
نام مهدی فقط یک واژهی مذهبی نیست؛
یک امید است،
یک وعدهی الهی،
و فریادی خاموش در دل تمام انسانهایی که از ظلم، بیعدالتی و تنهایی خسته شدهاند.
در جهانی که هر روز خبر جنگ، فقر، تبعیض و دروغ، روح انسان را زخمیتر میکند، پرسشی عمیق در دلها شکل میگیرد:
آیا منجی واقعاً خواهد آمد؟
و اگر آری،
ظهور امام زمان (عج) برای چه کسانی است؟
آیا مهدی فقط برای شیعیان ظهور میکند؟
یا فقط برای مؤمنان؟
یا شاید برای همهی انسانها، حتی آنان که نام او را نمیشناسند؟
این مقاله، تلاشی است برای پاسخ دادن به همین سؤال؛
پاسخی نهفقط از جنس روایت و حدیث،
بلکه از جنس دل، انسان و حقیقت.
وقتی از امام مهدی (عج) سخن میگوییم، در واقع از شخصیتی حرف میزنیم که اعتقاد به او، محدود به یک مذهب یا یک جغرافیا نیست.
حتی در منابع اهل سنت، ادیان دیگر و مکاتب مختلف، ایدهی منجی آخرالزمان به شکلهای گوناگون وجود دارد.
اما در اندیشهی شیعه، مهدی نه یک نماد، بلکه انسانی زنده، حاضر و ناظر است.
او فرزند امام حسن عسکری (ع)، دوازدهمین امام، و حجت خدا بر زمین است.
باور به مهدی یعنی باور به این حقیقت که:
دنیا قرار نیست با ظلم تمام شود.
و همین باور است که ظهور مهدی را به مسئلهای انسانی و جهانی تبدیل میکند، نه صرفاً مذهبی.
یکی از مهمترین دلایل تأثیرگذاری مفهوم ظهور امام زمان، این است که با فطرت انسان هماهنگ است.
انسان ذاتاً عدالتطلب است.
از کودک خردسال تا پیرمرد سالخورده، همه از بیعدالتی بیزارند.
اما تاریخ نشان داده که بشر، بهتنهایی نتوانسته عدالت مطلق را برقرار کند.
اینجاست که وعدهی ظهور مهدی معنا پیدا میکند.
ظهور امام مهدی (عج) پاسخ الهی به این بنبست تاریخی است؛
پاسخی که میگوید:
وقتی بشر به نهایت ناتوانی خود برسد، عدالت الهی ظهور خواهد کرد.
شاید مهمترین سؤال همین باشد:
ظهور مهدی برای چه کسانی است؟
برای کسانی که فقط نام او را میبرند؟
یا برای کسانی که حقیقتاً منتظرند؟
یا شاید برای همهی انسانهایی که زیر بار ظلم خم شدهاند؟
در روایات آمده است که:
«یملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً»
یعنی مهدی زمین را از عدالت پر میکند، همانگونه که از ظلم پر شده است.
نکتهی مهم اینجاست:
در این روایت گفته نشده «زمین شیعیان» یا «زمین مؤمنان»،
بلکه کل زمین.
پس ظهور مهدی، نجات یک گروه خاص نیست؛
بلکه نجات انسانیت است.
اینجا باید صادقانه و عمیق نگاه کنیم.
درست است که ظهور امام زمان، جهانی است؛
اما بهرهمندی از ظهور، برای همه یکسان نیست.
مثل باران:
باران برای همه میبارد
اما فقط زمینی که آماده است، سبز میشود
ظهور مهدی نیز چنین است.
برخی در کنار او قرار میگیرند
برخی فقط شاهدند
و برخی، متأسفانه، در برابر او میایستند
این تفاوت، به درون انسانها برمیگردد، نه به زمان ظهور.
در فرهنگ انتظار، یک مفهوم کلیدی وجود دارد: آمادگی
انتظار واقعی، نشستن و دست روی دست گذاشتن نیست.
انتظار، یعنی:
اصلاح خود
مبارزه با ظلم در حد توان
ایستادن کنار حق، حتی وقتی سخت است
امام زمان (عج) برای کسانی ظهور میکند که:
عدالت را دوست دارند
حتی اگر به ضررشان باشد
حتی اگر تنها بمانند
مهدی، ناجی انسانهای بیمسئولیت نیست؛
او امید انسانهای بیدار است.
شاید عجیب به نظر برسد، اما واقعیت این است که:
همه منتظر ظهور مهدی نیستند.
چرا؟
چون ظهور امام زمان، یعنی:
پایان قدرتهای ناحق
فرو ریختن تاجهای دروغین
افشای چهرههای بهظاهر مقدس اما فاسد
برای کسی که از ظلم نفع میبرد،
مهدی یک تهدید است، نه یک امید.
و اینجاست که میفهمیم:
ظهور مهدی، غربال انسانهاست.
اگر بپرسیم:
«امام زمان (عج) برای چه کسانی ظهور میکند؟»
یکی از دقیقترین پاسخها این است:
برای کسانی که امروز، شبیه فردای ظهور زندگی میکنند.
یعنی:
راستگویی در زمان دروغ
عدالت در زمان منفعتطلبی
انسانیت در زمان بیرحمی
چنین انسانهایی، حتی اگر مهدی را نبینند،
در جبههی او هستند.