها هستن با وضع بدتر از من و شما و فقط با تغییر یکم دید و ایده آدم از زندگی باید دید که چه فرقی می‌کنه امروز و فردا. تصمیم گرفتم ذهنم رو به زندگی بازتر کنم. تن سالم، عقل سالم... اگه بخوام اینجاها بلغزم، فردا پس فردا می‌خوام چی کار کنم. آدم‌ها پدر و مادرشون رو از دست میدن و میان پای کار... بس کن.

بله درست خوندید آقا. خوب شد خودم رو نکشتم... جدی جدی. پست‌های قبلم همه تقریبا یه حرفی از این چیزا زدم... تیر ماه کاملا قصدش رو داشتم، امروز اما یه نفر که حتی من رو نمی‌شناسه یجوری من رو نجات داد که یاد اون دیالوگ عباس کیارستمی افتادم: آقا یه توت... یه توت ما رو نجات داد. (: همینجور که افسرده بودم و عالم و آدم ها رو از زندگیم خط زدم رفتم (از این بابت ناراحت نیستم چون دورم واقعا آدم‌های روانی سالمی نبودن) و به جای اینکه خط های آبی دستم رو قیچی کنم، موهام رو قیچی کردم... آخ که چه کیفی داد انگار دوباره شدم خودم. آقا اصلا بخت منم همین بود دیگه... و چه حالی دارم می‌کنم الان با بختم... حتی بدبختیم... "همه چیز و همه چیز به دید تو بستگی داره." تصور تو از واقعیت با واقعیت متفاوته. این دفعه پا شدم واسه چیزی که می‌دونم و اکی ام با این ماجرا. حداقل به قول مجتبی شکوری دلم نمی‌خواد بدون زخم برم پیش فرشته‌ها. یه نصیحت کوچولو هم بکنم؛ حواستون به آدم‌های حسود و خودخواه زندگیتون باشه کسایی که خودشون زندگیشون رو به فکر خودشون باختن و می‌خوان شما هم در دام و باتلاق بدبختی بسوزید. من یه دوستی این تابستون پیدا کردم کلی قهر و آشتی داشتیم آخر امشب پیام داد و پیام‌ها رو دو طرفه پاک کرد. من سه ماه پیش عمرا نمی‌پذیرفت این قضیه رو و دائم فکر می‌کرد الان برم پیام بدم؟ ولی الان برام نمی‌دونم چجوری بگم که مهم نیست... لایق نبودی... هر چند فکر می‌کردی خیلی باهوشی ولی بازنده اصلی تمام ماجراها خود تو بودی دوست من. حالا هم اومد و گفت فلانی فلان شده فلان و بیسار. خب؟ (= چی کار کنم حالا؟ آقا از من و تمام ائمه و همه فیلسوف های دنیا به شما نصحیت: "تنهایی بهتر از هم‌نشین بد است." این آدم دائمااااا به من می‌گفتن از من و تو بدبخت تر نیست و برو خودت رو بکش و ازت فلان متنفرم و اه چرا اصلا وقتم رو صرف همچین آدمی کردم؟ یه وقت چون دوست نداشتید و اینا نرید خودتونو بندازید توی دام آدم‌های روانی که فکر می‌کنند هیچکس از اون‌ها بهتر نیست. کلا با آدم‌های مجازی به سختی رفیق شید. من دو تا تجربه افتضاح داشتم از این قضیه. حالا بگذریم از این دو تا چی اسمشون رو بذارم والا... فردا میرم شماره جدید بگیرم و زندگی جدید. یک سال در اتاق در مجاورت خودم. مشتی به خدا زندگی بزرگ‌تر از این حرف‌هاست. برو توی دلش ببین چند چندی برو ببین کجای کاری. (امروز یه خانومی هم دیدم متولد ۷۹ یا شاید ۷۸، کنکور داده بود دوباره شده بود رتبه خیلی خوب و رفته بود موسیقی تهران فکر کنم... آقا زندگی اینه ها ((=. جدی نگیرش... برو توی دلش مرد/زن بزرگ. هر جا، جا زدی یادت باشه اگه فکر کردی این ماشین/خونه رو بگیرم دیگه خوشحالم، این دختره/ پسره از من خوشش بیاد، این فلان چیزو و همه اینا دامه، دام باور کن خوشحالی درون تو نهفته و پنهانه.

اگه فکر کردی فقط با رسیدن به هدف خاصی خوشحال میشی، یه موقعی می‌فهمی زندگی و معناش توی مسیر بودنه نه فقط مقصد. (میگه مقصد مهم یا مسیر؟ جواب میده: هم‌سفر)

یه چیز دیگه هم اینکه ننه بابا خانواده خواهر برادر هر چقدر بد باشن ها، هیچکی جای اونا رو نمی‌گیره و دلشون واسه تو نمی‌تپه. فعلا تا وقتی دوباره بیام.

زندگی
۳
۲
Mary Mary
Mary Mary
حالا تا آخر هفته ببینیم چی پیش میاد بعدش شاید نبودی اصلا. "Hungry for life."
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید