شورای تهران وقتی محمدعلی نجفی را انتخاب میکرد از بیماری (و کهولت سن) او آگاه بود. (مراجع ذیصلاح هم نظر مثبتی به او نداشتند.)
آنها 19 مرداد 96 با 21 رای (100% موافق) او را به عنوان شهردار انتخاب کردند. 17 روز بعد حکمش صادر شد.
6 ماه بعد، اولین نوروز حکمرانی اصلاحات بر تهران، استعفای نجفی خبر ساز شد. یک ماه بعد، فروردین 97، آنها استعفایِ دومِ مردِ استعفا را پذیرفتند.
شهر، یتیم میشود...
این شهر بیصاحب؛ پرده دوم:
شهر بیش از یک ماه بیصاحب است؛ شورا سرپرستیِ یتیم را موقتا به حسینی مکارم سپرده؛
زمزمههای تصویب قانون منع بکارگیری بازنشستگان به گوش میرسد؛ بیش از 200 نفر از مسئولین عالی کشور باید بروند. عدهای هم نباید بیایند، از جمله محمدعلی افشانی.
23 اردیبهشت 97 شورا با نتیجه 19 به 2 او را بر حسینی مکارم چیره میکند؛ شهر دیگر یتیم نیست…
6 ماه بعد، موعد اجرای قانون خداحافظی با پیرهای چسبنده به نظام است. افشانی هرچه توانست کرد تا بماند، اما باز شهر یتیم میشود…
این شهر بیصاحب؛ پرده سوم:
21 آبان 97، شورا با یک رای بیشتر پیروز حناچی را بر لیبرالِ بزرگ ترجیح میدهد؛
حناچیِّ معروف سازمان مجاهدین خلق را همه میشناسند، اما شورا کاری میکند که همه حواسشان جمع شود: «این و آن برادرند!». مراجع ذیصلاح ...
حناچی منتظر صدور حکم و تهران بیصاحب است؛ هرچند، فعلا سرپرست یتیم ماست.
نمیدانم حناچی حکم پدرخواندگی شهر را خواهد گرفت یا نه، تنها امیدوارم شش ماه دیگر تهرانِ عزیز برای سومین بار دردِ یتیمی را تجربه نکند.