




در طول تاریخ، انسان همواره در جستوجوی نجات بوده است. از جنگها و قحطیها گرفته تا بحرانهای اخلاقی و معنوی، بشر بارها خود را در بنبست دیده و هر بار چشم به راه منجی دوخته است. امروز، در قرن بیستویکم، با وجود پیشرفت خیرهکننده علم و فناوری، انسان بیش از هر زمان دیگری دچار اضطراب، بیمعنایی و ناامیدی شده است.
در چنین شرایطی، اندیشهی امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) نهتنها یک باور دینی، بلکه آخرین امید بشریت برای نجات جهانی تلقی میشود؛ امیدی که فراتر از مرزهای جغرافیایی، نژادی و حتی مذهبی معنا پیدا میکند.
در مکتب تشیع، امام صرفاً یک رهبر سیاسی یا مذهبی نیست؛ بلکه حجت الهی، واسطه فیض و راهنمای کامل انسان است. امام کسی است که هم علم الهی دارد و هم مأموریت هدایت بشریت.
امام زمان (عج)، دوازدهمین امام شیعیان، فرزند امام حسن عسکری (ع) است که بنا بر اعتقاد شیعه، زنده و در غیبت بهسر میبرد و روزی برای برقراری عدالت جهانی ظهور خواهد کرد.
اگر از هر انسان آزادهای در هر نقطه جهان بپرسیم بزرگترین مشکل بشر چیست، احتمالاً پاسخ خواهد داد: بیعدالتی.
فقر در کنار ثروت افراطی
جنگ به نام صلح
قانون در خدمت قدرت
انسان در حاشیه سرمایه
اندیشه مهدویت پاسخی ریشهای به این بحران است. ظهور امام زمان (عج) یعنی:
«جهانی که در آن، عدالت نه شعار بلکه واقعیت زندگی روزمره انسانهاست.»
باور به منجی آخرالزمان محدود به اسلام یا تشیع نیست:
در مسیحیت: بازگشت حضرت عیسی (ع)
در یهودیت: ماشیح
در زرتشتیگری: سوشیانت
حتی در مکاتب غیرالهی: انتظار یک تحول نهایی جهانی
این اشتراک نشان میدهد که انتظار منجی، یک نیاز فطری انسان است و امام زمان (عج) تجلی کامل این انتظار تاریخی است.
غیبت به معنای نبودن نیست؛ بلکه به معنای ناشناخته بودن برای عموم است. همانگونه که خورشید پشت ابر نور میدهد، امام زمان (عج) نیز در دوران غیبت:
ناظر بر اعمال انسانهاست
الهامبخش دلهای آماده است
حافظ مسیر کلی هدایت بشر است
غیبت، فرصتی برای رشد عقل جمعی انسان و آمادگی جهانی برای پذیرش عدالت مطلق است.
برخلاف تصور رایج، انتظار به معنای دست روی دست گذاشتن نیست. در فرهنگ شیعه:
انتظار = آمادگی + اصلاح + مسئولیتپذیری
منتظر واقعی کسی است که:
با ظلم سازش نمیکند
خود را اصلاح میکند
برای عدالت تلاش میکند
امید را زنده نگه میدارد
انسان امروز:
بیشتر میداند، اما کمتر آرام است
بیشتر دارد، اما کمتر خوشحال است
سریعتر زندگی میکند، اما عمیقتر نه
اندیشه مهدویت، بازگشت انسان به معنا، هدف و کرامت ذاتی است. امام زمان (عج) نماد انسانی است که:
قدرت دارد اما ظلم نمیکند
علم دارد اما مغرور نیست
حکومت میکند اما بنده خداست
حکومت امام زمان (عج) بر پایه اصولی بنا شده که حتی در پیشرفتهترین نظامهای سیاسی امروز نیز دیده نمیشود:
عدالت فراگیر (نه طبقاتی)
شفافیت کامل
کرامت انسانی
توزیع عادلانه منابع
امنیت واقعی، نه امنیت پلیسی
این حکومت، رؤیا نیست؛ بلکه تحقق وعده الهی است.
هر انسان منتظر باید از خود بپرسد:
«اگر امام زمان (عج) امروز ظهور کند، من در کدام جبههام؟»
نقش ما:
آگاهیبخشی، نه تحمیل
اخلاقمداری، نه شعار
امیدآفرینی، نه ترسپراکنی
اصلاح خود، قبل از اصلاح دیگران
در جهانی که اخبار بد سریعتر از اخبار خوب منتشر میشوند، اندیشه امام زمان (عج) چراغی خاموشنشدنی است. امیدی که نه سادهلوحانه است و نه فرار از واقعیت؛ بلکه واقعبینانهترین پاسخ به بحران جهانی بشر است.
امام زمان (عج) فقط متعلق به شیعیان نیست؛ او آخرین امید بشریت خسته از ظلم، دروغ و بیمعنایی است. آیندهای که با ظهور او رقم میخورد، آیندهای است که در آن انسان دوباره انسان میشود.
«و ما زندهایم، چون هنوز امیدی هست…»

