در دومین شب جشنواره فجر ۱۴۰۴ و در سیزدهم بهمن ماه، نشستم یه تماشای فیلمِ اسکورت.
(راهپاککن)یا (به پا) یا اسکورت کسی ست که عموما در جاده های شهر های جنوبی جلوتر از شوتیها حرکت میکند و وظیفه اش اطلاعرسانی حضور پلیس در جاده به شوتی هاست.
شوتی یک پدیده ی اجتماعی-اقتصادی است. افرادی با ماشین هایی مثل ۴۰۵، پژو پارس، سمند و زانتیا به قاچاق کالا یا انسان میپردازند. سرعت شوتیها عمدتا بالاتر از ۱۸۰ تا میباشد و پلاکشان مخدوش است. این سرعت زیاد و فرار از پلیس دو عاملی هستند که باعث تصادف شوتی ها میشود. این تصادف ها جان خودشان و سایر رانندگان بیگناه را میگیرد.
ماشینهای شوتی ها موتور های تقویت شده دارد و مجهز به سیستم دودزا است.
قاچاق عمدتا با فقر گره خورده است و هر از گاهی هم در درد و دل های شخصیت های فیلم شنیده میشود.
مشکل و معضل قاچاق و حضور شوتی ها کهنه است اما به عنوان موضوعی برای فیلم، نسبتا جدید است اما از آن جدیدتر و جالبتر حضور یک شوتی زن در این فیلم است.
در خلاصهی داستان فیلم اسکورت باید بگویم: سرباز پلیس مجبور میشود برای تهیه داروی سرطان دوستش، اسکورت یک شوتی زن شود تا بار قاچاقی را به مقصد برساند.
و بیشتر از هر چیز نشان میدهد که انسان باید بهای تصمیمهایش را بپردازد و البته دنبال آن چیزی برود که میخواهد!
از این مقدمهی طولانی که بگذریم به اصل فیلم میرسیم:
هدی زین العابدین و امیر جدیدی که پیش از این در فیلم موفق عرق سرد همبازی بودند، در این فیلم نیز بازی مشترک خوبی را به نمایش گذاشتهاند.
از یکی دو مورد عاشقانهی هندیطورِ شان در فیلم که بگذریم، هر کدام به خوبی از پس نقش شان برآمده اند.
امیر جدیدی نقش یک فرد کمی بچه پررو و کمی رنجکشیده را خوب درآورده است که البته پیش از این توانایی خود در زمینه ی درام را در فیلم قهرمان نشان داده بود.
اگر شما هم مثل من دغدغه های اجتماعی برایتان جالب است، این فیلم پر کششی ست که میتواند این میل شما را پاسخگو باشد.
پایان کمی متفاوتی هم داشت که نه خیلی خوب بود و نه خیلی بد اما در نوع خودش جالب بود.
قسمت طلایی فیلم و در حقیقت نقطه ی قوتش فیلمبرداری فوقالعاده اش بود و نماهای از بالای فیلم بسیار جذاب بود.
و از فیلمبرداری خوبش که بگذریم میرسیم به بازی بسیار خوب افشین هاشمی که به نگرش من با بازی در این فیلم حجت را بر ما تمام کرد که بازیگرِ درامِ خوبیست.
تدوین، موسیقی و گریم را معمولی میدانم و فیلم را بیشتر متمرکز بر تیپسازی میدانم تا شخصیت پردازی. هرچند کم لطفی میدانم اگر که نگویم نقشی که افشین هاشمی بازی کرده بود، به خوبی شخصیت محافظه کار یک کارمند دولت را نشان داده بود.
بازی کوتاه و متفاوت رضا کیانیان عزیز هم در نوع خودش جالب بود.
آنقدر بازی هایش قوی ست که اکثر مواقع دیدن نامش در فهرست بازیگران مرا ترغیب به دیدن آن فیلم میکند.
لهجهی جنوبی بازیگران هم برایم لطف و شیرینی خاص خودش را داشت.
تیم حرفهای بدلکاری و فیلمبرداری از نماهای بالا نیز به جذاب شدن فیلم برای مخاطب کمک میکند...
شوخی های بسیار کمی وجود داشت اما خوب میتوانست از مخاطب خنده بگیرد و این را مدیون عملکرد موفق نویسنده ی فیلم باید بدانیم.
فیلم به نگرش من سکانس طلایی یا نقطه ی اوج ندارد اما پر کشش است و حتما ارزش دیدن دارد.
جذاب ترین سکانس برای من همان سکانس در اوایل فیلم بود که بعد از یک تعقیب و گریز، مشخص شد شوتی، یک زن است.
اینطور هم شنیده ام که در این فیلم برای نخستین بار از میکس اتموس به عنوان تکنولوژی صدای روز دنیا در سینمای ایران استفاده شده است و این تکنولوژی جدید صدابرداری میتواند جالب باشد.
در پایان من امتیاز ۷ از ۱۰ را به این فیلم نسبتا ملتهب و اکشن میدهم.