ویرگول
ورودثبت نام
مینو
مینومن ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم ...
مینو
مینو
خواندن ۶ دقیقه·۴ روز پیش

من کوتاهم اما می‌خوام بلند بشم ۲ ( جی‌پی‌تی۴)

و بعد بهم گفت:

فردا منتظرت هستم تا روز ۱ رو با هم مرور کنیم.

امروز ۴ اسفند ۱۴۰۴

بعد از ۵ دقیقه مراقبه‌ی رفع تکلیفی بازم رفتم سراغ چت جی‌پی‌تی

من گفتم:

سلام ۵ دقیقه مراقبه کردم به هر زحمتی که بود 🥰🥰🥰🥰

چت جی‌پی‌تی گفت:

مینوووو 🥹✨

خییییلی خوشحال شدم اینو گفتی.

۵ دقیقه وقتی ذهنت مقاومت می‌کنه، شوخی نیست.

این یعنی تو با وجود اضطراب و قضاوتِ ذهنت، انتخاب کردی مهربون بمونی با خودت.

اون صدایی که میگه «کمه»، «دیر شروع کردی»، «فایده نداره»…

الان یه کم ضعیف‌تر شده، چون تو عمل کردی.

یادت باشه تو قبلاً هم با فایل «تن‌آرامی» از کارگاه ذهن‌آگاهی نتیجه گرفتی. بدنت آروم شدن رو بلده. فقط بعضی وقت‌ها یادش میره و باید یادآوری بشه.

امشب فقط همینو ثبت کن:

من امروز با خودم نجنگیدم. ۵ دقیقه کنار خودم نشستم.

اگر دوست داشتی بگو:

بعدش توی بدنت چی حس کردی؟

تفاوت خیلی کوچیک هم حسابه 💛

من گفتم:

کمر دردم بهتر شد. وقتی ۵ دقیقه تموم شد، تعجب کردم که چقدر کوتاه بود، با اینکه در تمام طول مراقبه ذهنم غر میزد.

چت جی‌پی‌تی گفت:

اینکه کمر دردت بهتر شده خیلی نکته‌ی مهمیه، مینو 💛

یعنی بدنت واقعاً پاسخ داده. حتی اگر ذهنت غر زده.

اون تعجبی که گفتی — «چقدر کوتاه بود!» — دقیقاً نشونه‌ی یه چیز جالبه:

ذهن غر می‌زد، اما تو درگیرش نشدی.

تو موندی.

و وقتی مقاومت کمتر از چیزی بود که پیش‌بینی می‌کرد، زمان هم کوتاه‌تر حس شد.

یه چیزی رو خیلی جدی بگم:

مراقبه خوب، مراقبه‌ای نیست که ذهن ساکت باشه.

مراقبه واقعی یعنی:

ذهن غر می‌زنه… و تو همچنان می‌مونی.

در واقع امروز تو این اتفاق افتاده:

• ذهن غر زده ✔️

• بدن آروم‌تر شده ✔️

• تو ۵ دقیقه کامل نشستی ✔️

این یه تمرین تنظیم سیستم عصبیه. وقتی اضطراب شب قبل از کارهای مهم میاد سراغت (که می‌دونم میاد)، این دقیقاً همون عضله‌ایه که داری تقویتش می‌کنی.

حالا یه سوال کوچیک، نه برای بازخواست، فقط برای کنجکاوی:

کمرت چطوری بهتر شد؟

گرم‌تر شد؟

شل‌تر شد؟

یا فقط اون حس ضعف کمتر شد؟

جزئیات بدن خیلی چیزا بهمون میگن 🌿

من گفتم:

انگار نصف درد رو یهو از روش برداشتن (البته دردم شدید نبود فقط کمی مشغول کننده‌ بود) و باقی درد کم‌کم بهتر شد.

چت جی‌پی‌تی گفت:

مینو… این توصیفت خیلی دقیق و قشنگ بود 🌿

«انگار نصف درد رو یهو از روش برداشتن»

این معمولاً وقتی اتفاق می‌افته که تنش عضلانی ناگهانی آزاد میشه.

بدن وقتی توی استرسه—even استرسِ ظریف—عضلات کمر و لگن رو کمی منقبض نگه می‌داره.

تو با اون ۵ دقیقه، به سیستم عصبی‌ات علامت دادی: «خطر فوری نیست.»

و بدن گفت: «اوه… باشه، می‌تونم ول کنم.»

اون بخش دوم که گفتی «باقی درد کم‌کم بهتر شد» هم نشونه‌ی ادامه‌ی همون فرآینده؛

اول آزادسازی، بعد تنظیم تدریجی.

نکته‌ی مهم اینه:

دردت شدید نبود، فقط «مشغول‌کننده» بود.

یعنی بیشتر از جنس تنش و درگیری عصبی بوده تا آسیب.

و یه چیز جالب:

اینکه ذهنت غر می‌زد ولی بدن آروم شد، یعنی بدن سریع‌تر از ذهن قانع میشه.

گاهی باید از درِ بدن وارد شد تا ذهن آروم‌تر شه.

امشب فقط یه کار کوچیک پیشنهاد میدم:

وقتی می‌خوای بخوابی، همون حس «نصف درد برداشته شد» رو در ذهنت بازسازی کن.

بدن حافظه داره. وقتی اون حس رو یادآوری می‌کنی، آزادسازی راحت‌تر تکرار میشه.

راستی الان اگر از ۰ تا ۱۰ به کمرت نمره بدی، چند میدی؟ 🌙

من گفتم:

به دردش؟ یا به خوب شدنش؟ تقریبا درد ندارم، بیشتر قلقلکه اما معده‌م از دیشب هنوز کامل ول نکرده و توی دست‌هام احساس خستگی میکنم

چت جی‌پی‌تی گفت:

آخ که چقدر دقیق بدنت رو گزارش می‌کنی مینو 🌿 این خیلی ارزشمنده.

اینکه میگی «تقریباً درد ندارم، بیشتر قلقلکه» یعنی تنشِ تیز تبدیل شده به یه باقی‌مونده‌ی عصبی خفیف. معمولاً وقتی سیستم عصبی از حالت هشدار درمیاد، درد تیز تبدیل میشه به حس مبهم، گرما، قلقلک یا حتی مورمور. این معمولاً نشونه‌ی بهتر شدنه، نه بدتر شدن.

اما درباره‌ی معده و دست‌ها:

🌿 معده که “ول نکرده”

معده خیلی مستقیم با استرس کار می‌کنه. وقتی اضطراب میاد (مخصوصاً همون استرسی که گفتی شب قبل از کارهای مهم می‌گیری)، عصب واگ و سیستم گوارش سفت میشن.

گاهی کمر زودتر ول می‌کنه، ولی معده یه کم دیرتر اعتماد می‌کنه.

یه تمرین کوچیک برای معده:

دستت رو بذار روی معده، نفس آروم بکش، و فقط بازدم رو کمی طولانی‌تر کن.

مثلاً ۴ شماره دم، ۶ شماره بازدم.

بدن با بازدم طولانی پیام «امنم» می‌گیره.

🌿 خستگی دست‌ها

احساس خستگی توی دست‌ها بعد از آرام‌سازی هم خیلی رایجه.

وقتی بدن از حالت انقباض میاد بیرون، یه جور «افت تنش» حس میشه که شبیه خستگیه.

یه جور تخلیه‌ی خفیف آدرنالین.

الان الگوی بدنت اینه:

• کمر → آزادسازی سریع ✔️

• معده → هنوز نیمه‌هشیار

• دست‌ها → افت تنش / خستگی بعد از رهاسازی

همه‌شون با هم سازگارن.

یه سؤال ملایم:

حس معده بیشتر شبیه سفتیه؟ دل‌پیچه؟ سنگینی؟ یا همون حالت گره‌خورده‌ی اضطرابی؟

با هم می‌تونیم دقیق‌تر بفهمیم بدنت چی می‌خواد 💛

من گفتم:

یه کوچولو احساس سفتی میکنم اما بیشترش دلشوره‌ست

چت جی‌پی‌تی گفت:

آهااا…

پس بیشتر از اینکه «معده» باشه، «دلشوره»‌ست که خودش رو توی معده نشون میده 💛

این خیلی منطقیه. وقتی یه کار مهم جلوته (و می‌دونم معمولاً شب قبلش استرس می‌گیری)، حتی اگه آگاهانه بهش فکر نکنی، بدن از قبل آماده‌باش میشه.

دلشوره همون انرژیِ “چیزی قراره اتفاق بیفته”‌ست.

الان چند تا نکته مهم درباره وضعیتی که تو توشی:

• کمرت ول کرده → یعنی بدنت توانایی تنظیم داره.

• درد تقریباً رفته → یعنی خطر واقعی در کار نیست.

• دلشوره مونده → یعنی سیستم هشدار هنوز کمی روشنه.

دلشوره معمولاً با «تلاش برای آروم شدن» بیشتر میشه.

ولی با «اجازه دادن به حضورش» کمتر میشه.

یه تمرین ۱ دقیقه‌ای مخصوص همین حس:

فقط بشین و خیلی خنثی به خودت بگو:

«اوکی… دلشوره اینجاست.»

نه بخواه بره، نه تحلیلش کن.

فقط اسمشو ببر.

بعد توجهت رو ببر به کف پاها.

حس تماسشون با زمین رو پیدا کن.

دلشوره معمولاً توی سینه و معده‌ست.

وقتی توجه میره پایین‌تر (پاها)، شدت کمتر میشه.

یه چیز مهم دیگه:

دلشوره بعد از مراقبه گاهی طبیعی‌ه. چون وقتی ساکت میشی، چیزهایی که زیر سطح بودن دیده میشن. این نشونه‌ی خراب شدن نیست؛ نشونه‌ی آگاه شدن‌ه.

الان شدت دلشوره‌ت از ۰ تا ۱۰ چنده؟

و مهم‌تر: ترس داره؟ یا فقط بی‌قراری مبهمه؟ 💭

من گفتم:

حدودا ۲ یا ۳، ترس هم هست، اما ترسش هم مبهمه

چت جی‌پی‌تی گفت:

مینو جان 🌿

۲ یا ۳ یعنی سیستم عصبی‌ت تقریباً آرومه. این عددها معمولاً توی محدوده‌ی «قابل تنظیم» هستن، نه حالت بحران.

اینکه میگی «ترس هم هست، اما مبهمه» خیلی مهمه.

مبهم بودنِ ترس معمولاً یعنی مغز دنبال یه خطر مشخص می‌گرده ولی چیزی پیدا نکرده. وقتی تهدید واضحی نیست، بدن فقط یه حس آماده‌باش خفیف نگه می‌داره — همون دلشوره‌ی ۲–۳.

حالا کاری که کمک می‌کنه اینه که به مغز یه چارچوب بدی:

به‌آرومی بگو:

«الان خطری مشخص وجود نداره. این فقط حسِ انتظارِ یه اتفاقه.»

بعد یه تست ساده:

نگاهت رو بچرخون و ۵ تا چیز واقعی توی محیطت رو نام ببر (مثلاً دیوار، صدا، نور، دما…).

این کار به مغز پیام می‌ده که «اینجا و الان امنه».

چون قبلاً هم گفتی شبِ قبلِ کارهای مهم بدنت آماده‌باش میشه، احتمالاً این همون الگوی آشناست — فقط این بار شدت خیلی کمتره. و نکته‌ی قشنگش اینه که تو الان ابزار داری (مراقبه، تن‌آرامی، توجه به بدن) و بدنت هم نشون داده جواب می‌ده.

یه سوال کوچیک:

الان بیشتر دلت می‌خواد کاری بکنی که حواست پرت شه؟ یا دوست داری همین حالت آرومِ ملایم رو نگه داری و زودتر بخوابی؟ 🌙

من گفتم:

وقتی برام توضیح میدی، آرومتر میشم برم به کارام برسم

چت جی‌پی‌تی گفت:

مینو 🥹💛

اینکه میگی «وقتی توضیح میدی آرومتر میشم» یعنی ذهنت با فهمیدن، احساس امنیت می‌کنه.

برای بعضی‌ها نفس عمیق جواب می‌ده، برای بعضی‌ها لمس بدن، و برای تو ظاهراً فهم منطقیِ اتفاقی که می‌افته خیلی تنظیم‌کننده‌ست. این یه تواناییه.

الان بهترین انتخاب همینه که گفتی:

برو به کارات برس 🌿

نه برای فرار از دلشوره،

بلکه چون شدتش ۲–۳ هست و تو در حالت عملکردی هستی.

فقط یه یادآوری کوچیک با خودت ببر:

اگر وسط کار دوباره یه موج کوچیک اومد، لازم نیست حلش کنی.

بدنت همین امروز ثابت کرد بلده خودش برگرده.

و یه چیز مهم‌تر:

تو امروز از «اضطرابِ قبل از اتفاق» به «اقدام واقعی» رفتی.

این دقیقاً همون تغییریه که مدت‌ها دنبالش بودی.

هر وقت برگشتی، بهم بگو حالت چطوره

۴ اسفند ۱۴۰۴

سیستم عصبیهوش مصنوعی
۷
۴
مینو
مینو
من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم ...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید