ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ روز پیش

داستان «تابلوی ناتمام»

رضا از کودکی نقاشی می‌کشید.

دیوار اتاقش پر از طرح‌هایی بود که جان داشتند.

یک روز معلمش بعد از دیدن دفترش گفت:

«اگر ادامه بدهی، می‌توانی هنرمند بزرگی شوی.»

رضا با شوق به خانه رفت.

پدرش مدت‌ها به نقاشی‌ها نگاه کرد،

بعد آرام گفت:

«پسرم…

با نقاشی زندگی نمی‌چرخد.

اول باید شغلی داشته باشی که نانت را بدهد.»

رضا پرسید:

«پس نقاشی چه می‌شود؟»

پدر گفت:

«فعلاً کنار بگذار.»

رضا سرش را پایین انداخت.

چند سال بعد، رضا مهندس شد.

کار ثابت داشت، حقوق هم بد نبود.

یک روز در شرکت، همکارش به دفترچه‌ای که گوشه کیفش بود اشاره کرد.

گفت: «این چیه؟»

رضا دفتر را باز کرد.

چند طرح نیمه‌کاره داخلش بود.

همکارش گفت:

«این‌ها کار توست؟ خیلی خوبه… چرا ادامه ندادی؟»

رضا چند ثانیه سکوت کرد و گفت:

«گفتم اول زندگی را محکم کنم…

اما اشتباه کردم که کاملاً رهایش کردم.»

آن شب وقتی به خانه رسید،

یک بوم سفید خرید.

روی آن نوشت:

«زندگی فقط نان نیست…

اما بدون نان هم دوام نمی‌آورد.»

بعد شروع کرد به کشیدن.

درس کوتاه:

عاقلانه این نیست که رؤیا را قربانی امنیت کنیم،

یا امنیت را قربانی رؤیا.

بهتر است راهی پیدا کنیم که هم زندگی بماند، هم استعداد خاموش نشود.


اگر این نوع نوشته‌ها برات الهام‌بخشه،

در Threads با من همراه شو:

@mehdimdzh_prism

و برای مطالب کامل‌تر و آرشیو نوشته‌ها در روبیکا:

@mindprism

استعدادآیندهانتخابرشد فردیدرس زندگی
۹
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید