ویرگول
ورودثبت نام
ملیکا اله یاری
ملیکا اله یاریملیکا اله‌یاری نویسنده،شاعر،نقاش و منتقد سینما ست.از او پنج جلد کتاب به چاپ رسیده است. اینستاگرام او برای همکاری و آشنایی بیشتر : __melika__allahyari
ملیکا اله یاری
ملیکا اله یاری
خواندن ۵ دقیقه·۱۸ ساعت پیش

نقد فیلم دختر پری خانوم

از اوایل شروع جشنواره منتظر بودم امروز برسد تا فیلم دختر پری خانوم را ببینم و بالاخره ۱۹ بهمن ماه شد و این فیلم را بر پرده دیدم.

دختر پری خانوم مربوط به پسری بود که چندین سال از مادر بیمارش در منزل نگه‌داری می‌کرد و حالا در دوران پاندمی کرونا بیشتر از قبل از مادرش مراقب می‌کرد و این وسط درگیر مسائل کاری اش بود و درگیر ارتباط با همسر سابق و جفا‌کارش؛ که البته به تولد ۴۰ سالگی اش هم نزدیک می‌شد.

پیش از آنکه سراغ اصل مطلب بروم باید بگویم که علیرضا معتمدی جزو فیلمساز های مورد علاقه ی من است که جهان فکری‌اش به جهان فکری من بسیار نزدیک است. فیلم رضا و فیلم چرا گریه نمی‌کنی، از او را بسیار دوست داشتم و حالا سومین فیلم او را هم تا حدودی در ادامه ی جهان فکری اش در دو فیلم قبلی اش می‌دانم.

من فکر می‌کنم علیرضا معتمدی بعد از این فیلم سوم‌اش دیگر توانسته ژانر و سلیقه ی خود را در ذهن مخاطبش تثبیت کند.

در این فیلم هم مانند دو فیلم قبلی اش او خودش نقش اصلی را بازی می‌کند چرا که فکر می‌کنم او دنیای خاص خودش را دارد که فقط خودش می‌تواند با بازی خودش آن را به تصویر بکشد.

من این فیلمِ سورئال، فانتری و معنا‌گرا را دوست داشتم و به آن امتیاز ۸ از ۱۰ می‌دهم...

نماد سازی های جالبی هم داشت اما راستش دوست داشتم پایانش متفاوت تر و جذاب تر رقم می‌خورد.

اما به شما پیشنهاد می‌کنم حتما این فیلم را ببینید خصوصا اگر تا به حال در این سبک فیلمی ندیده‌اید یا تا به حال کارهای معتمدی را ندیده‌اید.

دختر پری خانوم که نویسنده،کارگردان،تهیه کننده و بازیگر نقش اولش علیرضا معتمدی ست بیش از هر چیز فیلمی ست که بسیار شخصی تر از دو ساخته ی قبلی اوست.

فیلم را آوانگارد می‌دانم و رگه های طنز تلخش را دوست می‌داشتم. خصوصا تیکه انداختن فرشته سیاه‌پوش (با بازی متفاوت مرضیه برومند) به دهه شصتی ها را بسیار جالبِ توجه می‌دانم.

فرشته‌ای که آرزوهایت را برآورده می‌کند آرایش سیاه و شِبه هالووینی دارد و بسیار جدی و خشک اما متقاوت و دوست داشتنی ست.

مرضیه برومند پس از ۱۶ سال دوری از سینما با نقش بسیار متفاوت و دوست داشتنی ای به صحنه باز‌گشته است.

راستش دوست داشتم نقش اول فیلم در مسیر ابتدا تا انتهای فیلم از لحاظ شخصیتی فراز و نشیب بیشتری را طی می‌کرد اما خب ما با کاراکتری رو به رو بودیم که از ابتدا تا انتهای فیلم یک مجموعه عقاید ثابت داشت که هیچ چیزی نمی‌توانست تغییرش بدهد.

من این فیلم را بخش سوم از سه‌گانه‌ی سوگ یا سه‌گانه اتوبیوگرافی علیرضا معتمدی می‌دانم و

نمی‌توانم بگویم بار بزرگ این فیلم بر دوش 'سها نیاستی' بود اما بازی قابل قبول و موفقی از خود ارائه داده بود. خصوصا آن دیالوگ طولانی و سختش در راهروهای پیچ در پیچ خانه، به رخ کشیدن توانایی بازیگری اش بود و کلا در طی فیلم توانسته بود طیف وسیعی از حالات عاطفی را باور پذیر ،بامزه و تاثیر گذار ایفا کند.

البته تمام دیالوگ های فیلم سهل و ممتنع بودند. تو می‌دانستی آنها چه می‌گویند چون بارها آن مفاهیم را در زندگی‌ات شنیده بودی اما دوباره و دوباره از شدت مهم بودن تو را به فکر فرو می‌بردند.

مثلا صحبت از علم، بشر و فرهنگ شد و نابودی محیط زیست که می‌تواند عمدتا توسط بشر باشد...

شما یا جهان فیلم های معتمدی را دوست دارید یا از آن متنفر اید؛ کم پیش می‌آید کسی حد وسط باشد در تماشای آثارِ این فیلمساز.

حرکت بین جهان واقعیت و خیال چیزی ست که او در آن مهارت دارد. نه آنقدر واقعی می‌شود که غم عالم بریزد در دلت نه آنقدر تخیلی و غیر واقعی می‌شود که دور از باور بشود.

در حدود ۹۰ دقیقه‌ی این فیلم، تو سوار ماشین خیال و واقعیت شده و در جاده های جهان کارگردان سفر می‌کنی. سفری متفاوت، آموزنده و به دور از چیزهای همیشگی.

به عنوان مخاطب در اول فیلم درگیر فضای ناشناخته ی فیلم می‌شوی و بعد آرام آرام با آن همراه می‌شوی و او شوخی،تفکر،خیال،آرزو و عشق را ذره ذره به تو نشان می‌دهد.

این فیلم با نگاه فلسفی و طنز خاص‌اش، امضای سبک کارگردانش را با خود از ابتدا تا انتها و در تک تک جزئیاتش دارد. از دکور اتاق پسر مینو خانم بگیر تا شغل‌اش،وسواسش در دوران کرونا،طرز لباس پوشیدنش،سلیقه‌ی موسیقی‌اش و....

نقاط قوت فیلم:

۱-طراحیِ صحنه‌ی بی‌نظیر از کیوان مقدم

۲-طراحی لباس خوب از سارا سمیعی

۳-فیلمبرداری موفق علی تبریزی

۴-موسیقی دلفریبِ سهند مهدی‌زاده

مفهوم های جالب فیلم:

۱-لوله‌کش های زن

۲-فعالیت آن ۴ دختر برای تولید صدا

۳-نمادِ تطهیر در حوض آب و برآورده شدن آرزوها

۴-رانندگی نکردن پسر پری خانوم و حضورِ عروسِ راننده

۵-عاشق بی‌وفا و معشوق رنج کشیده

۶-ترس از دست دادن عزیزان، تنهایی و تلاش برای حفظ حضور عزیزان در زندگی

۷-لحن اول شخص فیلم

۸-تیتراژ جالب و متفاوت

۹-آرزوهای افراد بسته به سن‌شان (کودکی-جوانی-میانسالی و پیری)چقدر می‌تواند تغییر کند و متفاوت باشد.

۱۰-پای‌بندی پسر مینو خانوم به مسائل اخلاقی و زدن دست رد به پیشنهاد روابط دوستانه تر از جانب پرستار مادرش

۱۱-در روز عروسی مادر شوهر حضور دارد و حتی در جایی میبینیم پسر، زنش را می‌کشد تا مادرش حالش خوب شود؛ امان از مادر دوستیِ گاها افراطی مردان ایرانی.

۱۲-متحول شدن حرص دربیارِ دختر پری خانوم(از دیالوگ هایش بگیر تا آنجا که حاضر شد بخشی از عمرش را بدهد تا مادرشوهرش حالش خوب شود.)

۱۳-مخالفت پسر مینو خانوم با زن مطیع و بیش از حد عاشق پیشه

۱۴-تی‌شرت های پسر مینو خانوم

۱۵-حضور گربه و گوسفند و تناقض بین علاقه و ارتباط مان با حیوانات

۱۶-تیپ‌سازی موفق صحرا اسداللهی در نقش پرستار

و در انتها من این فیلم را یک اثر بحث‌برانگیز بین منتقدان و مردم می‌دانم که به خاطر چند لایه بودنش قابلیت این را دارد که ساعت ها درباره اش صحبت کنی.

شاید عده‌ی زیادی از مخاطبین سینما دوست داشته باشند حقیقت ها را پوشیده دریافت کنند اما دختر پری خانوم، رو بازی می‌کند و بی پروا و صریح با دیالوگ های نسبتا سر راست عقیده اش را بیان می‌کند و البته حتی با وجود سورئال بودن، باز هم، هم‌ذات پنداری مخاطب را بر‌می‌انگیزد.

فقط سوال بی جواب این بود که اسم دختر پری خانوم و پسر مینو خانوم،چه بود؟ مرا یاد پدر پسر شجاع انداخت! آدم هایی که زیر سایه‌ی عنوان بزرگ والدین شان گم می‌شوند.

فیلم
۷
۴
ملیکا اله یاری
ملیکا اله یاری
ملیکا اله‌یاری نویسنده،شاعر،نقاش و منتقد سینما ست.از او پنج جلد کتاب به چاپ رسیده است. اینستاگرام او برای همکاری و آشنایی بیشتر : __melika__allahyari
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید