زرد یا سبز


طی چند هفته اخیر ، سازمان نظام روانشناسی لیستی از افرادی به رنگ زرد! منتشر کرد که از قضا نام افراد سرشناس و تاثیر گذار در این لیست دیده می شد.

وقتی اسامی را می خواندم لحظه ای مکث کردم پیش خودم فکر کردم که حتما رنگی که انتخاب شده به مصداق زردی طلا است که جز این ممکن نبود..

کنجکاو شدم تا بررسی کنم و علت را بفهمم که آخر چرا زرد!

به جواب جالبی رسیدم ! که نداشتن مهر نظام و یا بعضی پروانه کار ، موجب طلایی شدن این دسته از عزیزان شده بود.

حالا نمی دانم فردی که سالهاست در خارج از وطن مشغول به فعالیت است دیگر چرا باید نظام و پروانه وطن داشته باشد ! بگذریم..

می خواهم از تجربه خودم برایتان بگویم که چرا انقدر مدافعانه وارد قضاوت شده ام و رنگ تحلیل بر داستان های تخصصی رواشناسی زده ام

سالها سبک زندگی ام به گونه ایست که برای بن بست ها و دو راهی هایم به یک تراپی درجه یک ، از همان هایی که رسانه ملی تایید می کنند ! که از این کانال به کانال دیگر دیده می شوند مراجعه می کنم..

تمامی ، مطب های شیک و دفتر نوبت دهی شلوغی دارند . از آنهایی که برای ثانیه های حضورت در اتاق تراپی باید بهای زیادی پرداخت کنی در حالیکه از دقیقه اول ورود به اتاق این شما هستین که نوار مغزی روانشناس محترم راپر می کنید و زنگ اتمام جلسه اول زده می شود..

نوبت برای جلسات چهارم و حتی پنجم هم کشیده می شود. که حتما باید سرمایه زیادی برای این روند تراپی کنار بگذارید تا جوابگو جلسات بعدی هم باشد

با دلشوره و حال ناخوش روحی به امید حل مسیله ای تصمیم به تراپی می گیرید درحالیکه حل مسله شما در جلسات انتهایی اتفاق می افتد و شما اگر خوش شانس باشید نوبت هایتان پشت هم و هفته ای یکبار باشد بعد از یک ماه می توانید روح روان آرامی را تجربه کنید

این روندی است که در 5 سال اخیر تجربه کردم. تا زمانیکه در اینستاگرام با واژه کوچ و مربی مهارت های ارتباط زندگی آشنا شدم..


در ابتدای مسیر آشنایی مقاومتی داشتم که مگر می شود کسی روانشناس نباشد و با مطالعات و دوره هایی و البته آزمودن معلومات خود در زندگی شخصی اش بتواند روشنی ذهنی تاریک شود!

زمان برد تا متوجه شدم که سخنان این مربی روی من تاثیر گذاشته است.. تصمیم گرفتم برای دوره ی پیش رویی که در حال برگزاری بود ثبت نام کنم

و همان هزینه یک جلسه تراپی با مشاور مهر نظام دار و شلوغ رسانه ای به اصطلاح غیر زرد ! برای هزینه 12 جلسه آموختن چرایی مشکلم پرداخت کردم با مربی که ادعایی از تحصیلات آکادمیک روانشناسی ندارد و به اصطلاح زرد است!.

نتیجه شگفت انگیز بود.. .من ماهیگیری آموخته بودم دیگر برای مسایل مشابه پیش آمده حل مسیله روشنی داشتم و این بی نظیر بود..

متوجه چالش هایی شدم که در دوران کودکی از روی ناآگاهی خانواده و مدرسه دچارش شده بودم. چالش هایی که همه ی ما به گونه ای با آنها سرکله می زنیم ولی نسبت به آنها آگاهی نداریم که هر از چندگاهی این چالش و زخم فرو رفته سرباز می کند و وارد بازی می شود

طی تجربه تراپی که با روانشناس عزیز داشتم هیچ وقت چرایی به من گفته نشد . راه حلی برای حل مجدد مسیله پیش آمده داده نشد.

و این دو برای من فرق بین زمین و آسمان است...

درحال حاضر یک سالی می گذرد که زندگی من تحول عظیمی را تجربه کرده است. تمرین برای تسلط بر ناخداگاه ، برایم مثل قند شیرین است.

یک سالی می شود که دیگر هزینه ای برای پوشاک نمی دهم مگر درموارد ضرروی و این مصرف گرایی بی رویه و تنوع در لباس و کیف و کفش و... ، جایگزین هزینه برای رشدم کرده ام چه مهارت های پولساز وچه مهارت های ارتباط زندگی...

بخواهم خلاصه بگویم یک سالی می شود که روی شخص خودم سرمایه گذاری می کنم

همه ی اینا با شروع یک ریسک و یک تجربه شرکت در دوره 12 جلسه ی خانم مربی کوچ مهارت های زندگی اتفاق افتاد و در حال حاضر یکی از دانشجوهای ثابت این دور ه ها هستم.

می دانیم که در همه ی حوزه ها ، خوب و بد وجود دارد به مصداق تر و خشک !

واضح و روشن است که در هر دو دسته افراد نالایق و کم سوادی هم وجود دارد که با کلامشان امکان نابودی یک زندگی را دارند که بسیار دیده ایم.. . اما این دو دسته ، یعنی روانشناس های محترم و مربی و کوچ های عزیز ، دو دسته کاملا متفاوتی هستند .گاهی ناخواسته طعمه ی سیاست هایی می شویم که بهای سنگینی دارد.. .به سخنی استناد نکنیم و حکم قطعی ندهیم

تجربه کنیم...

مطالعه کنیم...

بررسی کنیم و بعد حکم صادر کنیم...

حق انتخاب داریم کدام راه مناسب است نه صرفا تحت تاثیر جوی که بنا به سیاست هایی راه افتاده است

گرچه زرد و سبز هر دو رنگ نور و زیبا هستند..