ویرگول
ورودثبت نام
پای درس بازار
پای درس بازارنه سیگنال، نه معجزه؛ فقط فکر و یادگیری. جایی برای شاگردی کنار بازار، نه مقابلش. سفری به روانشناسی و تصمیم‌سازی در دل بازار
پای درس بازار
پای درس بازار
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

بعد از آن استاپ لعنتی، چه کسی پشت فرمان می‌نشینه؟

چرا بعد از یک استاپ عجیب یا واید شدن اسپرد عصبانی می‌شویم؟ شاید مشکل اصلی خشم نباشد…

بذار همین اول یه اعتراف بکنم.

من هنوز هم گاهی بعد از بعضی استاپ‌ها عصبانی می‌شوم.

مخصوصاً آن مدل استاپ‌هایی که قیمت فقط با یک شدوی عجیب استاپ را می‌زند و بعد مستقیم به سمت تارگت حرکت می‌کند. یا وقتی اسپرد بروکر ناگهان باز می‌شود و معامله را می‌بندد. اگر چنین لحظه‌هایی را تجربه کرده باشی، احتمالاً آن حس آشناست:

«واقعاً حقم این نبود.»

سال‌هاست که در کتاب‌ها و دوره‌های آموزشی درباره کنترل احساسات در ترید صحبت می‌ شود. اما هرچه بیشتر به رفتار خودم و بقیه تریدرها نگاه می‌کنم، بیشتر به این نتیجه می‌رسم که مشکل اصلی احساسات نیستند.

خشمگین شدن طبیعی است. ناراحت شدن طبیعی است. حتی ترسیدن هم طبیعی است.

مشکل از جایی شروع می‌شود که این احساسات پشت فرمان می‌نشینند.

به نظرم خیلی از ما وقتی عصبانی می‌شویم، اشتباه اصلی را در تشخیص مسئله انجام می‌دهیم. فکر می‌کنیم باید خشم را از بین ببریم. در حالی که خشم معمولاً فقط یک پیام است. پیامی که می‌گوید:

«چیزی آن‌طور که انتظار داشتم پیش نرفت.»

یا شاید: «این اتفاق را منصفانه نمی‌دانم.»

واقعیت این است که بخش بزرگی از خشم ما بعد از یک استاپ، از ضرر مالی نمی‌آید. اگر فقط موضوع پول بود، احتمالاً چند ساعت بعد همه چیز تمام می‌شد. اما معمولاً چیزی عمیق‌تر در کار است. گاهی حس می‌کنیم بازار به ما بی‌احترامی کرده است. گاهی احساس می‌کنیم کنترلمان را از دست داده‌ایم.

و گاهی هم استاپ خوردن، تصویری را که از خودمان ساخته‌ایم تهدید می‌کند.

تصویر یک تریدر خوب. یک تحلیلگر دقیق. یک معامله‌گر حرفه‌ای.

برای همین است که بعضی وقت‌ها بعد از یک استاپ، رفتارهایی از ما سر می‌زند که هیچ ربطی به سیستم معاملاتی‌مان ندارد.

معامله بعدی را زودتر باز می‌کنیم. حجم را بیشتر می‌کنیم. قوانین را نادیده می‌گیریم.

شروع می‌کنیم به گرفتن معامله‌هایی که اگر پنج دقیقه قبل دیده بودیم، هرگز واردشان نمی‌شدیم. انگار ذهن می‌خواهد خیلی سریع چیزی را جبران کند.

اما واقعاً دنبال جبران چیست؟ پول؟ شاید...

اما به نظرم بیشتر از پول، دنبال بازگرداندن حس کنترل است. دنبال این است که ثابت کند هنوز اوضاع دست خودش است. همین‌جاست که داستان خطرناک می‌شود. چون در این لحظه دیگر معامله نمی‌کنیم. واکنش نشان می‌دهیم. و بازار معمولاً جای خوبی برای واکنش‌های هیجانی نیست.

جالب است که بسیاری از تریدرهای موفق هم عصبانی می‌شوند. آن‌ها موجودات بدون احساس نیستند. تفاوتشان جای دیگری است. آن‌ها بین احساس و عمل فاصله ایجاد می‌کنند.

استاپ می‌خورند. اعصابشان خرد می‌شود. شاید حتی چند دقیقه غر بزنند. اما اجازه نمی‌دهند همان احساس، معامله بعدی را باز کند. هرچه بیشتر در بازار بوده‌ام، بیشتر به این نتیجه رسیده‌ام که موفقیت در ترید کمتر از آن چیزی که فکر می‌کردم به پیش‌بینی بازار مربوط است. بخش بزرگی از ماجرا به این مربوط می‌شود که بعد از اتفاقات ناخوشایند چه رفتاری از خودمان نشان می‌دهیم.

همه ما می‌توانیم خشمگین شویم. مسئله این نیست. سؤال مهم‌تر این است:

وقتی خشمگین می‌شویم، چه کسی پشت فرمان می‌نشیند؟

خودمان؟

یا همان احساسی که چند دقیقه قبل در وجودمان شعله کشیده است؟

مازیار سهیلی

فارکسبازارهای مالیروانشناسی بازارتصمیم گیریمعامله گری
۱
۰
پای درس بازار
پای درس بازار
نه سیگنال، نه معجزه؛ فقط فکر و یادگیری. جایی برای شاگردی کنار بازار، نه مقابلش. سفری به روانشناسی و تصمیم‌سازی در دل بازار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید