
خشم زیاد و نداشتن مهارت در ابراز درست خشم، ما را آرام آرام به سمت تنهایی و انزوا سوق میدهد.
اگر زیاد پرخاشگری میکنیم و سریع واکنش نشان میدهیم، سریع تخریب را شروع میکنیم و ناپخته خشم خود را خالی میکنیم، یعنی بسیار ترسیدهایم.
بیرون ریختن خشم به شکل تکانشی (تکانشگری Impulsivity) و گاهی پرخاشگرانه، نشانهای از یک ترس درونی است که درک نشده و نادیده گرفته شده است. پس، از تحمل فرد خارج میشود و فقط میخواهد از شر آن خلاص شود.
اگر از منظر شخصی به دنیا نگاه کنیم که مدام میترسد طرد شود، متوجه خواهیم شد چرا میل به تمام کردن و تخریب داریم. چون میخواهیم درد سریع تمام شود و نتیجه مشخص شود. مانند کودکی که منتظر است کتک بخورد و سریع قبل از آن که کتک بخورد خودش حمله میکند و فرار میکند.
دنیا از دید افرادی که زیاد پرخاشگری میکنند، دنیای ناامنی است. این افراد همیشه آماده هستند که از خود دفاع کنند و یا منتظر هستند که نشانهای ببینند و حمله کنند. اگر بتوانیم دنیا را از دریچهی نگاه آنها ببینیم، ترس و غم را حس خواهیم کرد. ترس از اینکه قرار است از جایی که نمیدانند کجاست تنبیه شوند، برای همین همیشه برانگیختهاند و غمگین از اینکه قرار است طرد شوند، و واقعیت دردناک این است که رفتار ناپختهی این افراد هم دقیقا آنها را تنها میکند و هم دیگران را تحریک میکند که آنها را سرزنش کنند.
بدانیم و درک کنیم که دنیا برای افراد پرخاشگر، محلی ناامن است و این افراد برای آرامتر شدن به کمک احتیاج دارند. اگر ما کمی در مقابل آنها صبورتر باشیم و شبیه به خودشان واکنش نشان ندهیم، شاید بیقراریشان در رابطهها کمتر شود و شاید ترسشان واقعیتر شود نه توهمی برای هر لحظه طرد شدن.
آدمهایی که بسیار ما را عصبانی میکنند، دقیقاً ما را تحریک میکنند، که یا آنها را طرد کنیم و یا تنبیهشان کنیم و بعد خودِ آنها در سرزنشی عمیق گیر میکنند و ممکن است در سنین بالا آدمهایی تنها و منزوی شوند.
اگر بتوانیم صبورتر باشیم و آغوشی امن باشیم، گاهی از دیدن بخش دیگری از شخصیتشان متعجب خواهیم شد؛ بخشی مهربان و آرام که بسیار حمایت کننده است. «گاهی» قلبی بزرگ پشت آن چهره خشمگین پنهان است.
گاهی اگر رابطه امنیت بخش باشد، شخص، خودش به سمت درمان حرکت میکند و کمک میگیرد.
- تکههاییازیککلمنسجم | پونه مقیمی / ص ۱۳۲ و ۱۳۳
شنبه پنجم اردیبهشت ۱۴٠۵ | ۱۹:۴۵