ویرگول
ورودثبت نام
Maryam Shaker
Maryam Shaker♡「私は少年同士の恋が大好きです。」♡
Maryam Shaker
Maryam Shaker
خواندن ۱ دقیقه·۲۴ روز پیش

حیاطی که همیشه بهار بود

هر عصر، وقتی آفتاب می‌خواست آرام‌آرام پشت بام‌های محله قایم شود، حیاط کوچک خانه‌ی بابابزرگ و مادربزرگ جان می‌گرفت.

بابابزرگ روی صندلی چوبی‌اش می‌نشست، عینکش را کمی پایین می‌آورد و روزنامه‌ای را می‌خواند که بیشتر از آن‌که خوانده شود، بهانه‌ای برای چُرت‌های کوتاه بود.

مادربزرگ اما همیشه در حال حرکت بود؛

یا سماور را چک می‌کرد،

یا گلدان‌ها را با آب‌پاش سبزشان خوشحال می‌کرد،

یا زیر لب ترانه‌ای قدیمی می‌خواند که فقط خودش بلد بود.

نوه‌ها که می‌رسیدند، حیاط شبیه جشن می‌شد.

بابابزرگ ناگهان جوان می‌شد،

داستان‌هایی تعریف می‌کرد که نصفشان خاطره بود و نصف دیگرش خیال،

و مادربزرگ با خنده می‌گفت:

«این‌جاشو دیگه خودت اضافه کردی!»

بازی‌ها شروع می‌شد؛

قایم‌باشک کنار درخت توت،

خنده‌هایی که تا آسمان می‌رفت،

و بشقاب‌هایی پر از چای و کلوچه و مهربانی.

شب که می‌شد، مادربزرگ همه را دور خودش جمع می‌کرد،

بابابزرگ چراغ حیاط را روشن می‌کرد،

و ستاره‌ها انگار نزدیک‌تر می‌آمدند، فقط برای شنیدن خنده‌های آن خانه.

و آن‌وقت همه می‌فهمیدند

که بعضی خانه‌ها

با آجر ساخته نشده‌اند…

با دلِ بابابزرگ‌ها و آغوشِ مادربزرگ‌ها ساخته شده‌اند 💛

۴
۰
Maryam Shaker
Maryam Shaker
♡「私は少年同士の恋が大好きです。」♡
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید