ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۱۹ روز پیش

داستان «بالکنِ مشترک»

اولش فقط صدا بود.

موسیقی تا دو صبح.

خنده‌های بلند.

لیوان‌هایی که به هم می‌خوردند.

گفتی: «اشکال نداره… شاید مهمون داره.»

اما وقتی هر شب تکرار شد،

و یک شب بچه‌ات از خواب پرید و گریه کرد،

فهمیدی موضوع فقط سلیقه نیست؛

آرامش خانه‌ات شکسته شده.

مودبانه زنگ زدی.

گفتی: «لطفاً بعد از دوازده صدا کمتر باشه.»

لبخند زد و گفت:

«خانهٔ خودمه. تو جامعهٔ آزاد هر طور بخوام زندگی می‌کنم.»

چند روز بعد،

رفتارهای زننده در بالکن مشترک شروع شد.

همسایه طبقه پایین هم معترض بود.

باز هم گفتی: «بیایید محترمانه حلش کنیم.»

او خندید:

«اگه ناراحتی، پرده بکش.»

آن شب، برای اولین بار حس کردی

سکوت تو،

یعنی پذیرفتنِ بی‌نظمی.

نشستی و فکر کردی:

آزادی یعنی هر کاری؟

یا آزادی تا جایی است که

به زندگی دیگران آسیب نزند؟

صبح فردا،

با مدارک و امضای چند همسایه،

شکایت رسمی ثبت شد.

چند هفته بعد،

اخطار قانونی آمد.

صداها کم شد.

بالکن آرام گرفت.

یک عصر، وقتی در راهرو دیدیش،

دیگر خبری از آن لبخند تمسخر نبود.

فقط گفت:

«باشه… رعایت می‌کنم.»

آن شب،

خانه‌ات دوباره خانه شد.

و تو فهمیدی

گاهی دفاع از قانون،

دفاع از آرامش خانواده‌هاست،

نه دشمنی با آزادی.

درس کوتاه:

آزادی بدون مسئولیت،

به بی‌نظمی تبدیل می‌شود.

وقتی گفت‌وگو جواب نداد،

قانون ابزار حفظ عدالت و آرامش است، نه دشمن آن.

قانوندرس زندگی
۶
۲
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید