ویرگول
ورودثبت نام
مهدی طالقانی
مهدی طالقانیهر که مهمان است ، بسم الله الرحمن الرحیم
مهدی طالقانی
مهدی طالقانی
خواندن ۱ دقیقه·۳ سال پیش

دیروز روزنامه کیهان خریدم ?

اول
روی مبل نشسته بود ؛
با عینک نزدیک بین ، مشغول مطالعه کیهان بود ؛
من هم مثل همیشه کنارش مشغول پر حرفی بودم ؛ احساس می کردم که از هر دری باید براش بگم، هر از چندی جواب من رو هم می داد ،
جوری جواب می داد که فکر می کردی همه حواسش پیش توست ❤️
بعضی وقت ها می گفت ، ستون یادداشت روز کیهان رو بخون .
دوم
سکته شدید قلبی کرده بود و بستری در بیمارستان اروند ؛ دکترها مطالعه رو براش منع کرده بودن ،
هیچ کس رو توی سی سی یو راه نمی دادن
پرستار زنگ زد پایین گفت :
مریض فلانی میگه مهدی پسرم رو بگید بیاد .
اوج تابستان بود .
گفت برو برام روزنامه کیهان بگیر رو بیار .
با حسین پسر عموم با پیکان سپر جوشن ساعت سه عصر تو خیابون های گرم اهواز دنبال کیهان می گشتیم .
روزنامه رو گرفتم و لای پیراهنم قایم کردم و رفتم سی سی یو .خانم پرستار دید و سر صدا کرد که
آقا متوجه نیستی مطالعه برات سم اه .
بابام گفت
خانم پرستار من با مطالعه زندم .
سه
کیهان خون قهاری بود
می گفت
من کیهان رو برای تمام اوقات روزم تقسیم بندی می کنم ، بخشی رو صبح می خوند ، بخشی رو برای عصر ، بخشی برای شب که خوابش نمی برد .
بلد بود روزنامه بخونه
پایان
دیروز کیهان گرفتم رفتم پیش محسن
گفتم
محسن ناراحت ام ?
کیهان من رو یاد بابام می ندازه ?
با محسن یه تور رفتیم به گذشته و زمان هایی که دم میدون شهدا منتظر روزنامه بودیم ،
یه بنده خدایی هم بود که فقط فکر نامه اش بود و تو باغ ما نبود ?

پدر
۲
۱
مهدی طالقانی
مهدی طالقانی
هر که مهمان است ، بسم الله الرحمن الرحیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید