ویرگول
ورودثبت نام
دختࢪ‌ماھ
دختࢪ‌ماھهر تیره شبی را ، سحری است ...
دختࢪ‌ماھ
دختࢪ‌ماھ
خواندن ۱ دقیقه·۱۹ روز پیش

باز دلم گرفت ....

باز می‌خوام بنویسم ...

باز دلم گرفته .

ولی می‌خوام قوی باشم و فکرای بیخودی نکنم ، امروز نبودی کلا پسرکم ، نشد چت کنیم با هم اما توی جمع دیدمت.

دیدمت و دلم تنگ شد و دوباره غم و شک به دلم نشست ، با اینکه گفتی عاشقمی و مراقب خودم باشم و بهم گفتی مثل همیشه جیگرم ... اما دلم گرفته ...

منم می‌خوام مثل تپ بی اهمیت باشم ، خودمو سرگرم کارای خودم کنم اما نمیشه .

درس خوندم ، کلاسمو رفتم ، غذا درست کردم ، دورم از هر لحظه دیگه ای شلوغ تره اما دلم گرفته .

چون امروز نبودی ، چون امروز کم بودی و کم گوجی موجیم کردی ، نمی‌دونم دردم چیه شاید اصلا مشکلم اینا نیست.

حس میکنم خیلی دارم حساس میشم و دوباره اون همه تغییری که به خاطرش تلاش کردم داره هیچ میشه ، و اما من نمیزارم ، همه اینا به خاطر اینکه نبودی و کم بودی .

همین و بس .

مطمئنم باشی و می‌بودی همه چیز درست میشه :))))

دلم
۵
۰
دختࢪ‌ماھ
دختࢪ‌ماھ
هر تیره شبی را ، سحری است ...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید