دلایل تنفر خودم از خودم
چرا من اینقدر هیتر خودم هستم؟
دلایل هیتر بودنم چه چیزهایی هستند؟
آیا لیاقت شانس هزار و یکم برای دوست داشتن و دوست داشته شدن هستم؟
خب باید یک لیستی تهیه کنم از دلایل از قد گرفته تا دلیل اول قطعا لیست با دلایل عجیب و غریبی رو به رو خواهم شد
دلیل اول:(این نوشته شخصی بود و اولش قصد انتشار پست نداشتم ولی الان دلی میخوام پستش کنم تا یه پست هرچند ولی خب این دلیل اول تو این وضعیت سانسور باید بشه)
دلیل دوم:قد
آره قد قد من به طرز مزخرفی قابل قبول برام نیست اگر ۱۰سانت بلند تر بودم انقدر از خودم بدم نمیومد قد ۱۷۱یا ۱۷۳یا هرچی که هست خیلی واسم کوتاه به نظر میرسه اینکه یک کوچولو به نظر میرسم واقعا مزخرفه!
دلیل سوم:هیکل و قدرت
هیکل و قدرت بدنی من کم هست و اصلا خوب و جالب نیست و این و ترکیب با دلیل دوم باعث شده ریزه میزه به نظر بیام که خوب و جالب نیست و اصلا ترکیب ایده آل و خفنی نیست!
دلیل چهارم:ناجالب بودن
من آدم ناجالبی هستم واینو حس میکنم و کامل تقریبا مطمئنم درست هست حداقل در ۸۰ درصد اوقات من پسر خفنی نیستم یا اونطوری نیستم که بتونم راحت با یکی ارتباط برقرار کنم و طرف بهش خوش بگذره و بخواد باهام وقت بگذرونه من آدم مناسبی برای جمع ها و خوش گذرونی سالم و ناسالم نیستم فکرمیکنم بقیه من رو تحمل میکنن و گاهی از رو ترحم در جمعی هستم حس میکنم و آدمی نیستم که خیلی محبوب و خفن و باید با این آدم خیلی حرف بزنم و اون آدم خفنی هست نیستم!
دلیل پنجم:اضطراب اجتماعی و ارتباطات
این در راستای دلیل چهارم میشه گفت هست که من اضطراب اجتماعی دارم و سخت میتونم ارتباط بگیرم اگر مثلا در قطار کنار یک نفر بشینم یا تاکسی و یا بیرون در جایی نمیتونم صحبتی را شروع کنم و یا ارتباط خوبی بگیرم با بقیه
دلیل پنجم:رانندگی بلد نیستم
من ۱۲جلسه رفتم و یک جلسه هم آزمونش رو دادم ولی انگار یک عقب مونده بودم خوب اصلا رانندگی نمیکنم اونقد مزخرف شاید نه ولی پیشرفت کمی داشتم و تو موضوع های ماشین و رانندگی و فنی هیچی حالیم نیس
دلیل ششم:دنبال نکردن رویا
من رویا نویسنده شدن معلم شدن یا حتی بازیسازی رو داشتم و انیماتور شدن ولی تا الان به غیر از انگولک های بچگونه هیچ گه دیگه ای نخوردم حتی یک نمونه کار ساده و کامل ندارم از یک بازی یا انیمیشن یا معلمی هم که تو کنکور فرهنگیان بخاطر مصاحبه و... قبول نشدم و خب خیلی حس مزخرفیه
دلیل هفتم:به خود نرسیدن
من حتی ناخن گرفتن یا حموم رفتن درست و حسابی ای ندارم لباس پوشیدن خوبی ندارم و تیپ زدن و...هم بلد نیستم حتی بخاطر اعصاب خوردی برای ضعیف شدن چشمم الان دوساله نرفتم چکاپ چشم پزشکی تا با حقیقت لعنتی روبه رو نشم و کلا وضع خیلی خرابی دارم خودم برای خودم ارزشی قائل نیستمم انگار از دستی جلوی خودمو میگیرم بابت خیلی چیزها
دلیل هشتم:اعتیاد به دوپامین
من وابسته شدید به دوپامین شدم و نمیتونم بدون تکنولوژی یا کارهای دوپامین وار زنده بمونم و حتی حوصله ندارم کامل باز بکنم دلایل رو بخشی از فعالیت نکردنم تو سمت علاقه هام و وقت گذاشتن و یا ننوشتن متن های طولانی قطعا همین هست
دلیل نهم:کار خاصی نکردم
هیچ کار خاصی عملا تو زندگیم نکردم به غیر از شاید یکی دونقطه عطف حس میکنم کل زندگیم به تباهی گذشته و کسی بگه خب تو الان ۲۰سالت شده با زندگیت تاحالا چیکار کردی و تجربت چی بوده چیز خاصی برای گفتن ندارم و چیزی برای ارائه ندارم که آره من تو زندگیم تاحالا اینکار رو کردم انگار تو اول ۲۰سالگیم که الان باشه هستم هیچ کار یا هیچ خاطره خاصی نساختم و عملا بیهوده بوده زندگیم و این خیلی اعصابم رو خورد میکنه و شاید بخاطر همین باز وقت تلف میکنم و تو چرخه تباهی قرار گرفتم
دلیل دهم:قیافه
من از خودم و قیافم و طرز ایستادن راه رفتن و حرکاتم بدم میاد انقد از خودم و عکسم و صدام تو فیلم ها بدم میاد اگر فیلم بگیرم هیچی توش نمیگم تاجای ممکن و یا اصلا از خودم عکس نمیگیرم و عکس نمیذارم هیچ کدوم از اکانت هام تاحالا عکس الان خودمو نذاشتم و از قیافم خوشم نمیاد یا تیپ و نحوه نشستن و حرف زدن و صدا و...
قطعا این لیست ادامه دارد صرفا خواستم اتمامی داشته باشد تا پست کنم.ببخشید بابت مزخرف بودن محتوا اگر مزخرف بود!