مقدمه: انسان موجودی قصهگوست. از نخستین لحظههایی که بشر زبان یافت، آن را نه فقط برای تبادل اطلاعات، بلکه برای معنا بخشیدن به تجربهها به کار برد. قصه، داستان و روایت سه واژهی کلیدیاند که در ادبیات و زندگی روزمرهی ما حضوری پررنگ دارند. اما تفاوت این مفاهیم در چیست؟ و چگونه از قصهگویی دور آتش به اشتراکگذاری استوری در شبکههای اجتماعی رسیدیم؟
بخش اول: تعریف مفاهیم پایه
1. قصه: قصه، سادهترین و ابتداییترین شکل بیان یک رخداد است. ساختاری خطی دارد و بیشتر بر توالی حوادث تمرکز میکند تا شخصیتپردازی. قصه معمولاً از سنت شفاهی برآمده و ریشه در افسانهها و حکایتها دارد.
2. داستان: داستان شکل پیچیدهتر و ادبیترِ قصه است. در داستان، درام، کشمکش، تحول شخصیتها، و گاه زمانپریشی حضور دارد. داستان ساختار منسجمتری دارد و اغلب با هدف انتقال پیام یا ایجاد همذاتپنداری نوشته میشود.
3. روایت: روایت، شیوهی بیان قصه یا داستان است. روایت میتواند اولشخص یا سومشخص، خطی یا غیرخطی، ذهنی یا عینی باشد. روایت همان تجربهی زیستهی مخاطب از شنیدن یا خواندن ماجراست.
بخش دوم: تفاوتها قصه، مادهی خامیست که میتواند به شکلهای گوناگون روایت شود یا تبدیل به داستان گردد. داستان برخلاف قصه، بر احساس، شخصیت و پیچیدگی تاکید دارد. روایت نیز ابزار یا راهِ انتقال این محتواست. به زبان ساده: اول قصه داریم، سپس داستان، و روایت نحوهی گفتن یا نوشتن آنهاست.
بخش سوم: ما هر روز قصه میگوییم زندگی روزمرهی ما مملو از لحظههاییست که در آنها ناخودآگاه قصهگویی میکنیم. وقتی خاطرهای را تعریف میکنیم، یا حتی وقتی در ذهن خودمان اتفاقی را مرور میکنیم، در حال ساختن و بازسازی قصهای هستیم. در این بازگوییها گاهی عناصری از داستانپردازی هم وارد میشود، مثل اغراق، حس، یا شخصیتپردازی.
بخش چهارم: قصهگویی از دیروز تا امروز در گذشتههای دور، قصهگویی در جمعهای کوچک خانواده و قبیله اتفاق میافتاد؛ گاهی اطراف آتش، گاهی زیر سقفهای گلین. با پیدایش خط و نوشتار، قصهها ماندگار شدند و به داستان تبدیل گشتند. بعدها با رماننویسی، نمایش و سینما، روایتهای پیچیدهتری خلق شد.
بخش پنجم: قصهگویی در عصر شبکههای اجتماعی امروز، قصهگویی به شکل دیجیتال در شبکههای اجتماعی بروز یافته است. استوریها، پستها و حتی کامنتها، شکلهایی نو از روایتاند. پلتفرمهایی مثل اینستاگرام و تیکتاک،فیسبوک عملاً ابزارهایی برای بیان داستانهای شخصیاند. ما انسانها دیگر فقط برای حلقهی نزدیکمان قصه نمیگوییم؛ حالا جهان تماشاگر قصههای ماست.
نتیجهگیری: قصهگویی، بخش جدانشدنی از تجربهی انسانیست. از قصههای شبانهی کودکانه تا استوریهای چندثانیهای، انسان همواره در جستجوی معنا از خلال روایت بوده است. شناخت تفاوت میان قصه، داستان و روایت، به ما کمک میکند تا بهتر بفهمیم که چگونه جهان را میسازیم، بازگو میکنیم و به اشتراک میگذاریم.