ویرگول
ورودثبت نام
Maryam Shaker
Maryam Shaker♡「私は少年同士の恋が大好きです。」♡
Maryam Shaker
Maryam Shaker
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

پارت ۲ – دفترچه‌ی رازها

خانه‌ی قدیمی با درهای نیمه‌بسته و چراغی که هر لحظه خاموش و روشن می‌شد، حس رازآلودی داشت.

نیما گفت:

«تو هم مثل من می‌خوای حقیقت رو بدونی؟»

سارا فقط سر تکان داد.

در گوشه‌ای از اتاق، دفترچه‌ای خاک‌خورده افتاده بود. پر از نقاشی‌ها و نوشته‌هایی که انگار تمام زندگی کسی را پنهان کرده بودند.

هر صفحه بوی خاطره می‌داد، بوی دوستی‌های گمشده و ترس‌هایی که هیچ‌کس نمی‌دانست وجود دارد.

سارا دستش را روی یکی از نوشته‌ها گذاشت. قلبش تند زد:

«این… مال من نیست؟»

هر صفحه پر بود از جملات کوتاه، جمله‌هایی که شبیه فریاد بودند، اما هیچ صدایی نداشتند. صفحه‌ای باز شد و نقاشی‌ای دیده شد: دو شخص که دست یکدیگر را گرفته‌اند، ولی یکی از آن‌ها به سمت سایه‌ای می‌رود.

«این… انگار من و نیما هستیم؟»

سارا نتوانست جلوی لرزش دستش را بگیرد.

نیما نگاه کرد:

«همه چیز به این دفترچه مربوط است. ولی تو باید تصمیم بگیری… می‌خوای ادامه بدیم؟»

.

.

.

«ادامه‌ش رو فردا می‌نویسم…»

«نظرت چیه؟»

۲
۰
Maryam Shaker
Maryam Shaker
♡「私は少年同士の恋が大好きです。」♡
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید