
تصور کن. یک شب محرم. تو توی اتاقت نشستهای، هدفون گذاشتهای، و وارد یک دنیای مجازی شدی. دور و برت را نگاه میکنی. خیمهها، پرچمهای سیاه، نورهای نارنجی شمعها، و صدای گریهای که از هر طرف میآید. یک پیرمرد با چهرهای آشنا، اشک میریزد و روضه میخواند. اما این پیرمرد، یک مداح واقعی نیست. یک شخصیت دیجیتال ساختهشده با هوش مصنوعی است. تو اشک میریزی؟ یا احساس میکنی داری یک فیلم سینمایی میبینی؟
این سوالی است که این روزها خیلی از هیئتهای بزرگ جهان اسلام با آن دست و پنجه نرم میکنند. متاورس، واژهای که تا چند سال پیش فقط در فیلمهای علمی-تخیلی وجود داشت، حالا پای ثابت بحثهای مذهبی هم شده. بعضی میگویند این یک فرصت است. یک فرصت برای کسانی که در شهرهای دورافتاده زندگی میکنند، معلول هستند، یا به هر دلیلی نمیتوانند به هیئت بروند. اما بعضی دیگر میگویند عزاداری بدون حضور فیزیکی، عزاداری نیست. بدون اشک روی گونه، بدون بوی خاک کربلا، بدون دستی که به شانه همسایه ات میخورد، آن حس غریبی که فقط در جمع به وجود میآید، کجاست؟
بیا روراست باشیم. هنوز هیچکس جواب قطعی برای این سوال ندارد. اما یک چیز قطعی است: نسل جدید با این فضاها بزرگ شده. آنها در دنیایی زندگی میکنند که واقعیت و مجاز برایشان مرز مشخصی ندارد. اگر هیئتها نتوانند با این نسل حرف بزنند، یک شکاف عمیق بین سنت و نوآوری ایجاد میشود. از آن طرف، خطراتی هم وجود دارد. تبدیل عزاداری به یک نمایش، کم شدن عمق معنوی، و حتی کلاهبرداریهای مالی در بستر این فضاهای مجازی.
شاید سوال اصلی این نباشد که متاورس جایگزین هیئت میشود یا نه. سوال اصلی این است که چطور میتوان از تکنولوژی استفاده کرد بدون اینکه عزاداری به یک شوی بیروح تبدیل شود. چطور میتوان اشک را به دنیای دیجیتال آورد، بدون اینکه آن را به یک کلیک تقلیل داد.
اگر به موضوعات ترکیبی تکنولوژی، امنیت فضاهای مجازی و تولید محتوای تخصصی علاقه دارید، پیج اینستاگرام من را به آدرس ai.helix777 دنبال کنید. آنجا از هک اخلاقی، امنیت وب و تولید محتوای حرفهای حرف میزنیم.