ویرگول
ورودثبت نام
ملیکا اله یاری
ملیکا اله یاریملیکا اله‌یاری نویسنده،شاعر،نقاش و منتقد سینما ست.از او پنج جلد کتاب به چاپ رسیده است. اینستاگرام او برای همکاری و آشنایی بیشتر : __melika__allahyari
ملیکا اله یاری
ملیکا اله یاری
خواندن ۳ دقیقه·۱۰ روز پیش

نقد فیلم تهران کنارت

فیلم در رابطه با دوستی لی‌لی و پاشا ست... ارتباطی که هیچ گاه به سرانجام نمی‌رسد؛ لی‌لی مهاجرت می‌کند و پاشا ایران می‌ماند... فیلم در گردش است با سکانس هایی که مرتبط است با زمانی که تازه این دو با هم آشنا شده بودند و زمانی که لی‌لی می‌رود و دو سال بعد برمی‌گردد تا سری به مملکتش بزندو پاشا را می‌بیند و در انتهای فیلم دوباره ایران را ترک می‌کند.

از جمله نقاط قوت فیلم در درجه اول بازی خوب آناهیتا افشار و بعد علی شادمان است...

از علی بهراد، کارگردانِ فیلم قبلا فیلم تصور را دیده بودم و کلا جهانِ فیلم‌هایش را دوست دارم و می‌توانم با جهانی که روایت می‌کند همدل شوم و فیلم را تا پایان دنبال کنم... سبک فیلمسازی بهراد برایم جدید، دوست داشتنی و جسورانه است.

علی رغم سکانس های ریزِ خنده آور، فیلم تلخی محسوسی دارد که در درونش مستتر است. جغرافیایی که در آن زیست می‌کنی و زمانی که در آن به دنیا آمده ای عوامل مهمی هستند که به خاطرشان نمی‌توانی خودت همواره کنترل زندگی ات را در دست داشته باشی و اگر بخواهم بگویم مهم ترین چیزی که از فیلم برداشت کردم چه بود همین جمله ی قبلی را تکرار می‌کنم.

نسل های مختلف قربانیانِ زمانه ی خود هستند تا جایی که حتی اگر بخواهند یک زندگی ساده، حداقلی و عاشقانه داشته باشند این امکان گاهی برایشان موثر نیست

. لی‌لی صلاحش را در رفتن میدید و پاشا در ماندن و این وسط آنچه می‌ماند یک رابطه قطع و وصلی ست... که دقیقا نمی‌توانی مشخص کنی عامل قطع اش خودت هستی یا شرایط !

فیلم صحنه هایی دارد که به آرامی پیش می‌روند و مخاطب باید با دقت و حوصله آنها را دنبال کند تا بتواند جهان درونی شخصیت هارا درک کند... البته سکانس هایی هم هستند که به یکباره ریتم آرامِ فیلم دستخوش تغییر و هیجان می‌شود. مثلا، آنجا که لی‌لی از ماشین پیاده می‌شود، در خیابان درگیری ایجاد می‌کند و تعقیب و گریزی صورت می‌گیرد.

یا جایی که به یکباره از یک خرید فروشگاهی آرام به یک مهمانی هالووین شبانه وارد می‌شوند...

سکانس های زیبا:

یک، دور هم دیدنِ فیلم در فضای باز

دو، آشپزی لی‌لی‌ به عنوان سرآشپز رستوران

سه، موزیک گوش کردن سه نفره‌ی لی‌لی، پاشا و راننده تاکسی

چهار، قاب هایی زیبا که یادآور محلات مختلف تهران هستند...

پنج، سکانسی که پاشا و لی‌لی در ماشین تنها هستند و دارند راجع به یک موقعیت خیالی ناراحت کننده حرف می‌زنند.

شش، چرخ‌سواری لی‌لی در فروشگاه

البته به طور کل باید بگویم که زیبایی فیلم در این است که خوب روایت می‌شود و هیچ کاراکتری را قضاوت نمی‌کند، با هر آنچه که کرده یا نکرده است صرفا به تصویرش می‌کشد... و بیشتر می‌پردازد به جوان های قشر نسبتا مرفه جامعه و دغدغه هایشان را می‌گوید و از دنیای درونی شان حرف می‌زند و اصلا تفاوتش با بسیاری از فیلم های اجتماعی دیگر در این است که صرفا فقر و مشکلات بیرونی افراد را روایت نمی‌کند.

از نکات مهم فیلم می‌شود به بازی با زمان اشاره کرد...فیلم ترتیب زمانی معمول را ندارد و به صورت غیر خطی پیش می‌رود.

و البته فیلمبرداری، تدوین و آهنگسازی خوب را هم نباید از قلم انداخت.

و نهایتا نزدیکی و پرسه زنی شوخی و درام توامان در فیلم

و به عنوان نکته ی پایانی

اگر فیلم تصور را مثل من دوست داشتید، این فیلم را هم دوست خواهید داشت...

اِلمان های مشترکی هم در این فیلم با فیلم تصور وجود دارد مثلا:

روایت فیلم در فضای ماشین

رابطه عشقی بی سرانجام

پرواز خیال

عدم شباهت به اکثریت و...

و جمله ی پایانی اینکه،(تهران کنارت) را باید دید چرا که نگرشی ست نو و متفاوت که بعد از پایان فیلم سوال زیادی از سرت می‌گذرد که البته احتمالا علتش جملات کوتاه یا بلندی ست که کاراکتر های فیلم گفته اند و آن لحظه که فیلم پخش شد خوشت آمد اما بعد فیلم ناچار هستی که به فکر فرو بروی!

فیلم
۴
۰
ملیکا اله یاری
ملیکا اله یاری
ملیکا اله‌یاری نویسنده،شاعر،نقاش و منتقد سینما ست.از او پنج جلد کتاب به چاپ رسیده است. اینستاگرام او برای همکاری و آشنایی بیشتر : __melika__allahyari
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید