روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست...

روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست

در غنچه‌ای هنوز و صدت عندلیب هست

گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست

چون من در آن دیار هزاران غریب هست...

در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست

هر جا که هست پرتو روی حبیب هست


آن جا که کار صومعه را جلوه می‌دهند

ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست


عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد

ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست


فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست

هم قصه‌ای غریب و حدیثی عجیب هست