ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

مردی که هیچ‌کس نتوانست او را بشکند

در یک کارگاه قدیمی آهنگری، مردی سالخورده به شاگردش شمشیری نشان داد.

گفت: «این فولادِ دمشق است. محکم است… اما اگر فقط محکم باشد، می‌شکند. راز آن در انعطاف است.»

سال‌ها بعد، همان شاگرد مدیر یک شرکت کوچک شد.

کارکنانش گاهی اشتباه می‌کردند.

برخی مدیران به او می‌گفتند: «سخت بگیر. اگر کوتاه بیایی، از سرت بالا می‌روند.»

مدتی بعد، بحران بزرگی پیش آمد.

یکی از کارمندان جوان اشتباهی کرد که می‌توانست قرارداد مهمی را از بین ببرد.

جلسه‌ای تشکیل شد.

همه منتظر بودند مدیر فریاد بزند و اخراجش کند.

اما او فقط پرسید:

«اشتباه از کجا شروع شد؟»

پسر جوان با ترس توضیح داد.

مدیر چند دقیقه فکر کرد و گفت:

«اشتباهت جدی است. باید جبرانش کنی. اما ما اینجا برای یاد گرفتن هم هستیم.»

کارمند ماند.

اشتباهش را اصلاح کرد.

چند ماه بعد همان فرد بهترین پروژهٔ شرکت را نجات داد.

سال‌ها گذشت.

وقتی از آن مدیر پرسیدند چرا هیچ‌وقت نه سختگیرِ افراطی بود و نه بیش از حد آسان‌گیر، لبخند زد و گفت:

«آهنگر پیر یک بار چیزی به من یاد داد.

اگر فقط سخت باشی، می‌شکنی.

اگر فقط نرم باشی، شکل خودت را از دست می‌دهی.

انسان بالغ باید مثل فولاد خوب باشد:

محکم… و در عین حال منعطف.»

و شاید مهم‌ترین نشانهٔ بلوغ همین باشد:

توانایی حفظ توازن، حتی وقتی دنیا تو را به افراط دعوت می‌کند.


اگر این نوع نوشته‌ها برات الهام‌بخشه،

می‌تونی برای مطالب بیشتر در روبیکا دنبالم کنی:

@mindprism

رشد فردیداستانحکمت زندگیتجربه
۷
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید