ویرگول
ورودثبت نام
Nadem.marzieh
Nadem.marziehمن یک نویسنده و محققم.یادداشت و داستان‌های تخیل‌گونه هم می‌نویسم. در کنار همه این‌ها یک ثبت‌کننده مردم‌نگاری هم هستم. در داستانم از چیزهای عجیب و خیالی می‌نویسم.
Nadem.marzieh
Nadem.marzieh
خواندن ۱ دقیقه·۱ سال پیش

در میانه‌ی بمباران اندوه و ناامیدی با رنج‌ها چه کنیم

وقتی همه چیز فرو می‌ریزد، این بمباران بی‌وقفه از رنج و ناامیدی شاید آن قدر دردناک باشد که حتی از خودمان بپرسیم آیا هرگز دوباره می‌توانیم شادی را تجربه کنیم؟!

وقتی اوضاع از هم می‌پاشد، هدف زندگی این نیست که دغدغه‌ها و رنج‌ها تمام شوند یا به جایی رؤیایی برسیم؛ حقیقت این است که هیچ‌کجا برای گریز وجود ندارد و درد، بخشی از واقعیت است.

در این میان، درس عجیبی هست:

حتی اگر زیر پایت خالی‌شده،

اگر احساس بی‌پناهی می‌کنی...

لحظه‌ای دست نگه‌دار.

ببین چقدر می‌توانی فقط با خودت اندکی مهربان‌تر باشی،

بی‌آنکه توقعی از تمام شدن غم داشته باشی.

التیام، گاهی این نیست که رنج‌ها حل شوند یا همه چیز دوباره سر جایش قرار بگگیرد. التیام زمانی حاصل می‌شود که درون خودمان برای همه این‌ها جا باز کنیم:

جا برای اندوه، جا برای تسکین، جا برای رنج و حتی اندکی خوشی.

در این روزهای سخت، غم و اندوهت را سرکوب نکن. مراقب خودت باش و مراقب آ‌ن‌هایی که به تو نیاز دارند.

نفس بکش. به خودت مهربانی کن. همین، بیشتر از کافی است.

از کتاب وقتی همه چیز از هم می‌پاشد: پما چدرن

جنگ
۵
۰
Nadem.marzieh
Nadem.marzieh
من یک نویسنده و محققم.یادداشت و داستان‌های تخیل‌گونه هم می‌نویسم. در کنار همه این‌ها یک ثبت‌کننده مردم‌نگاری هم هستم. در داستانم از چیزهای عجیب و خیالی می‌نویسم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید