ویرگول
ورودثبت نام
صاد
صادمستیم بدان حد که ره خانه ندانیم.
صاد
صاد
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

از هجوم کرکسان شوم.

می‌نویسم، می‌سرایم تا بخوانند و بدانند که ما دل‌سوختگان، همچو جای زخم بر جسم و تن تاریخ، می‌مانیم.

شرق مظلوم از هجوم کرکسان شوم، در غوغاست باز این خطه اسیر درد و رنج و هجمه‌ی غمهاست

گناهمان چقدر سترگ و دهشتناک بوده که تن افلاک و ملائک را لرزانده و یزدان را غضبان ساخته و چنین و چنان، جهان را به هم ریخته و زمین و زمان را به هم دوخته است؟

آتش غم است که از آسمان بر سر مردمان می‌ریزد؛

به چه باید قسم خورد که ما انسانیم؟

درهم‌آمیخته‌ای ناچیز از گوشت و استخوان در لفافه‌ای از پوست، چگونه می‌تواند چنین حجمی از ملال و مرارت و مصیبت را که در پی هم می‌آیند، با تن نحیف خود، تحمل کند؟


سعدی عزیز.
سعدی عزیز.

تلخ‌تر خواهم شد.

همانند مزه‌ی این روزها.

پ.ن:امیدوارم تنها دوستانم که اینجا هستند، در امنیت و آرامش باشند. دوستتان دارم.

نوشته کوتاهاندوه
۵۰
۴
صاد
صاد
مستیم بدان حد که ره خانه ندانیم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید