پرواز، به خاطر پرواز! یا «همه‌ی ما، یک "جاناتان لیوینگستون" در درونمان داریم!»

--نگاهی به شخصیت اصلی کتاب #جاناتان_مرغ_دریایی؛ نوشته #ریچارد_باخ:

توی بحث هایی که اینروزها با گروه های مختلف آدمهای اطرافم دارم، یه حس عجیبی هست که میتونم به اشتیاق برای اوج گرفتن در درون هرکدوم از ما تعبیرش کنم. انگار همه مون داریم تلاش میکنیم که متفاوت از زندگی عادی سایر انسانها، به دنبال کشف #رویا هامون بریم تا بتونیم اوج بگیریم و زندگی منحصر به فرد و پر از موفقیت رو تجربه کنیم.


?اگه کتاب #جاناتان_مرغ_دریایی رو نخوندین، بهتون پیشنهاد میکنم که حتما این کتاب کم حجم رو بخونین. داستان، روایت یک مرغ دریایی ست به نام #جاناتان_لیوینگستون که رویای متفاوتی داره. او برخلاف همنوعانش که پرواز را وسیله ای برای یافتن غذا و زنده ماندن میدانند، شیفته ی پروازه و پرواز را برای حس رهایی و اوج گرفتن دوست داره. پرواز، به خاطر پرواز!

جلذ کتاب
جلذ کتاب " جاناتان، مرغ دریایی" نوشته ریچارد باخ

یه #رویا ی عجیب برای یه مرغ دریایی که برخلاف آناتومی شاهین و عقاب، برای پرواز های طولانی و در ارتفاع زیاد، بدن مناسب و بال های تنومندی نداره. اما #جاناتان یه چیز مهم داره و اون، رویاییه که در سر داره. و براش تلاش میکنه. تلاشی که توام شده با طعنه ها و تمسخرهای همدسته هایش. این درسی برای همه عاشقانی ست که به رویای خودشون عشق می ورزند، اینکه پایبندی به رویا و شوق رسیدن به هدف، مهمتر از هر چیز دیگه ایست.

وقتی پس از مدتها تمرین، پرواز اعجاب انگیزی می کند، مرغان دریایی بجای تشویق و دیدن توانمندی هایش، او را بخاطر اینکه بجای وقت گذاشتن برای یافتن غذا، به تمرین پرواز مشغول شده از دسته طرد و تبعید می کنند. مرغ های دریایی دیگه، او را دیوانه خطاب میکنند و از تلاش هایش چیزی نمی فهمند.

به نظرم این سرنوشت انسان هایی ست که در طول تاریخ خواسته اند "آزاد و متفاوت" باشند و جنگیدند تا رویاهایشان را بدست بیارن.

در جایی از کتاب میخوانیم که #جاناتان با خود می گوید:
"چرا دشوارترین کار در جهان این است که پرنده ای را متقاعد کنی، آزاد است؟"

#رویا ی متفاوت بودن در #جاناتان انقدر کشش داره که تک و تنها، در جزیره تبعیدیش به تمرین مهارت پرواز میپردازه، تا اینکه آروم آروم با مرغان دریایی تبعید شده ی دیگه ای مواجه میشه که اونها هم به خاطر رویاهاشون طرد شدند و اینگونه دسته جدیدی رو تشکیل میدن.



جالبه بدونید که ریچارد باخ که خلبان نیروی هوایی آمریکا بود و از نوادگان یوهان باخ، موسیقیدان بزرگ آلمانیه، این کتاب را در ۱۹۷۰ می نویسد و از طرف ۱۸ ناشر، پاسخ منفی برای چاپ کتابش می گیره. اما سرانجام با چاپش،‌ برای مدتها در صدر پرفروش ترین های سال می ماند.

به اعتقاد من، همه ما و انسانهایی که تنها به معاش و زندگی ساده ای بسنده نکردیم و امید بدست آوردن رویاهایمان را در سر می پرورانیم، یک #جاناتان لیوینگستن در درونمان داریم که ما را به سمت #رویا هایمان سوق میده و هرگاه که از رسیدن به آن ناامید می شیم، همون جاناتانِ درونمان به ما نهیب می زند که پاشو و به پروازت برای رسیدن به #رویا هات ادامه بده.

تقدیم به همه کسانی که رویایی در سر دارند.

و تقدیم به خواهرم "اسماء"، که یک جاناتان تمام عیار است.


31 خرداد 1399 - مهدی ارسطو