نوازندهای ویولنسل نواز در دل کوهستان زندگی میکرد.
سازش از چوب بود و هر شب، با تغییر دما و رطوبت، از کوک خارج میشد.
او یک قانون داشت:
هیچ روزی را با نواختن آغاز نمیکرد،
مگر آنکه نخست «دیاپازون» را به صدا درآورد و سیمهای سازش را با آن فرکانس مطلق، دوباره همنوا کند.
میدانست اگر فقط یک روز کوک نکند، فالش مینوازد؛
روز بعد، فالشتر؛
تا جایی که گوشش صدای اشتباه را صدای درست خیال میکند.
درس عملی (کالیبراسیون روزانه):
ذهن ما هم مانند ساز، هر روز زیر فشار خبرها، نگرانیها و تاریکیها از کوک میافتد.
برای ماندن در فرکانس درست، به یک «زمان مقدس» ۲۰ تا ۳۰ دقیقهای نیاز داریم:
سکوت، مدیتیشن، دعا، یا هر لحظهای که ما را به «نور سپید آگاهی» وصل کند.
این زمان هدر رفتن نیست؛
کالیبره کردن سیمهای روان ماست،
تا موسیقی زندگی را فالش ننوازیم.