در این دوران که دورههای آموزشی و مقالههای روز به شدت کم شدن، با هزینه بسیار زیاد تونستم یک دسترسی کوچک به تلگرام داشته باشم و صفحات وب برخی از مقالهها رو دانلود کنم
امیدوارم بتونم هر روز تعدادی برای شما در اینجا منتشر کنم، سعی میکنم مقالههایی رو پیدا کنم برای همه زیرشاخههای دوستان مهندس نرمافزار و مهندسان کامپیوتر مناسب باشه
اگر مقاله یا بلاگی داشتید، خوشحال میشم توی پیامرسان بله(به آیدی mhselfs) برام ارسال کنید که هم ترجمه و هم منتشر کنم
لازم میدونم یادآوری کنم که در ترجمه این متن از هوشمصنوعی ChatGPT کمک گرفته شده، پس این متن هم بدون ایراد نخواهد بود
اینترنت این روزها شبیه مهدکودکی شده که هرکس با افتخار آخرین خطخطی تولیدشده با هوش مصنوعی خود را به رخ میکشد. نویسنده که خود را «عاشق هوش مصنوعی» معرفی میکند، میگوید مشکل از خود ابزار نیست، بلکه از شوق بیمارگونهٔ به اشتراکگذاری هر خروجیِ «وایبکدشده» (vibe-coded) با تمام دنیاست.
الگوی تکراری و مأیوسکننده این است: کدنویسی ایجنتیک را کشف میکنی، پروژه را روی گیتهاب میریزی، از هوش مصنوعی میخواهی یک پست وبلاگی هیجانزده دربارهاش بنویسد، و بعد این بسته را در تمام سابردیتها و گروهها اسپم میکنی. نتیجه، سیلابی از محتوای کمارزش است – از «کافکا به زبان COBOL» بگیر تا کتابهای الکترونیکی که Claude نوشته است. نویسنده بیپرده میگوید: «هر احمقی میتواند سکهها را توی دستگاه اسلات بیندازد و دسته را بکشد.»
مسئله، خودِ استفاده از هوش مصنوعی نیست، بلکه نیت و تأثیر آن است. هوش مصنوعی وقتی «خوب» است که کسی را قادر سازد کاری بکند که قبلاً نمیتوانست، با دقت و فکر انسانی پشت آن. اما «اسلوپ بد» مثل میمونهایی است که آشغال را از بالای دیوار به این طرف پرت میکنند: اسپم، ماهیگیری تعامل، و نویزی بیفکر که هیچ سودی برای جامعه ندارد.
آسیب واقعی، افزایش نمایی «نویز» و دشوارتر شدن تشخیص «سیگنال» است. وقتی سابردیتها و گروههای اسلک پر از محتوای وایبشده میشود، اعضای حقیقی ناامید عقب میکشند و حیات ارگانیک جامعه تحلیل میرود. این مسیر به جوامعی دیستوپیایی ختم میشود که در آن عاملهای هوش مصنوعی بدون حضور انسان با هم «صحبت» میکنند.
نویسنده یک توصیهٔ ساده دارد: قبل از به اشتراکگذاری، مکث کن. ببین چیزی که ساختهای واقعاً مفید است؟ آیا حاضری پشتش بایستی و ایشوها و درخواستهای ادغام را مدیریت کنی؟ یا فقط یک رابطهٔ یکشبه با Claude بوده است؟ درست مثل نقاشیهای مدادشمعی بچهها که جایشان روی در یخچال است نه نگارخانهٔ ملی، بسیاری از ساختههای هوش مصنوعی هم باید در همان دایرهٔ خصوصی بمانند. قدرت بزرگ (توکنهای زیاد) با مسئولیت همراه است؛ پیچک صحرایی نباشید که جان جامعه را میگیرد.