Maryam Shaker·۱۱ ساعت پیشپارت ۲ – دفترچهی رازهاخانهی قدیمی با درهای نیمهبسته و چراغی که هر لحظه خاموش و روشن میشد، حس رازآلودی داشت.نیما گفت:«تو هم مثل من میخوای حقیقت رو بدونی؟»سارا…
Maryam Shaker·۲ روز پیش«روزهایی که هیچکس نمیفهمد»پارت ۱ – پیام در شبباد سردی از پنجرهی اتاق سارا میوزید، و گوشی روی میز لرزید.پیام نیما بود:«امشب بیا اونجا… نمیخوام تنها بمونم.»سارا نف…
Maryam Shaker·۲ روز پیشکلاغی که بر خاطرهها نشستشب، سرختر از هر خونِ ناگفتهای بود.ماه، دو بار در آسمان دیده میشد؛ یکی بالا، کامل و سرد، و دیگری پایین، شکسته در آبهای ساکن مرداب.در میا…
Maryam Shaker·۲ روز پیشعنوان: قلبی که با فوتبال میتپدروی صفحه، خطی بود که بالا و پایین میرفت؛ضربان قلب.اما این فقط یک خط نبود.در میانهی تپشها، پسری میدوید.نه از چیزی،بهسوی چیزی.
Maryam Shaker·۲ روز پیشمه و خاطرههای خاموشدر دل جنگلی که مه آرام و سنگینش همه جا را پوشانده بود، درختان کاج ایستاده بودند؛ بعضی سبز و پر از زندگی، بعضی دیگر خالی از برگ و پژمرده، گو…
Maryam Shaker·۳ روز پیش«کسی که نور شد اما دیده نشد»شب، جنگل را مثل یک راز قدیمی در آغوش گرفته بود.باد آرام میگذشت و برگها فقط برای خودشان نجوا میکردند.او آنجا ایستاده بود…نه کاملاً انسان،…
Maryam Shaker·۳ روز پیش«پیانویی که جنگل آن را به خاطر سپرد»پیانو سالها پیش خاموش شده بود؛نه بهخاطر شکستن کلیدهایش،بلکه چون کسی دیگر جرئت نداشتدردش را روی آن بنوازد.زمان گذشت.باران آمد،
Maryam Shaker·۳ روز پیش«نورهایی که فریاد نمیزنند»در تاریکیِ عمیقِ دریا،آنها میدرخشیدند…نه برای دیدهشدن،بلکه چون راهِ دیگری برای زندهماندن نداشتند.عروسهای دریاییقلب ندارند،
Maryam Shaker·۴ روز پیشعنوان: لمسِ نرسیده به نوردستش را آرام روی شیشه گذاشت؛نه برای شکستن،نه برای عبور…فقط برای اینکه مطمئن شود نور آنطرف هنوز واقعیست.آنطرفِ شیشه، آبیِ عمیقی میچرخید؛…
Maryam Shaker·۴ روز پیشعنوان: گلهایی که دیر شکفتندهیچکس نفهمید چرا گلها روی صورتش روییدند.قرمز بودند،درست همان رنگِ حرفهایی که هرگز گفته نشدند.او همیشه ساکت بود؛نه چون حرفی نداشت،چون کسی…