
یاسمن
دلم...
دلم نه عشق میخواهد...
نه دوست داشتنهای آتشینی که هر کسی آرزویش را دارد...
دلم فقط یک جای دنج میخواهد که برای خودم باشم بدون حسهای مزاحم و ناامید کننده...
میخواهم خودم را بیرون بکشم از مرداب دوست داشتنهای عجیب و غریب که این روزها همیشه یک جایش میلنگد...
به آغوش تنهاییم برگردم و خیلی چیزها رو دوباره بسازم مثل روح خسته واحساسات ویران شدهام
تنهایی قدم بزنم، در کافهای بنشینم و به حال خوبم بخندم...
دنبال اهدافم باشم و برایشان بجنگم، هر وقت دلم خواست گوشی را خاموش کنم و بی هیچ استرسی دل به زندگی واقعی بسپارم...
شیطنتهایم را بگذارم توی کیفم و با خودم به همه جا ببرم...
برای خود خودم نفس بکشم و شاد بودن را با همهی وجود حس کنم...!
شیدا اصغرزاده
همدل باشیم
سلام..
همدلی یعنی، خودت رو جای کسی بذاری
واین میسر نیست مگر اینکه:
آنچنان معرفتی داشته باشی که ازخودت، خواسته خودت، اولویتهای خودت و یا شاید، تمام خودت بگذری تا؛او بشوی..چقدر؟
دیگه یک دقیقه و یک روزش خیلی تفاوتی نمیکنه...
در موقعیت او که قرار گرفتی، میبینی:
غم او شده غم تو، شادیت هم رنگ شادی اونه... حالا دیگه مثل او فکر میکنی. اصلا انگار داری با کفشهای او راه میری..
حالا دیگه نه از قضاوت سطحی و عجولانه خبری هست، نه اَنگ و تهمت و افترا...چرا؟
چون...الان تو هم هستی..
دیگه سرزنشش نمیکنی، شماتتش نمیکنی، بهشم حق میدی..شاید همه حقو...
همدلی یعنی همه رو دوست داشته باشیم و اگرنه،
باهاشون مدارا کنیم..
نمیگم تحمل کنیم... چون شأن آدمها بیشتراز اونیه که تحملشون کنیم..
همدلی یعنی عشق یعنی احترام.
یعنی محبت..همون محبتی که:
خار رو گل می کنه..سرکه رو مُل..
تلخ رو شیرین.و مس رو زَرین..
درد رو صافی و شافی....
مرده رو زنده و شاه رو بنده...
و همین محبت هم نتیجه دانشه..
این محبت هم نتیجهٔ دانشست
کی گزافه بر چنین تختی نشست
و هیچ کس بیهوده بر تخت همدلی ننشسته..
تخت نشینیت مبارک، همدل
با تشکر از یاسمن و شیدا که از کاربرهای عزیز "نامهنگار" هستن.
منتظر نامههای زیبای شما هستیم...