ویرگول
ورودثبت نام
ملیکا اله یاری
ملیکا اله یاریملیکا اله‌یاری نویسنده،شاعر و منتقد فیلمِ ایرانی ست.کتاب‌های او عبارتند از کیهانه-آژفنداک-دیدار با زوفا و خانه‌های قایقی-شکیبایی شعله. اینستاگرام من برای ارتباط و همراهیِ بیشتر: __melika__allahyari
ملیکا اله یاری
ملیکا اله یاری
خواندن ۵ دقیقه·۱ ماه پیش

نقد فیلم براي رعنا

فیلم به تازگی اکران شده است و من دیشب داغِ داغ فیلم را بر پرده دیدم و امروز صبح نشستم نقدش را نوشتم که تا مطالب در ذهنم زنده و تازه هستند بتوانم چیز خوبی بنویسم و مطمئن‌ام خروجی نوشته‌هایم برای مخاطبم کاربردی خواهد بود و این نقد جزو اولین نقد ها از این فیلم خواهد بود.

موضوع فیلم تکراری و کلیشه‌ای است:(کودکی به نام رعنا به عمل پیوند قلب احتیاج دارد و خانواده اش بی‌پول هستند.از آن طرف پیرمردی هوس‌باز که با زن صیغه‌ای ِ پول دوستی در رابطه بوده و پسری دارد که بعد از مرگ پدرش دنبال ارث و میراث اوست و سرنوشت این دو خانواده جایی به هم گره می‌خورد.) و در ادامه:پدری به نام عارف با بازی حامد بهداد که قصد دارد رکورد جهانی پرش با موتور سیکلت از رمپ را بشکند که در ادامه درگیر مسائل خانوادگی و مالی می شود و انگار یک‌جور تقابل آرزوهای فردی و مسئولیت‌های خانوادگی برایش پیش می‌آید.عارف رعنا دختر خوانده‌اش و سودابه همسرش را دوست دارد.

رعنا را دوست دارد چون برایش کیک تولد خریده بود و با خستگی زیاد شب‌ها می‌رفت و در بیمارستان پیشش می‌ماند و چندین سکانس دیگر که نشان از علاقه‌اش به این دخترک داشت.سودابه را هم زیاد دوست داشت و این را با رفتارش و مکالماتی که با هم داشتند، نشان می‌داد اما زندگی همیشه آنطور که ما انتظار داریم پیش نمی‌رود... ؛در ادامه نکاتی از فیلم را بیان می‌کنم که نشان می‌دهد این فیلم حرف‌های زیادی برای زدن به مخاطبانش دارد.

فیلم روندی آرام دارد و آهسته آهسته میزان تنش در فیلم بالا می‌رود و پایان فیلم این تنش به اوج خودش می‌رسد و بعد همه چیز تمام می‌شود.اما همین‌ فیلم آرام و منطقی که موضوعش هم تکراری ست ریزبینی هایی دارد که باعث می‌شود برای مخاطب فیلمی آموزنده باشد.

** نکات مثبت و خوشایند فیلم :

// بازیِ فوق‌العاده‌ی پانته‌آ پناهی‌ها.

(ناگفته نماند که همیشه به اعتبار حضورش در فیلمی می‌روم و فیلم را می‌بینم و حتی اگر فیلمی ضعیف هم باشد، بازی خوب او به قوت خودش باقی‌ست.)

// پیام احمدی نیا که انصافا گریم چهره و طراحی لباس خوبی داشت، در این فیلم، خوب درخشید.

اصلا من فکر می‌کنم پیام احمدی‌نیا زاده شده برای بازی در چنین نقش‌هایی... آنهایی که اصطلاحا بچه پررو هستند و حق‌شان را پس می‌گیرند.خصوصا آن‌ صحنه‌ای که همسر پدرش را به خانه‌اش راه نداد و دم در خانه با او دیدار کرد.

و سکانسی که بدون گرفتن پولی در اواخر فیلم قلب پدرش را به رعنا داد، نشان داد که او همان پسر کلیشه‌ای در فیلم‌ها نیست که بی‌رحم است و چون پولدار است فقط دنبال پول است.

بلکه نشان داد وقتی مشکلات مالی خودش حل شد، دیگر فشار را از روی خانواده‌‌ی رعنا برداشت و اندکی ساید مثبت به نقش منفی‌اش اضافه شد!

// بازی خوب نادر فلاح با آن گریم بامزه‌اش و نقشی که اصطلاحا رویش نشسته بود و او نقش را از آنِ خود کرده بود.

گریم،طراحی لباس و بازی خوب هدیه بازوند هم قابل تأمل بود.

و در نهایت انتهای فیلم عجیب و متفاوت بود و کمتر چنین پایان بندی را به نظر من در سینمای ایران دیده‌ایم و برای بار هزارم نشان داد گاهی یک حرف حتی اگر در عصبانیت زده شود ممکن است تاثیری روی شنونده بگذارد که برای گوینده غیر قابل باور است.

** حالا برویم سراغ حرف‌های کمی تند و تیز درمورد فیلم :

من علت این را نفهمیدم که چرا کارگردان انقدر سریع از همه چیز عبور می‌کرد. انگار مثلا کسی به او گفته باشد که باید زود سر و ته فیلم را هَم بیاورد.

حتی سکانس‌های پرش با موتور که می‌توانست برای بسیاری از مخاطبین جالب باشد هم اندک بودند.

یا مثلا درمورد مرد ویلچر نشینی اطلاعات زیادی داده نشد جز در حد یک تک سکانس که برای فروش موتور بود و علت ویلچرنشین شدنش...

یا مثلا فقط در یک تک جمله از گذشته‌ی سودابه(پانته‌آ پناهی ها) صحبت شد که نشان می‌داد رعنا بچه ی او و عارف(حامد بهداد ) نیست و مربوط به رابطه‌ی قبلی سودابه است.

یا مثلا در یک تک سکانس و در حد چند جمله نشان داد عارف با خانواده پدری‌اش اختلاف دارد اما دقیقا مشخص نشد چرا؟ آیا به خاطر ازدواجش با سودابه بوده؟ یا به خاطر اینکه پدرش سر مادر عارف هوو آورده بوده است؟

یا مثلا اصلا مشخص نشد که چرا برادر آن زن او را فروخت؟( زنی که برای پول با پیرمردی ازدواج کرده و بعد از به کما رفتن پیرمرد قصد داشت همچنان به سو استفاده‌های مالی اش ادامه دهد اما برادر همین زن (سهیل مستجابیان) واقعیت را به پسر پیرمرد(پیام احمدی نیا) گفت! آیا فقط چون حین یک مشاجره برادر از خواهرش یک چَک آبدار خورد او را فروخت و رسوا کرد یا مشکلات خانوادگی دیگری هم داشتند؟ که به احتمال زیاد داشتند اما کارگردان احتمالا برای استفاده نکردن از بازیگران بیشتر و کِش ندادن فیلم از توضیح بیشتر رابطه ی این خواهر و برادر اجتناب کرده است.

مثلا شاید بهتر بود بیشتر فضای کاری سودابه نمایش داده می‌شد نه اینکه فقط در چند سکانس کوتاه مخاطب متوجه شود او نیروی خدماتی بیمارستان است.

یا مثلا آن دوست صمیمی عارف که هرگز از او و زندگی شخصی اش چیزی نفهمیدیم!

** سکانس‌های طلایی فیلم :

مکالمه‌ی سودابه و عارف وسط خیابان که هر دو تحت فشار هستند و حرف‌هایی را می‌زنند که شاید بهتر باشد نزنند.

جایی که همکار سودابه طلاهای سودابه را می‌خرد و مکالمه‌ای حدودا چند دقیقه‌ای بین‌شان شکل می‌گیرد.

جایی که پدربزرگ خانواده، موتوری را که احتمالا تنها دارایی‌اش بوده و بخشی از خاطره‌هایش محسوب می‌شود می‌فروشد برای رعنا. انگار اصلا آنجا بود که من به شخصه علت نامگذاری فیلم را فهمیدم...

جایی که در بیمارستان زن خَیر از سودابه خواست چون مادر خانواده است به گفت و گو با همسر پیرمرد برود.و در ادامه مکالمه ی سودابه و زن پیرمرد و سکانس بعدی که مشخص می‌شود همه‌ی اینها نقشه بوده و انگار پارچی آب سرد بر سر مخاطب فیلم ریخته می‌شود.

** نکات جالب فیلم :

// سکانس‌های ابتدایی فیلم مرا یاد فیلم دیوار به کارگردانی محمد علی طالبی انداخت و انگار نوعی نوستالژی برایم محسوب می‌شد.

// بازی بسیار بهتری از حامد بهداد انتظار داشتم، بازی هایی که من در فیلم سعادت‌آباد و فیلم نیمه شب اتفاق افتاد، از حامد بهداد دیده‌ام سطح توقع من را به شخصه از او بسیار بالاتر برده است‌.

فیلم
۴
۲
ملیکا اله یاری
ملیکا اله یاری
ملیکا اله‌یاری نویسنده،شاعر و منتقد فیلمِ ایرانی ست.کتاب‌های او عبارتند از کیهانه-آژفنداک-دیدار با زوفا و خانه‌های قایقی-شکیبایی شعله. اینستاگرام من برای ارتباط و همراهیِ بیشتر: __melika__allahyari
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید