شهر آرام خوابیده بود که ناگهان رعد و برق با صدایش، شهر را خوابزده کرد!
بعد آسمان شروع به باریدن کرد و با این اشکها خودش را خالی کرد از تمام غمهایی که سالیان دراز روی شانههایش سنگینی کرده بود!