
قصه نوشتن دروازههای زیادی رو به دنیاهای بزرگ و پر از رمز و رازی باز میکنه. مارو از سفرهای اقیانوسی رد میکنه و به دنیای جادوگرها میرسونه. سوار اتوبوسهای پرنده میکنه و با اینکه به ظاهر نامحدوده، ولی پشت صحنهای پر از تاریخ و فلسفه و شیمی و فیزیک و دنیای واقعی داره.
همین در هم تنیدن هنرمندانۀ واقعیت و تخیله که باعث میشه قصهها ما رو در خودشون حل کنن، اعتماد مارو به دست بیارن و به ما جرئت چشمبسته راهرفتن روی ابرها رو بدن.
حالا چی میشه اگه همین جادو، جزئیات، قشنگی و روایت رو توی قصهگوییهای کسبوکارمون هم بیاریم؟
چی میشه اگه محتوای بازاریابی و رسمی رو فراتر از قواعد و اصولی ببریم که همیشه فراموش میکنیم برای جواب دادن به چه سوالهایی به وجود اومدن؟
چی میشه اگر از نکات نویسندگی و داستاننویسی استفاده کنیم تا یک برند قهرمان بسازیم؟ براش ضدقهرمان به وجود بیاریم و آدمهارو درگیر قسمت بعدی و فصل بعدی کنیم؟
قراره تو این 30 روز، همینهارو باهم مرور کنیم.
قراره روی میزهای مذاکره، گرد جادوی قصههارو بپاشیم!