ø 𝐍𝕀ℍ𝕀𝕃𝕀𝕊𝐓 ø·۷ روز پیشقوت قلبسلام به دوستان ویرگولی، اعم از دستاندرکاران سایت و همقلمهای عزیز 👋🏻🌻روزهایی به واقع تاریک رو طی میکنیم. روزهایی که آفتاب پشت ستونها…
پریا مقدم·۲ ماه پیشسایهای که دیگر مرا صدا نمیزندمن مدتی طولانی خویشتن را صدا زدم.نه بلند، نه با التماس بلکه کاملا عادی؛اما هیچکس پاسخی نداد،حتی خودم.سپس دریافتم که مسئله صدا نبود، من دیگ…
پریا مقدم·۲ ماه پیشخاکستر شب، بر پوست مادر امتداد شب غرق شده بودیم!ستارهها خسته بودند و هیچکس دیگر نگاه نمیکرد.صدای باد همانند خاطرهای دور میپیچید و از بین میرفت.دستهایمان…
امید الماسی·۲ ماه پیشاندوهی برای یک عمردر این مدت زندگی به گونه ای سپری شده و روزگاری بر ما گذشته که بدون اینکه نیاز باشد هیچ اتفاق غم انگیز دیگری رخ بدهد می توانیم تا سالها غمگی…
سبا بابائی·۲ ماه پیشحسرتاندوه ما بیپایان خواهد بود. روزهایمان همه در حسرت یک زندگی معمولی طی میشود. دانه دانه همهی چیزهای دلخواهمان حذف میشوند و هیچ کاری از دس…
میان سطر ها·۲ ماه پیشاگر خشم و غم است ...این روزگار ،درس هایی دارد .برخی آنها را آموختند .و با هر غم گریستند ،به وقت یاری دادند ،در وقت دفاع جنگیدند ،به وقت شکست بی…
جواد محمودی·۲ ماه پیشیک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیمخیلی خسته ام...جسمانی و روحانی!حس میکنم هرچه میدوم به مقصد نمیرسم...یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیمیک آه کشیدیم و رسیدیم به معراجبا من که…
ABNOOS·۲ ماه پیشپس تازیانه بود و تن، وطن زیر تازیانه بود«زنده از کشتار برگشتم، دهانم سوخته. شاعرم اما زبان واژگانم سوخته..»